نمی دونم چرا از نوشته قبلی من این تصور برای همه به وجود اومد که من افسرده و غمگین شدم ولی می خواستم بگم از هر زمان دیگه ای امیدوار تر و شاداب ترم و به خاطر خبر خوشی که می دونم در راهه منتظرم و با سکوت دارم این دوران انتظار را سر می کنم ولی این روزها تو تهران انقدر هوا خوبه و خنک که این سکوت نیز به هوارهای خوشحالی تبدیل شد !
بعضی ها میگن چون من متولد پاییزم هر روز که از این فصل تابستان میگذره و به پاییز می رسیم روحیه من هم بهتر میشه و بیشتر زندگی می کنم ولی خداییش نفس کشیدن تو این هوا نعمتیه ! تا به حال شده به قول یکی از بچه ها، یک یخ دور دلت بشکن بزنه و قر بده و بگه : آخ جون آخ جون ؟!
حوصله حرف زدن از سیاست و دولت و مجلس را ندارم همینقدر که هی هر روز تو خبرگزاری دارم از این مطالب می نویسم و براتون اینجا هم میگذارم بسه . می دونم تا میایید تو این وبلاگ یاد بنزین می افتید و حالتون از من و این بنزین و بازیهاش به هم می خوره گرچند تازه داره ماجرا ابعاد تازه ای به خودش میگیره و تا چند وقت دیگه دعوای علنی مجلس و دولت را شاهد خواهیم بود ! ولی فعلا با همین چرت و پرت گوییهای روزانه من سر کنید تا ببینم اصولا چه کاره ام و با مطالب بهتری در خدمتتون باشم .
راستی از روز جمعه هفته گذشته که برای اولین بار در عمرم یک سوسک بزرگ را کشتم به این نتیجه رسیدم که خیلی از کارهایی را که تا حالا نمی تونستم انجام بدم و فکر می کردم محاله ! میشه انجام داد .... خدا رحم کنه مگه نه ؟
پ.ن.۱: کامران نجف زاده هم به جمع وبلاگنویسان پیوست .
پ.ن.۲: از این عکس هم لذت ببرید !
رفتار و عملكرد رييس جمهور در همه موارد با همتايان خودش در دوره هاي گذشته تفاوت اساسي دارد و يكي از مهمترين عاملهاي ايجاد اين تفاوت اساسي ،سعي وي در ارائه گزارش مناسب از عملكرد دولت به مردم است و به طور قطع مي توان گفت ارائه گزارش عملكرد وزيران و ارزيابي آنان نيز در طول يكساله فعاليت دولت گامي در اين راستا است . اما نكته مهم در اين ميان چگونگي نتيجه بخش بودن ارزيابي هاي رييس جمهور و كميته او از وزراي مربوطه به مردم است .
با وجود اينكه گفته شد رييس جمهوري قرار است بر اساس ميثاق نامه خود با وزرا عمل كرده و پس از ارزيابي ها ، به تغيير در كابينه بر اساس حذف وزراي ضعيف بپردازد ، اما پس از گذشت حدود چند هفته از هفته دولت و قول رييس جمهور به معرفي وزراي ضعيف و ناكارآمد هنوز دكتر احمدي نژاد به بيان وزراي رد شده و يا قبول شده در امتحان خدمت رساني يكساله به مردم نپرداخته و شنيده ها نيز حكايت از دست نخوردن تركيب كابينه و يا به قولي به كلاس بالا رفتن اعضاي رد شده در امتحان دولت دارد.
با اين حال برخي از كارشناسان سياسي اعتقاد دارند نيازي به حذف برخي وزيران و يا تغيير در كابينه نيست و در حاليكه رييس جمهور و مجلس شوراي اسلامي دوران پر تب و تابي را براي انتخاب وزرا پشت سر گذاشته اند ، به نظر نمي رسد با تغيير در وزيران نيز رييس جمهور بتواند نامزدهاي قويتري را به مجلس پيشنهاد كند و مجلس نيز ديگر زمان لازم براي رسيدگي به صلاحيت افراد پيشنهاد شده را ندارد و در نهايت ممكن است انتخاب افراد ديگر نيز بر اساس مصلحت سنجي نمايندگان در ذخيره زمان لازم براي انجام كارهاي مجلس در سال سوم بپردازند . درست است كه آوردن اين دليل براي كارشناسان سياسي و نمايندگان مجلس كه با سوالات و تذكرات خود هر روزه به بررسي ونقد عملكرد وزيران مي پردازند تا حدودي قانع كننده باشد اما نبايد اين نكته را از ياد برد كه رييس جمهور در پاسخ به مردم در رابطه با بررسي عملكرد وزيران بايد پاسخي داشته باشد و در واقع ريس جمهوربايد بر اساس ميثاق نامه خود با وزيران و قول خود به مردم به بررسي عملكرد هيات دولت پرداخته و نتايج اين بررسيها نيز منجر به تغييراتي اساسي در كابينه شود و در حاليكه برخي از وزيران پيشنهادي رييس جمهور براي وزارتخانه ها حاضر به امضاي ميثاق نامه رييس جمهور نشده بودند و عملا از ليست افراد پيشنهادي براي كابينه رد شدند ، در حال حاضر انتظار اين است كه مشاهده شود چه برخوردي با افرادي كه به ظاهر به امضاي ميثاق نامه پرداختند و در عمل توجهي به آن نكردند ، مي شود .
با نزديك شدن به آغاز فصل سرد سال و پايان يافتن ذخيره بنزين كشور هر روز بيس از روز گذشته با ابعاد تازه ماجراي بنزين در بين مسئولان اجرايي كشور روبرو مي شويم .
در حاليكه دولت با چراغ سبزهاي مجلس و در عين حال تابلوهاي ورود ممنوع اين نهاد در اتخاذ تصميم خود در خصوص سهميه بندي بنزين وامانده است ، بايد هر روز نيز با زخم زبانهاي اعضاي اين نهاد روبور شود و اين آغاز ماجراي جديدي براي بنزين است كه به ابهام در نوع تعامل اين دو نهاد ختم خواهد شد . ...
بعضی وقتها دلت می خواد با یکی راجع به همه چیز حرف بزنی . وقتی می گم همه چیز یعنی "همه چیز" از تعطیلی مجلس و روزهای کسل خبرگزاری ، بسته شدن شرق و احتمال دراومدن یه روزنامه ای به اسم روزگار با کادر شرق به جای اون و در عین حال بیکار شدن عده زیادی از روزنامه نگاران "شرقی" و "ایرانی" و خبر توقیف اعتماد ملی به عنوان دومین روزنامه قربانی هیات نظارت بگیر تا غروبها نشستن رو پشت بام خبرگزاری و آرزوی شازده کوچولو شدن برای تماشای 43 مرتبه غروب آفتاب تا پرونده هسته ای و جوک پناهندگی خاتمی تو امریکا ! و یا حتی چاله چوله هایی که شهرداری تو خیابون ولی عصر برای جهاد 137 ای ایجاد کرده و یکبار با مخ داشتی می رفتی تو جوب که همزمان یه موش هم از زیر پات رد شده و از ترس افتادی تو خیابون نزدیک بوده بری زیر اتوبوس شرکت واحد !
یا از این حرف بزنی که قدیم تر ها هر کی میگفت تو دوست درست و حسابی هم داری ؟ به این فکر می کردم که دوست درست و حسابی اونه که سرت رو بزاری رو شونه اش و زار زار گریه کنی و فردا صبح ببینی باز هم رفیقته ! از این همه غم و غصه ات خسته نشده که بگذاره بره ولی حالا می گم دوست یعنی کسی که جواب سلامت را از ته دل بده ! یا حتی از دختر همسایه بگی که .... می دونی خواهر ! ......
بگذریم مجال واسه حرف زدنها و نوشتن ها زیاده ولی نمی دونم چرا این روزها اصلا حرفم نمیاد ! و بر حسب اتفاق دلیلش هم اصلا خستگی و افسردگی نیست و هنوز هم عاشق نشدم ! دلیلش اینه که هیچ حرفی دیگه ارزش گفته شدن یا نوشته شدن را نداره ! گاهی اوقات وقتی از خدا یه زندگی تازه میخوای انگار یه فرشته در ِ گوشت آهسته یه حرفی را نجوا کرده باشه ! ساکت و ساکت و ساکت میشینی یه گوشه و زندگی را تماشا می کنی تا اینکه این روزهای تکراری هر روزه برای یه خبرنگاری که کارش معمولی ِ معمولی شده درست مثل بقالهایی که هر روز جلوی روشون زنها و پیرمردها واسه یه شیشه شیر یارانه ای با هم دست به یقه میشن ! می مونه و تو فقط داری به زندگی نگاه می کنی و به اون فرشته نجوا کننده قول دادی حرفی نزنی ، ساکت باشی و آروم تا حوادث روزگار بیان و برن ، بیان و برن تا اینکه یه روز هم به نام تو رقم بخوره !
بعضی وقتها فقط باید سکوت کرد و منتظر بود تا .... از این آرامش نشآت گرفته از زندگی تکراری خوشم میاد ولی می ترسم ... می ترسم آرامش قبل از طوفان باشه ! به قول ایلیا ایرانی یه خبرنگار ساده سیاسی که تازه به جمع خبرنگاران وبلاگنویس پیوسته می خوام بگم زندگی عجیب ترین پدیده ایست که تا به حال باهاش روبرو شدم !
اقدام حيرت آور نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در عدم راي به فوريت لايحه تامين كسري بودجه واردات بنزین در حاليكه در جلسات متعدد وزراي دولت و نمايندگان عضو كميسيونهاي تخصصي مختلف مجلس شوراي اسلامي توافقاتي براي حل اين بحران به عمل آمده بود ، از جنبه هاي مختلفي قابل بررسي است اما يكي از نكات مهم در اين رابطه كه در اظهار نظرات نمايندگان مجلس نيز به وضح قابل مشاهده بود ، نقش اين راي مجلس در روابط دولت و مجلس و نحوه تعامل اين قوا با يكديگر بود .
نمايندگان مجلس شوراي اسلامي كه تا چندي پيش از دولت درخواست مي كردند آنها را در جريان تصميم گيريهاي مربوط به سرنوشت بنزين و قيمت ان در سال جديد قرار دهد ، با شركت در جلسات متعدد با همفكري با وزيران اقتصادي و بعضا غير اقتصادي دولت مانند وزارت كشور به اين همفكري رسيدند كه شهريور ماه سال 85 به هر دليل مناسب براي سهميه بندي و يا دو نرخي كردن بنزين نيست و دولت بايد با اجاد راهكارها و زير ساختهاي مناسب به صورت تدريجي و يا در سالهاي آينده با امكان سنجي براي اين موضوع به اين كار بپردازد .
همچنين در حاليكه نمايندگان مجلس با اصرار دولت در سهميه بندي و تا حدودي بلاتكليفي وي د اين مورد روبرو شده و در خواست داشتند كه دولت لايحه متمم بودجه براي واردات بنزين را به مجلس ارائه كند و در جلسه مشترك سه قوه كه همزمان با هفته دولت برگزار شده بود ، اعضاي هيات رييسه مجلس از تفاهم و توافق نمايندگان و دولت بر سر ارائه لايحه 5/3 ميليارد دلاري برداشت از حساب ذخيره ارزي براي واردات بنزين خبر دادند هفته پيش نمايندگان مجلس در اخرين روز از برگزاري جلسات علني مجلس در فصل تابستان و قبل از تعطيلات دو هفته اي مجلس و درست هنگامي كه همسر سخنگوي دولت مجلسيان را به عدم همكاري با دولت متهم كرده بود و انتقادات نمايندگان روز به روز به اين مسئله مطرح شده بيشتر شده و حتي دولتيان را به ديت داشتن در اين قضيه براي تحريك مجلس متهم مي كردند ، نمايندگان در اقدامي فرا فراكسيوني و جناحي درمقابل توصيه هاي افراد شاخص فراكسيون اكثريت مقاومت كردهو به فوريت اين لايحه را ندادند و دولت را مجبور ساختند تا با صرفه جويي در هزينه ها و راههاي ديگري گه خود بايد پيش روي خود باز كند ، به عرضه بنزين در ماههاي نيمه دوم سال بپردازد تا نمايندگان بتوانند با انجام كار كارشناسي بيشتر و دقيق تر به بررسي اين موضوع بپردازند كه ايا مي توانند اين بار نيز به روال سالهاي گذشته دست دولت را در برداشت از حساب ذخيره ارزي براي واردات بنزين باز بگذارند و يا دولت بايد به فكر راههاي ديگري براي حل بحران بنزين باشد .
گرچه تا اينجاي كار مي شد با كمي اغماض گفت مجلسيان تعامل نه چندان مثبت ولي خوبي با دولت داشته اند و در عين حال بايد به وظيفه خود عمل مي كردند اما اظهار نظرات نمايندگان مجلس و به خصوص رييس مجلس شوراي اسلامي در سرزنش شديد دولت به دليل عدم توانايي وي به سهميه بندي كردن بنزين و اتخاذ تصميم نهايي در خصوص سرنوشت بنزين ، پرده از نوع تعامل ديگرنمايندگان با دولت برداشت . تعاملي كه درابتدا با توافق بر اجراي يك مسئله اغاز شده و در نهايت با اجازه ندادن به دولت در انجام آن كار به سرزنش وي ختم مي شود !
به نظر مي رسد اين روزها كه چيني نازك روابط دولت و مجلس امادگي هر نوع شكستن بر اثر تركهاي ساده را داشته باشد، تعيين سرنوشت نهايي قيمت بنزين تاثير زيادي بر اين روابط داشته و پايه ريز روابط آينده اين دو نهاد نيز باشد .
"دولت و مجلس در خدمت مردم هستند " اين جمله ايست كه بارها از زبان نمايندگان مجلس و اعضاي هيات دولت و رييس جمهوري شنيده شده است اما هر مسئولي در نهايت شيوه خاص خودش را براي خدمت رساني و مهمتر از آن ارتباط با مردم دارد اما گاهي اوقات مقايسه شيوه هاي مورد استفاده مسئولين در ارتباط با مردم و همچنين انتظاراتي كه مردم از اين ارتباطات دارند هم براي مسئولين و هم براي مردم مشكلاتي را ايجاد مي كند كه در نهايت اين عدم هماهنگي به ضرر مسئولين و تا حدي مردم تمام ميشود .
رييس جمهوري در زماني كه شهردار پايتخت بود با ايجاد رابطه مستقيم با مردم و رويارويي با مشكلات جزيي آنان و جلسات هفتگي كه با مردم مناطق مختلف تهران داشت ، رسمي را بنا نهاد كه بعد از انتخابات رياست جمهوري براي اولين بار در كشور ، تبديل به سفرهاي استاني شد اما عادت روبرويي با مردم و گوش سپردن به درد و دلهاي آنها ممكن بود در كلان شهري مانند تهران تا حدي مردم ومسئولان را به نتايج دلخواه برساند اما هدف از سفرهاي استاني غير از مواجهه با مشكلاتي كه مردم در استانها و شهر هاي مختلف كشور با ان روبرو هستند ، چه مي تواند باشد ؟ به نظر مي رسد هدف ديگري در اين سفرها از سوي مردم دنبال مي شود و آنهم عمل به سنت نامه دادن به مسئولين و پاسخ نشنيدن از آنان است !
روابط عمومي نهاد رياست جمهوري بعد از هر سفر استاني از شمار تعداد نامه هايي كه به رييس جمهور و ماموران جمع آوري اين نامه ها در استانها تحويل شده است و گاه تعداد ان به چند صد هزار نامه مي رسد ، خبر مي دهد و گاهي اوقات نيز اعلام مي شود كه تا به حال ، چندين نامه خوانده شده و به آن رسيدگي شده است اما رييس جمهور روش خاص خودش را براي ارتباط با مردم دارد كه اين روش ممكن است با روش تمام مسئولين يكسان نباشد و اين عدم يكساني و تطابق روشها زماني مسئله دار مي شود كه بدانيم مردم از تمامي مسئولين در يك راستا و جهت و با يك روش خاص انتظار دارند كه به نظر مي رسد اين روش كه امروزه در سفرهاي استاني رييس جمهور پي گرفته مي شود ، از نظر اين مردم تنها روش موجود است اما تكليف ساير مسئولين چه مي شود ؟
اختلافات از همين جا آغاز مي شود ! احمدي نژاد در كسوت شهر دار تهران خواستار رودر رويي با مردم و شنيدن مشكلات انان بود و قاليباف شهردار فعلي اعتقادي به راهگشا بودن اين مسئله ندارد ، رييس جمهوري در قالب سفرهاي استاني به دريافت هزاران نامه از جانب مردم منتظر مي پردازد و حداد عادل رييس مجلس شوراي اسلامي از سنت شدن اين مسئله در سفرهاي تمامي مسئولين گله دارد .
شايد بتوان گفت در اين زمان است كه مي توان به جمع بندي نهايي در مورد تاثير داشتن نامه هاي مردم به مسئولين بلند پايه كشور در خصوص رفع مشكلاتشان پرداخت و با كاري علمي و تحقيقاتي به اين مسئله پرداخت كه آيا مي توان همين راه را ادامه داد و اجازه داد هزاران نفر از مردم شهرستانهاي كشور با نامه نوشتن به روساي قوا به حل مشكلات جزيي و شخصي خود اميد داشته باشند ؟ انهم اميدهايي كه مطمئنا در بيشتر موارد اميدهايي واهي است و يا بايد به اتخاذ راههايي ديگر براي ارتباط مستمر و بهينه با مردم فكر كرد .
به یکی از نماینده ها گفتم آقای فلانی از کمیسیون چه خبر ؟ جواب داد : خانوم کمیسیون را ول کن . فعلا مسئله اول مملکت اینه که بالاخره سرنوشت نرگس چی میشه !
با وجود اینکه از این سریال اصلا خوشم نمیاد ولی دیشب فهمیدم بالاخره سرنوشت نرگس چی میشه ... پلیس متوجه ارتباطات گسترده احسان با یکی از گروههای علمی تحقیقات هسته ای میشه و به این نتیجه میرسه که امریکای جنایتکار برای توقف تحقیقات هسته ای به شوکت پول داده تا احسان را از صحنه خارج کند اما با همت برادران اطلاعاتی و منصور خان ، این توطئه خنثی شده و از نرگس به عنوان اولین زن هسته ای ایران قدر دانی می شود !
جدای از شوخی ، تا دیشب اومدم داد بزنم و عصبانی شم که آخه نرگس چه ربطی به اطلاعات هسته ای مردم داره دیدم ابجی کوچیکه می گه : من نمی دونستم زمان شاه قرار بوده راکتور اتمی داشته باشیم !
من هم دهنم رو بستم و دیگه هیچی نگفتم !
*دختر رو صندلی اتوبوس نشسته بود و تند تند یه چیزی را با مداد تو دفترچه کوچیکی یادداشت میکرد . از تو کیفش یه خودکار درآورد و با خط درشت نوشت :«امروز یه کپی شناسنامه ات می تونست خیلی از مشکلاتم را حل کنه ولی نمی دونم چرا این "هیچ وقت نبودنت " باید هر روز و هر روز جلو چشمم بیاد ... می خوام بگم : خیلی نامردی ! » بعد هم دفترش را مثل اشکهاش جمع کرد و از شیشه اتوبوس به خیابون زل زد !
هاج و واج نگاهش می کردم که گفت : دیدی چی نوشتم ؟
در یک آن از خودم خجالت کشیدم . گفتم : ببخشید ! همینجوری نگاه می کردم قصد فضولی نداشتم .
جواب داد : مهم نیست ! برای بابام می نوشتم وقتی بچه بودم ترکمون کرد . حتی یه کپی شناسنامه هم ازش نداریم ! امروز یه کار داشتم که احتیاج به کپی شناسنامه پدرم داشت . مسئولی که باید کارم را راه می انداخت گفت خانوم شما که پدرتون همکارمونه یه کپی شناشنامه اش را برامون بیارید کارتون یک روزه انجام میشه !
گفتم : حالا چرا اینها را می نویسی ؟ می خوای یه روزی بهش نشون بدی ؟
گفت : نه می نویسم که هیچ وقت فراموش نکنم چه بلایی به سرمون آورده . اینجوری خالی میشم . ولی اگه یه روز ببینمش از کنارش بی تفاوت رد می شم . هیچی هم بهش نمی گم . حتی تو صورتش تف هم نمیندازم ! مطمئنم اینجوری بیشتر می سوزه ...
دوباره به بیرون از پنجه زل زد و گفت : می دونی تو دین ما حقی که پدر و مادر باید به بچه شون ادا کنند چیه ؟ انتخاب اسم خوب و تربیت بچه ! خوب از نظر دینی پدرم کارش را خوب انجام داده . اسمم را گذاشته زینب تا تحمل این زندگی را داشته باشم و صبور باشم . با رفتنش هم کاری کرد که به بهترین نحو ممکن تربیت بشم و رو پای خودم وایستم !
**از پله های مغازه که میومدم پایین یه بچه 6 یا هفت ماهه ای را دیدم که بغل باباش بود . یه جوری نگاهم کرد که انگار یه کارد فرو کرده باشن تو قلبم . نمی تونم طرز نگاهش را فراموش کنم . نمی دونم بگم غمگین بود یا نگران یا عصبانی ! اره همون بچه 6 ، 7 ماهه یه جوری نگران نگاهم کرد ! انگار از یه مسئله ای می ترسید ... راهم را کشیدم و رفتم . از خیابون رد شدم و رفتم تو مغازه بعدی داشتم فکر می کردم مگه میشه یه بچه 6 ، 7 ماهه نگران باشه ؟ اعصابم خورد شد . برگشتم طرف مغازه اول نمی دونستم می خوام چکار کنم ولی باید یک بار دیگه می دیدمش . دور مغازه یه عده جمع شده بودند و می خندیدند . رفتم در مغازه دیدم پدر و مادر بچه دارند جلوی اون همه جمعیت بلند بلند دعوا می کنند . حالا دیگه دلیل نگرانی نگاه بچه را خوب می فهمم ...
*** یکی از بچه های دانشگاه که با خانمش همکاره می گفت رفتم ماموریت و وقتی برگشتم دیدم خانمم خودش را منتقل کرده به یک قسمت دیگه . اولش فکر کردم به خاطر اختلافاتمونه ولی بعد که تحقیق کردم دیدم دوست پسر قبلیش تو اون قسمت کار می کنه ! آهی کشید و گفت : حیف که عاشقشم !
پ.ن: وقتی کم حرف بزنی و خوب گوش کنی و راز کسی را هم فاش نکنی ، میشی سنگ صبور مردم !
امروز لایحه جامع خدمات رسانی به ایثارگران در مجلس تصویب شد که حدود 50 نفر از ایثارگران زمان جنگ با تجمع در مقابل مجلس تصویب این لایحه را به جامعه جانبازان و ایثارگران تسلیت گفتند ! اما حداد عادل رییس مجلس شورای اسلامی با استناد به این مسئله که تقاضای مسکوت ماندن این لایحه باید توسط دولت مطرح می شد ، اجازه نداد نمایندگان تقاضای مسکوت ماندن این لایحه را ارائه دهند و پس از تصویب آن تنها به این نکته بسنده شد که جانبازان و ایثارگران عزیز لطفا ناراحت نباشید زیرا قانونی که مجلس تصویب می کند وحی منزل نیست و می توان تقاضا داد که اصلاح شود و با پا در میانی حسن سبحانی نماینده دامغان تنها نکته مثبت این لایحه یعنی اجرای آزمایشی آن برای مدت 4 سال به تصویب رسید اما نکته مورد استناد آقای سبحانی در آزمایشی بودن این قانون برای مدت 4 سال خیلی جالب بود : "پايان مدت آزمايش از قانون بر اساس اصل 85 قانون اساسي درپايان سال 1390 يعني در پايان عمر مجلس هشتم است و با توجه به اينكه در پايان عمر هر مجلسي فضاي متفاوتي نسبت به ماههاي اوليه شروع بكار مجلس وجود دارد و در ماههاي پاياني بيشتر فضا انتخاباتي است .به نظر مي رسد چنانچه اجراي آزمايش 5 ساله تصويب شود شرايط مناسبي جهت دائمي كردن اين قانون در مجلس هشتم وجود ندارد.
وي افزود: اجازه دهيد اين قانون آزمايش به مدت 4 سال اجرا شود تا مجلس هشتم در سالهاي ميانه فعاليت خود اين قانون آزمايش را به قانون دائمي تبديل كند"
چی بگم ؟ به قول پارچه نوشته ایثارگران متحصن در مقابل مجلس : هفته جانباز بر ايثارگران با تصويب لايحه مانع ( جامع) خدمات رساني به ايثارگران تسليت باد ! همچنین به مجلسی که نمی تواند قانونی را تصویب نکند که می داند به نفع مردم شامل حال آن قانون نیست !
اما نتیجه گیری سیاسی :
(مشترک گرامی: دسترسی به اين بخش نوشته امکانپذير نمیباشد!)
Access is Denied
پ.ن.1: جدیدا خیلی انتقاد می کنم ! ولی به قول یه نفر ، هنوز امیدوارم !
از وقتی که امشب برنامه صندلی داغ را با شرکت وزیر جهاد کشاورزی دیدم به خودم میگم دختر ! بیکار بودی بشینی این برنامه مزخرف را نگاه کنی که انقدر حرص بخوری ؟ صندلی داغ خداییش دیگه از این یخ تر نمی شد ! وقتی خبر نشستن بیشتر وزرا در صندلی داغ را شنیدم خوشحال شدم و پیش خودم گفتم آخ جون که قراره داغی این صندلی و سوالهای درست و حسابی و جوندار مجری خوبش بعضی از این وزرا را بدجوری بسوزونه ولی برنامه داغ صندلی داغ از بعد از برنامه تبلیغاتی که برای قالیباف قبل از انتخابات ساخت و سی دی اش در زمان انتخابات ریاست جمهوری دست به دست گشت و شد سی دی تاپ تبلیغاتی قالیباف ، دیگه اون برنامه خوب سابق نیست و داره روال بدی را برای برنامه تبلیغاتی ساختن طی می کنه . دولت هم که قربونش برم از هر فرصتی چه رادیو چه تلویزیون ، چه اینترنت و باقی قضایا استفاده می کنه تا بگه به خدا من خوبم ! من دارم کار می کنم ولی یکی نبود به این آقای وزیر بگه آقا جریان اون سکه های بیست گرمی اعطایی به نمایندگان مجلس چی بود ؟ اصلا درسته که میگن شما بدترین وزیر کابینه ای ؟
راستش را بخواهی چند وقتیست که دارم فکر می کنم آیا تلویزیون ما دارای تمام شرایط تلویزیون ملی یا به قولی بوق ملی شدن دولت ملی را دارد یا نه و به این نتیجه میرسم که هر کسی که یک نگاه به برنامه های سراسر تبلیغاتی تلویزیون بندازه فکر می کنه این تلویزیون نماد کامل دیکتاتوری است ! زدن حرف های تکراری در قالب شبکه های ده گانه و بیست گانه !