مصاحبه رییس جمهور با شبکه سی بی اس به اندازه یک بازی فوتبال ایران و استرالیا به آدم هیجان وارد می کرد ! خداییش انگار جنگ لفظی ایران و اسراییل و یا امریکا بود ! و در عین حال نشان داد رییس جمهور در عین عصبانیت چقدر به اعصابش مسلطه و توانست عصبانیت خودش را به والاس ، خبرنگار با سابقه این تلویزیون منتقل کنه ... اما غیر از تکه پرانیها و لج و لجبازیها و در برخی مواقع بی احترامیهایی که دو طرف به همدیگه می کردند ، یک مسئله برام جالب بود و اون هم این بود که احمدی نژاد اصلا فکر نمی کرد در مقابل خبرنگار کهنه کار امریکایی نشسته و همانطور که سیاستمداران ما عادت کرده اند در مقابل خبرنگاران جوان و در برخی موارد بسیار جوان ایرانی قرار بگیرند و وقتی که در مورد مسئله ای عصبانی شدند ، بگویند "مثل اینکه جنابعالی اصلا مطالعه ای در این مورد نداری " و یا خیلی با صراحت تمام به آدم نگاه می کنند و می گویند "سوالت اشتباه است ! " به والاس هم گفت انگار شما مطبوعات را نمی خوانید !
کشو ما به دلیل جمعیت جوانی که دارد خوب مسلما جوانها هم در کارهای پر جنب و جوشی مثل خبرنگاری قرار می گیرند و این در حالیست که تمام خبرنگاران معروف تلویزیونها و یا آزانسهای خبری همه سن و سالهای بالایی دارند اما به نظرم اگر از سوالات حزبی و جناحی که خبرنگاران برخی روزنامه ها می پرسند ، بگذریم ، نمیشه گفت خبرنگاران ما اینقدر بی اطلاع و بی سوادند که هر شخصیت سیاسی که خواست به سوالی جواب ندهد به توهین به خبرنگار رو بیاره و این مختص به رییس جمهور هم نیست .حداد عادل ، رییس مجلس شورای اسلامی هم در مراسم ضیافت شام مجلس به مناسبت روز خبرنگار از خبرنگاران عیب گرفت که شما مطالعه نمی کنید و سوالهاتان علمی و پخته نیست که البته به خاطر ناراحت شدن جمعی از خبرنگاران از این صحبتها از آنها عذر خواهی کرد ولی باید این سوال را پرسید که بالاخره ما را به عنوان خبرنگار قبول دارید و یا نه وسیله ای هستیم برای عرض اندام انتخاباتی و صحبتهای شعاری و اگر در جایی هم انتقادی صورت گرفت ، باید به بی سوادی یا دروغ پراکنی متهم شویم ؟
وقتی یک رییس جمهور در عصر رسانه و ارتباطات حرف خودش را مبنی بر آوردن نفت سر سفره های مردم به راحتی تکذیب می کنه ، یا رییس مجلس میگه من نگفتم ایران را به ژاپن اسلامی تبدیل می کنیم ، این وسط کی تعریف دروغ پراکنی را می فهمد ؟ فکر کنم جواب این سوال ساده است ! آقای الهام که به دادستان نامه نوشته با دروغ پراکنان رسانه ای برخورد شود ! کی می خواد به شعارهای الکی دم انتخابات و یا دروغهای انتخاباتی رسیدگی کنه ؟ جواب این سوال سخته !

این روزها همه نگران حساب ذخیره ارزی و منابع اون هستند که داره به سرعت هر چه تمامتر توسط دولت خرج هزینه های جاری و اجرایی میشه تا حدی که امسال نسبت به سال گذشته دولت در چهارماهه اول سال 66 درصد از به قول معروف کوپنش را خرج کرده و یک رکورد بی سابقه در برداشتها از خودش به یادگار گذاشته اما در مجلس به راحتی میشه دید که نمایندگان با اتکا به درامدهای بالای نفتی که روزانه 2 میلیارد دلار به این حساب واریز می کنه در صدد هستند با طرحی به نام ساماندهی برداشتها از حساب ذخیره ارزی دست دولت را در برداشتها باز کنند و به اصلاح ماده یک پربها و ارزشمند قانون برنامه چهارم توسعه بپردازند و در قالب آن فقط از دولت بخواهند که درخواست برداشتها را از طریق قانون بودجه های سالیانه و یا در طرح بودجه متمم ارائه کند و به زعم خودشان دارند دسترسی دولت را محدود می کنند در حالیکه این درست دادن کلید این صندوق بزرگ به دست دولت نهم است !
بالاخره رییس جمهور هم وبلاگنویس شد . چند وقت پیش از نزدیکان رییس جمهور درباره علاقه اش به وبلاگنویسی شنیده بودم ولی فکر نمی کردم به دلیل مخالفتهایی که با وبلاگنویسی ابطحی شده بود و کیهان او را معاون "اینترنت باز" خاتمی نامیده بود ، دکتر احمدی نژاد یک همچین جسارتی بکنه و شروع به وبلاگنویسی بکنه ولی باید دید رییس جمهور هدفش از وبلاگنویسی چیست و اصولا چی می خواد بنویسه ...
هنوز هم که هنوزه پس از گذشت سه سال از فعالیت مجلس هفتم و ریاست غلامعلی حداد عادل بر این مجلس انقدر وجهه علمی و آرام و متین رییس مجلس روی ادم تاثیر می گذاره که بیشتر از اینکه به عنوان رییس مجلس بهش نگاه کنی به عنوان یک استاد دانشگاه و یک متفکر براش احترام قائل می شی . 
چند وقت پیش یعنی درست وسط مسابقات جام جهانی زمانیکه عادل فردوسی پور گزارشگر فوتبال ، بین دو نیمه بازی از "فلسطین" گفت یکی از هم سن و سالان خودم نوشت و گفت که حالش از این همه فلسطین فلسطین کردن تلویزیون به هم می خوره و این درست زمانی بود که من داشتم می گفتم چه این حکومت بخواهد چه نخواهد بچه های بعد از انقلاب یک دلبستگی و عاطفه خاصی را همیشه نسبت به فلسطین دارند و بعضی موقع ها تبلیغات بیش از حد ، همین نسل سومیها را هم ازمسائل فلسطین زده می کنه اما این همکار و هم سن من نظر دیگه ای داشت و می گفت نسل سوم اصولا با این مسئله به دیده دیگری نگاه می کنه که درست مخالف دید حکومته و من راستش را بخواهی خودم را نماینده خوبی برای نسل سوم انقلاب نمی دونستم که بخوام از طرف آنها نظرم را بگم چون در خیلی از موارد نظرم با نظرات این نسل فرق می کنه ولی وقتی خبر هولوکاست واقعی در قانا را می شنوم ، با اینکه اصلا تلویزیون نگاه نمی کنم ، حالی بهم دست میده درست مثل روزی که فهمیدم بم با خاک یکسان شده و اشک تو چشمهام جمع میشه درست مثل روز بعد از زلزله بم که مردم را می دیدم که برای اهدای خون خود جلوی تمام بیمارستانها و سازمانهای انتقال خون صف کشیده بودند یا وقتی که می بینم چطور بچه های فلسطینی و لبنانی کفن پیچ شده روی دستان پدران و مادران داغدارشان تشییع می شوند ، همش فکر می کنم اگر این بچه ، بچه خودم بود یا خواهر من و یا برادر من ، چطور می خواستم درد نبودنش را برای همیشه عمرم به دوش بکشم ؟ و همش به این جمله فکر می کنم که " بایِ ذنبِ قتلت ؟، تو را به چه گناهی کشتند ؟
هر کی که از تلویزیون صحن بزرگ و جدی مجلس را می بینه و یا به صحبتهای سرتا سر جدیت نمایندگان از رادیو گوش می کنه اصلا فکرش را هم نمی تونه بکنه که شوخی و خنده در میان نمایندگان هم وجود داره و بد تر از اون اینکه بعضی مواقع این شوخی و خنده و یا حواس پرتی آقایان ممکنه که باعث بشه یک طرح یا لایحه که مورد موافقت تمام نمایندگان هست الکی الکی رای نیاره !
بازي بنزين و مسائل سهميه بندي و دو نرخي كردن آن، همچنان در زمين دولت و مجلس ادامه دارد و در حالي كه خبرهاي مجلس در يك روز حكايت از ارائه لايحه 4 ميليارد دلاري براي برداشت از حساب ذخيره ارزي در جهت تامين كسري بودجه واردات بنزين دارد روز ديگر دولت كه توپ را در زمين خود ديده و همچنان بي تصميم به اطراف مي نگرد و اوضاع را برانداز مي كند، از ارائه لايحه و يا قطعي شدن واردات اين كالاي پر مصرف اظهار بي اطلاعي مي كند.
