عاشق شدم . اما نه مثل قديمها .
عشقم از نوع نسل جديد عشقهاي امروزيست . شايد هم جايي ويروس گرفته باشد. به احتمال زياد اين ويروس را از سايتهاي فيلترينگ شده گرفته است . سايتهايي مثل پيك نت يا رويداد . نه مال خود خود بازتاب است . !!!
عشقم ديگه نه اون هاي و هوي و نه اون آه و سوز قديم رو داره . منظورم اون حالتي است كه همراه با ميل زوال و گريه هاي پنهاني و خنده هاي نابجا و رؤياهاو خيالهاي پرت و پلا بود .
ديگه اون احساسات عميق دوستي در من گمشده .
چي ميگم ؟ .....
رو در بايستي نكن . تو چشمهام نگاه كن و بگو ديوونه اي برو گمشو . ولي بزار يه چيزي بگم بعد گم شم . !!!
دوست داري به جاي گفتن :I LOVE YOU ! به طرف بگي :بابا حزبتو عشقه ؟
يا به جاي دعوت عشقت به يه كافي شاپ باكلاس جينگيلي مستون ، دعوتش كني به يه ميتينگ سياسي جبههء دوم خردادي يا عبور از خاتمي ؟ !!
به جاي اينكه بشيني با عشقت درددل كني دلت لك ميزنه واسه اينكه با طرف سر مسائل سياسي روز بحث كني و بعد هم همچين با دليل و حساب شده بكوفيش زمين كه كه ديگه يادش نياد حماسهء دوم خرداد كدوم سال بود !!! 89 بود يا 71 .
راستي كدوم سال بود ؟
به جاي اينكه مثل عشقهاي قديمي و يا هندي بخواهي با طرف توي يك مهموني تانكو برقصي ، دوست داري ببريش اعتصاب غذاي فلان دانشگاه يا راهپيمايي اعتراض آميز فلان نهاد ، يا ببريش يه جا كه بتونه فرياد مدني بكشه !!!
ديگه از اون انشاهاي قديم احساسي و شاعرانه كه از هر دو خطش ، يك خط و نيمش شعرهاي سهراب ونيماو فروغ فرخزاد بود ،ديگه فقط مقاله ها و خبرهاي تند دادگاه ميكونوس برپا كن باقي مونده كه يا تو هزار سوراخ سمبه قايمش ميكني كه هيچكي نتونه پيداش كنه ، يا بالاخره يه جا مثل اين اتاق خالي مي نويسيش بعد هم زيرش مينويسي :حالا اگه ميخواي ببري زندان ببر . بابا ما كه كتك خوردتيم !.
واسهء اينكه پيش عشقت محبوبتر بشي كتك خوردن از ننه و بابا يا از نيروي انتظامي يا بازداشت شدن به خاطر تو خيابون قدم زدن با رفيقت از مد افتاده . ديگه قديمي شده !!!. حالا ديگه يكراست بايد بري اوين ، بند سياسي تا محبوب بشي .اگه يه دو سه ماهي هم انفرادي بودي كه ديگه هيچي "بله"رو شاخشه .
خدا يا چه بلايي داره سر اين نسل سوم گور به گور شده مياد ؟چرا اينقدر زود آرمانهامون ، اعتقاداتمون و زندگيهامون با دو تا نسل پيش تغيير كرد ؟چرا ديگه از اون احساسات لطيفمون خبري نيست و هر جا رو كه نگاه ميكنيم ياد ميله هاي زندان يا ديوارهاي سياه پر از خاطره و اضطراب مي افتيم ؟
وقتي دربند ميريم يا كوه و درو دشت يا همين پارك وي خودمون همين بقل دوست داريم فرياد بكشيم .درست مثل اين عقده ايها . دوست داري سوار ماشين بشي و با سرعت 120تا در حاليكه به جاي نوارهاي ديرام ديرام 8×6 ، نوار سخنراني آغاجري يا اعترافات فرشاد ابراهيمي يا عباس عبدي را گذاشتي تو ضبط محكم بكوبي تو ديوار يا بري تو دره كه مغزت بياد تو دهنت ازدست اين همه مشكل از اين همه مسئلهء غ.ق.ق -غير قابل قبول خودمونه -
آره عاشق شدم . از همين عشقهاي بي سروسامون نسل سوم دانشجويي . اما بگذاريد يه مسئله را بي پرده بهتون بگم . بگذاريد اين مژده را بهتون بدم كه همهء اين سياستانهء عقشي ما تقصير خودمون نيست .
يك روز به يك نفر گفتند : تو كه ترك نبودي پس چرا تركبازي در مياري ؟
گفت : بچه بودم يه ترك گازم گرفته !!!!
تمام مسئلهء ما همين است . تمام عشقهاي خياباني غير مدني ما ،تمام مشتها و فرياد هاي مدني و خود فروختهء ما ،تمام اين زندان رفتنها ، بيخودي بيخودي خبرنگار شدنهامان ، به خاطر همين "گازه"است .
يه گاز خيلي خيلي گنده .