تبليغاتX
سيـــاه مشـــق
تف !

مدتها پیش یعنی حدود 7 ماه پیش برای هفته نامه سهند که مال شعردوست ، نماینده تبریز بود کار می کردم و دبیر سرویس سیاسی هفته نامه بودم .
حدود 2 ماه گذشت و هفته نامه به خاطر مجوزی که نداشت توقیف شد و این آقای به ظاهر با شخصیت هم هیچ پولی برای جون کندنهای 2 ماهه ما نداد .
اون موقع فقط منتظر یه فرصت بودم تا خبرنگار پارلمانی بشم و برم از نزدیک هر چی تو دلم مونده نثارش کنم ولی وقتی بعداز 2 ماه از اون جریان خبرنگار پارلمانی شدم دیگه اینقدر ها هم برام ارزش نداشت که بخوام برم به خاطر 150 هزار تومان یا بیشتر با این آدم کل کل کنم ولی عوضش یه خاطره خوب از اولین روز مجلس برام موند که براتون تعریف می کنم ولی اول اینشعر را از سیلور استاین داشته باشین تا بقیه را بگم :

MY HOBBY

When you spit from the twenty-sixth floor,

And it floats on the breeze to the ground,

Does it fall upon hats …


Or no white persian cats ....

Or no heads, with a pitty-pat sound?

I used to think life was a bore,

But I don’t feel that way anymore,

As I count up the hits,

As I smile as I sit,

As I spit from the twenty-sixth floor!

سرگرمی من

وقتی آدم از طبقه بیست و ششم تف می کنه پایین ،

تف آدم عین باد شناور میشه میاد رو زمین !

معلوم نیست روی کلاهی چیزی می افته ،

یا روی یه گربه سفید ایرونی میفته !

یا رو کله یه نفر ، با یه صدایی مثل چلپ میفته ؟

من قبلش فکر می کردم زندگی یه جورایی کسل کننده شده .

اما دیگه این احساس رو ندارم .

از وقتی که اونایی رو که به هدف خورد می شمرم ،

بعد می شینم و می خندم فراوون ،

از همون وقتی که از طبقه بیست و ششم تف می کنم تو خیابون !

 جالب بود نه ؟
خوب حالا تعریف می کنم روز اولی که رفتم مجلس چه اتفاقی افتاد که دیگه نخواستم حقوقم را از شعر دوست بگیرم .
با زهرا که قبل از من رابط مجلس بود ، از پله های پارلمان رفتیم بالا و توجایگاه خبرنگاران نشستیم .
داشتم خبر می نوشتم که دیدم زهرا خم شده از اون بالا داره صندلی نماینده ها اون پایین زیر پای خبرنگاران را تماشا میکنه .
گفتم بیا اینور الان میفتی پایین ! اون پایین را نشانم داد . درست زیر پای ما شعر دوست نشسته بود .
زهرا در اقدامی غیر منتظره گفت : بندازم ؟
گفتم : چی ؟ بیا اینور زشته ....
گفت : تف !
منو می گی مردم از خنده گفتم نمیخواد بیا اینطرف ، فقط همین کارم مونده که از این بالا تف بندازم رو سر نماینده مردم تبریز !
خلاصه به قول زهرا و این سیلور استاین عزیز ؛ تف انداختن هم عالمی داره !

+ نوشته شده در دوشنبه 31 فروردین1383ساعت 11:43 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: زندگی...