گفتند: بزرگترین تفریح ، کار است . البته من به جز این بزرگترین تفریح خطرناکم که تمام زندگیم را در برگرفته جدیدا یه تفریح دیگه هم پیدا کردم ! اون هم سرسره بازی در بزرگراه یادگار امامه ! نخند ! نمی دونی من چقدر این بزرگراه را دوست دارم ! درست مثل سرسره می مونه . ماشین تا بالای سعادت آباد خودش را برسونه درجه حرارتش رفته بالای بالا و اگر کولر هم روشن باشه ممکنه جوش بیاره ولی بعد از فرحزاد که بزرگراه یکدفعه تموم میشه و می خوری به بن بست اگر دوباره با سرعت 140 برگردی سر خیابون آزادی و با صدای بلند این اهنگ مارک آنتونی را تو ماشین گذاشته باشی و مشغول خوردن لواشک ترش فرحزادی هم باشی می فهمی یه تفریح دیگه ای غیر از کار هم وجود داره !
امروز که رفته بودم بعد از آخرین امتحان دانشگاه یه دلی از عزای لواشک های فرحزاد در بیارم موقع برگشتن اصلا حواسم نبود که دیگه سرعت ماشین تو این سرسره داره از 140 هم رد میشه !یکدفعه نگاه کردم دیدم دارم بلند بلند با این اهنگ مارک آنتونی (تو رو خدا برو ببین چیه !)آواز می خونم که :
DO you believe in loneliness? I do not . thats why I found you and never let you go .....
بعد هم به خودم می خندیدم که بزار اول پیداش کنی بعد بلند بلند بزن زیر اواز که پیدات کردم و نمی زارم از پیشم بری ! با این فکرصدای نوار را کم کردم و از سرعت 140 تاییم هم کم کردم و مثل بچه ادم برگشتم خونه و خوابیدم !
به این فکر می کردم که اگر اینجا ایران نبود و هر کشور دیگه ای غیر از ایران بود و پلیس منو با این سرعت می دید چکار می کرد ؟ خداییش سوال خوبیه ها ! اگر آلمان بود پلیس بزرگراه همون کبری یازده یا تام خوشگله منو به اتهام آدم ربایی و بمب گذاری تو کارخونه های خودرو سازی دستگیر می کرد ! اگر هم امریکا بود اولش بازداشتم می کردند بعد تو ماشینم یک عالمه کوکایین با یه اسلحه پیدا می کردند ! ولی اگر سرعتم تو همین ایران و تهران یه ذره از این بالاتر بود پلیس جلوی ماشینم را نمی گرفت و کاریم هم نداشت ولی موقع گرفتن برگه خلافی ماشین تو همون تاریخ یه برگه جریمه به اسمم نوشته بودند به جرم حمل حیوان در جاده چالوس 15 هزار تومان جریمه !
تمام این فکر ها در خواب بود به خاطر همین بود که با صدای خنده خودم از خواب بیدار شدم !
این روزها تب فوتبال و البته فحش دادن به تیم ملی و علی دایی و میرزاپور و برانکو حسابی داغه . اما برای من که برخلاف تمام دخترهای دیگه (!) اصلا از فوتبال خوشم نمیاد این روزها فقط بازیها رابه خاطر جام جهانی بودنش میبینم ! و با دیدن این بازیها همش تو فکر بازی ایران مقابل امریکا تو جام قبلی هستم که ایران با گل استثنایی حمید استیلی و گل دوم مهدوی کیا از امریکا برد و شاید به نظرتون خنده دار بیاد ولی همش دارم این گل اول استیلی را با گل مارادونا در جام 1986 که مارادونا اون را با دست به دروازه انگلیس وارد کرد و به گل "دست خدا"معروف شد مقایسه می کنم اما با وجود اینکه بعضی ها با شنیدن این حرف خنده شان می گیره خیلی ها هم حق را به من می دهند که این گل را با گل مارادونا مقایسه کنم .
نازی گفت : اینها چیه می نویسی ؟ از عشق بنویس و من با صلابت تمام جوابش را دادم که : از چیزی می نویسم که وجود داشته باشه !
از شروع سال جدید خانوادگی برای این سفر برنامه ریخته بودیم و حسابی نقشه کشیدیم که خوش بگذرونیم ! داریم میریم مشهد و بعد هم بعد از سالها ، یه شمال درست و حسابی ! احتمالا یک هفته ای نیستم . عوضش برای اینکه جام حداقل اینجا خالی نباشه ، چند تا از یادداشتهایی را که برای خبرگزاری نوشتم و فکر می کنم براتون جالب باشه میگذارم اینجا که بخونید . دعا برای همه فراموش نخواهد شد . نمی دونم شاید یکدفعه دیدی دلم تنگ شد و یه جا کافی نت پیدا کردم و بهتون سر زدم ... فعلا دارم از خوشحالی می میرم . تا بعد !
خبرگزاري موج - ثمانه اكوان
با وجود گذشت چندين ماه از راي اعتماد مجلس به محمد جهرمي براي تصدي وزارت كار و امور اجتماعي همچنان موضوع وزارت كار دولت نهم مقابل مسائل كارگري و مهمتر از آن بستن قراردادهاي موقت براي كارهايي كه جنبه دائمي دارند، همچنان در ابهام قرار دارد و وزير كار و امور اجتماعي كه با وعده تغيير وضع موجود براي اصلاح قانون كار به اين سمت انتخاب شده است، در اظهار نظرهايي ضد و نقيض يك روز از ضرورت اصلاح قانون كار و رد تفسير ارائه شده توسط ديوان عدالت اداري سخن مي گويد و روز بعد اذعان مي دارد كه قرارداد موقت به عنوان يك اصل در بازار كار مورد توجه قرار دارد و وزارت كار براي تامين امنيت رواني نيروي كار موقت، تمهيداتي انديشيده است اما سوال اصلي اينجاست كه آيا وزارت كار به عنوان متولي اصلي روابط كار به اين مسئله اعتقاد دارد كه تبصره 2 ماده 7 قانون كار و يا به عبارت بهتر، قانون بستن قراردادهاي موقت براي كارهايي كه جنبه دائمي دارند، بايد اصلاح پيدا كند يا خير و مسئله ديگر اينكه آيا وزارت كار روند رشد حداقل دستمزد كارگران در ابتداي هر سال را قبول دارد و آيا اعتقاد دارد كه حداقل دستمزد كارگران بايد متناسب با تورم و همچنين روند رشد حداقل حقوق كارمندان تعيين شود ؟ نمايندگان تشكل هاي كارگري در دولت پيشين وهمچنين مجلس ششم معتقد بودند تفكر كارفرمايي حاكم بر نمايندگان و وزراي اقتصادي مربوطه مانع از آن مي شد كه روح حاكم بر قانون كار كشور يعني حمايت از كارگران حفظ شود و وزارت كار قبل از رسيدن به آْستانه اولين سال فعاليتش بايد تكليف خود را با اين مسائل مشخص كند.
نترس مواظب خودم هستم ! دیگه بعد از حدود ۸ سال کار تو محیط مطبوعات و خبرگزاریها و به قول معروف تو جامعه بودن ، می دونم هر کی زیادی بهم روی خوش نشون میده و می خواد از خودش محبت در کنه ، یه چاقو به شفافی همین تو دستشه ! ولی نترس مواظب خودم هستم !
اقلیت همیشه در بیان عقایدش با مخاطب بیشتری روبروست . چه خود اون اقلیت که می خواهد ببینند موضوع چیست و چه اکثریتی که باید به این اقلیت بیاندیشد و در نهایت جوابی برای آنها داشته باشد اما اصولا در مواقع معکوس سخن اکثریت آنقدر ها هم جدی گرفته نمی شود . داستان توهین روزنامه ایران به ترک زبانان هم همینه . اگر ترکها در یک نشریه ای که جمعه ها چاپ می شود به فارسها اعتراض و انتقادی مطرح کرده بودند و یا توهینی به آنها می کردند زیاد قابل اهمیت نبود اما اقلیت همیشه مترصد اینه که بینه آیا حقوقش رعایت میشه و آیا بهش احترام گذاشته میشه یا نه . 
