وقتی برای اولین بار تریلر فیلم 300 را دیدم فکر کردم یونانیها ایرانی هستند و گفتم وا ! این فیلمه چقدر ایرانیها را شکل یونانیها کشیده و یونانیها را شکل موجودات عجیب الخلقه ! بعد تو روزنامه ها خوندم که برعکس بوده !
چیه حالا ناراحت شدید ؟وزارت ارشادتون هم ناراحت شده ؟ نمایندگان هم خواستند جلوی اکران این فیلم توسط وزارت خارجه گرفته بشه ؟ خوبه ! دارم حال می کنم ! اصلا چند روزی است که دارم به ایرانی بودن خودم افتخار می کنم ! خوب وقتی ما عرضه نداریم فیلمی از فرهنگ خودمون بسازیم و یا حتی تاریخ خودمون را بازگو کنیم ، دندمون نرم ! امریکاییها این کار را به بهترین نحو ممکن انجام میدهند ! بعد هم می گویند فیلمه دیگه ، واسه خنده است !
یکی از دانشحجویان ایرانی مقیم امریکا می گه این روزها بعد از حدود یکسال که از مهاجرتم میگذره هرجا ازم می پرسند کجایی هستی می گم یونانی هستم ! اخه هر وقت تو این یکسال می گفتم ایرانی هستم مردم فکر می کردند بهترین وسیله نقلیه در ایران شتره ! ما هم الان که اومدیم امریکا کت و شلوار می پوشیم ، متمدن شدیم اگرنه لباسهامان مثل اعراب زمانی است که آدم ها را می انداختند جایی که عرب نی انداخت !
دارم سعی می کنم به عنوان یک غیر ایرانی اروپایی یا امریکایی، تصوری از ایرانیان داشته باشم ! فقط یک جمله کوتاه و مسخره را می تونم به زبان بیارم ! شتر سوارانی که سعی می کنند بمب اتم بسازند و از فیلم 300 خوششان نمی آید !
اما برخلاف کسانی که فیلم را دیده اند با نگاهی به داستان فیلم فهمیدم که این فیلم همانقدر که ایرانیان را مسخره کرده و تاریخ و فرهنگشان را به لجن کشیده ، بوش را هم مسخره کرده . یونانیها در این فیلم به اسم آزادی و برای گسترش آن در ایران به این کشور حمله می کنند اما خودشان خشونت طلب ترین افرادی هستند که در این فیلم دیده می شوند و بر عکس ایرانیان که مخالف آزادی هستند ، از عیاش ترین آدمهایی که روی زمین وجود داره ! این فیلم داره به شدت با سیاستهای جنگ طلبانه بوش مخالفت می کنه و میگه لشگر تو هر چقدر هم که بدنسازی کار کرده باشند و به قول آدم معمولی شکمهای شش تکه داشته باشند ، روبروی لشگر آدمهای ایرانی کم هستند و در عین حال می خواهی آزادی را برای چه کسانی به ارمغان ببری ؟ اونها خودشان خوشند ! نیازی به تو ندارند !
پیشنهاد می کنم تاریخ تمدن ویل دورانت را زمانی که به ایران میرسه بخونید . با خوندن این کتاب می فهمید امریکاییها زیاد تصور بدی هم از شکل و ریخت ایرانیان نداشتند ! : ایرانیان اولین کسانی بودند که خود را آراستند ! حتی مردان نیز خود را آرایش می کردند و در حالیکه مردم عادی در فقر و تنگدستی روزگار می گذراندند ، ثروتمندان در کاخهای بزرگی که به دست هنرمندان یونانی ساخته شده بود ، حرمسراهایی با بهترین و زیبا روترین دختران می ساختند ! . ایرانیان تنها کسانی بودند که وعده غذایی خود را از دو وعده در روز به سه تا چهار وعده رساندند و از تمام ثروتی که از راه بازرگانی نصیبشان می شد لذت می بردند ! این مسئله به شدت در فیلم اسکندر بزرگنمایی شده بود ....

این روزها تو همه این شلوغیها و خبرهای بودجه ای و ترافیک شبهای عید و هزار تا فرصت دیگه ای که ندارم و دارم به این دو تا جمله فکر می کنم که هر دوتاش را هم از یک ترانه به زبان انگلیسی شنیدم . اولیش را نمی تونم ترجمه کنم چون تمام معنا و مفهوم عمیق جمله از بین می ره ولی دومی را ترجمه کردم .
* how do you spend your life ?
spend:خرج کردن ، صرف کردن ، پراخت کردن ، تحلیل رفتن قوا ، تمام شدن !
* گفتی رو محیط دایره زندگی می کنی ،هرچه ازم دور تر بشی بهم نزدیکتر شدی ، دارم فکر می کنم قطر این دایره مگه چقدره که سالهاست ازم دوری ؟
یكي از مسائلي كه همواره در هنگام بررسي بودجه هاي ساليانه محل ترديد و شبهات فراواني است،چگونگي مطابقت اين لوایح با اهداف سياست هاي كلي اقتصادي كشور و سند هاي بالادستي چون سند چشم انداز بيست ساله و برنامه چهارم توسعه و همچنين سياستهاي كلي اصل 44 است اما با روندي كه در بودجه ريزي هاي ساليانه مشاهده مي شود ديده مي شود اين لوايح نه تنها بر اساس هدف در نظر گرفته شده بر اي آنها براي برنامه ريزي يك ساله در جهت رسيدن به اهداف يان سندهاي بالادستي نيست بلكه به درستي نميتوان اين لوايح را لوايح مشخص و مدوني در خصوص دخل و خرج هاي يكساله دولت نيز دانست چنانچه ديده مي شود هر ساله اين بودجه ها با شماري از متمم هاي هزار ميلياردي در طول سال همراه مي شود و در نهايت نيز هيچ كدام از برنامه ها و اهداف مهم اقتصادي كشور در آنها دنبال نمي شود.
اما دليل اين اهمال و سستي در پيمودن راه بيست ساله و يا به عبارت بهتر قدم هاي يكساله براي رسيدن به اهداف 20 ساله چيست؟ به نظر مي رسد بيش از آنچه كه اين روزها عنوان مي شود و اين اهمال ها به گردن ناآگاهي كارشناسان و تصميم گيران اقتصادي كشور از اهداف بالادستي اقتصادي كشور و نتايج و ثمر رسیدن به اين اهداف انداخته مي شود ،اين ضرورت هاي سياسي و يا تعبيري اين شعارهاي اقتصادي دولتمردان و نمايندگان مجلس و ضرورت هاي مقطعي كشور است كه پايه ريز بودجه هاي ساليانه مي باشد...
معمولا دو روز اول بررسی بودجه در مجلس به طرز دیوانه واری زود می گذره و آدم همه دغدغه اش زمانه ! خوب خبرهای صحبتهای موافقین و مخالفین کلیات بودجه خیلی زیاده و زمان برای ارسال مطالب کم . ولی تو این روزهاست که قدرت تکلم و زبان شیوا خیلی تو کار نمایندگان تاثیر داره و کسانی که بهتر بتوانند صحبت کنند ، معمولا مسیر کلی مجلس برای رای یا رای ندادن به کلیات و جزیات بودجه را در دست می گیرند. ولی یه موضوع دیگه هم هست و اینکه خیلی ها معتقدند اصلا صحبت نمایندگان راجع به کلیات بودجه و یا صحبت به عنوان مخالف یا موافق بودجه اصلا فرقی به حال مجلس و نمایندگان و وضعیت بودجه نمی کنه و در نهایت کلیات بودجه در مجلس رای میاره ولی اگر اینطور بود مگه مرض داریم که اینقدر خودمون را خسته کنیم و از بدیها و خوبیهای بودجه ای بگیم که در نهایت تصویب میشه ؟
نه مرض نداریم ! روز اول و دوم هنگام بررسی کلیات بودجه بهترین فرصت برای بودجه نویسان و نمایندگان و دولت است که بفهمند این بودجه پیشنهادی دولت و مصوب شده در کمیسیون تلفیق چه ایراداتی داره و در چه نقاطی ، قوت داره تا بتوانند برای سال بعد بودجه بهتری را ارائه کنند . ولی هر ساله نمایندگان از بودجه های غیر عملیاتی و عدم کاهش اتکا به نفت و عدم افزایش درآمدهای غیر نفتی و بی توجهی به اصل 44 و چشم انداز بیست ساله و صدها اشکال دیگه بودجه های سالیانه گله می کنند و انتقاد و بعد بودجه با همان حال تصویب میشه میره پی کارش و خداحافظ تا سال بعد که دوباره بودجه ای کپی برداری شده از سالهای پیش بیاد مجلس ! از این منظر است که رسیدگی به کلیات لایحه بودجه و صحبتهای موافقین و مخالفین این روزها دیگه خریداری نداره ولی ما چه کار کنیم که ماموریم و معذور و همه صحبتها را باید پوشش بدهیم !
چند وقت پیش اخبار بیست و سی یه گزارش نشون داد از رونق بازار های مختلف قبل از سال نو و خبرنگار واحد مرکزی از این شگفت زده شده بود که امسال نسبت به سالهای پیش خریدهای سال نو زودتر از موعد شروع شده و این را ناشی از شور و نشاط مردم برای سال نو عنوان کرد . خبرنگار فاینشنال تایمز نیز در سفر به ایران در گزارشش نوشته که مردم ایران به دور از تنشها و خبرهای انرژی هسته ای و بدون فکر کردن به تحریم و جنگ و هزار تا بلای دیگه که قراره سرشون بیاد دارند خرید عید می کنند !
آره به قول مردمی که در گزارش خبرنگار فاینشنال تایمز بودند ، مردم ایران تحریمهای مختلف را تجربه کرده اند و جنگ را هم دیده اند و در شرایط حاضر هم احساس خطر نمی کنند ولی دیگه نمیشه به همین راحتی از گزارش واحد مرکزی خبر گذشت .
هیچ فکر کردید چرا امسال زودتر از هر سال دیگه ای خرید عید شروع شده ؟ پاسخ واضحه ! به همون دلیل که حساب ذخیره ارزی خالی شده ! بله آنقدر نقدینگی در دست مردم زیاد شده که بانکها از همین حالا کمبود پول دارند و باز مردم اول سال بعد می خواهند بنالند که چرا اینقدر گرانی شده و دولتیها بنالند که چرا اینقدر تورم بالا رفته ! میگم چرا ما ادای نروژی ها را درآوردیم و حساب ذخیره ارزی برای خودمون درست کردیم ؟ من فلسفه این کار را نمی فهمم !!!
شاید این تجربه را داشته باشی که وقتی با تفکری از قبل تعیین شده با کسی صحبت می کنی اگر طرف چیزی را که تو می خواهی به زبان بیاورد هم ممکن است منظورش را نفهمی و فکر کنی که علیه خواسته تو حرف می زند . البته این مسئله بستگی به زبان و فرهنگ و قومیت هم ندارد و چیزی است که این روزها خیلی به کشور داره آسیب می زنه چه در بین گروههای سیاسی داخل کشور که هر دو یک هدف دارند اما سعی دارند از راههای متفاوت به این هدف برسند و همچنان در حال چرخیدن به دور خودشان هستند چه در خصوص مسایل خارجی و بین المللی مثل پرونده هسته ای . به تعبیری میشه گفت که این روزها باید برای هر حرفی که سیاستمداران مختلف می زنند ، یک نفر بنشینه و منظورشان را به طرف مقابل بفهمونه ! دارم به این فکر می کنم که واقعا زبان مشترکی بین انسانها برای گفتن خواسته های واقعی شان وجود ندارد ؟
صحبتهای دیروز رییس جمهوری در باره بریده شدن ترمز قطار هسته ای هم داستان این زبان مشترک را تداعی میکنه و یکی باید بنشینه و به این افراد غیر ایرانی و مسئولان سازمان انرژی اتمی و شورای امنیت بفهمونه که آقا به خدا ما دنبال بمب اتم نیستیم و فقط منظورمان از اینکه ترمز بریدیم اینه که می خواهیم از انرژی صلح آمیز هسته ای هر طور که شده استفاده کنیم و توجهی هم نمی کنیم که یه اونهایی که چشم ندارند پیشرفت ما را ببینند چی می گویند و چه می خواهند بکنند !
اما یک نظر دیگرهم وجود دارد و این است که رییس جمهور یک کشور باید بداند با چه زبانی صحبت کند که به قول معروف بهانه دست دشمنان ندهد و از این بابت باید صبر داشت چون وقتی طرف مقابل اصلا به حرفهات گوش نمیده و فقط لبهات را می بینه که تکون می خوره و حرفهایی را که خودش می خواهد بشنود ، می شنود ، دیگه چه فرقی می کنه که ما چی بگیم ؟
این روزها بین این دو تحلیل بد جوری موندم !
آزمون ضمن خدمت فرهنگیان یک افتضاح درست و حسابی بود . آخه چرا ما اینقدر احمقیم ؟ یکی از بچه ها می گفت خواهرش تو آزمون شرکت کرده دیده همه به جای امتحان دادن ،دارند می خندند ! یکی دیگه از همکارهاش که سید هم بوده بلند شده با داد و هوار جلسه آزمون را ترک کرده و گفته : مردشور اون کاری را ببرند که به خاطر ۱۵ هزار تومان اضافه حقوق آدم باید این اراجیف را در مورد رسول خدا ببینه و تحمل کنه ...
از این افتضاحی که آموزش و پرورش به بار آورد باید درس گرفت ! من به این نکته اش خیلی علاقه دارم ! یکی از بچه های صدا و سیما تو آزمون گزینش رفته بود ، طرف ازش پرسیده تو روز قدس اول نهار می خوری بعد میری راهپیمایی یا اول میری راهپیمایی بعد میری خونه نهار می خوری ؟ این همکار نکته سنج ما هم خودش را زده بود به آن راه و گفته بود :والله ما از شب قبلش تو سازمان آماده باش هستیم بعد هم صبح کله سحر میریم تا راهپیمایی را پوشش بدیم به همین خاطر نه خواب داریم نه خوراک ! طرف خیلی عصبانی شده بود چون نتونسته بود بفهمه این همکار ما بالاخره روزه میگیره یا نه !
نکته ای که باید ازش درس گرفت همینه ! ما داریم با دینمون ، با اعتقادات مردم و با ائمه که همیشه تاریخ مظلومند چه می کنیم ؟ راستش را بگم چرا ترس ؟ به نظرم کسانی که با طرح سوالات گزینش تو ادارات همه را از دین و ایمونشون زده می کنند یا به مناسبت سال نبی اعظم هر چی از دهنشون و قلمشون میاد به پیامبر نثار می کنند و بعد اداعاشان میشه که از همه مومن ترند ،... آخر صفند و همیشه مغضوب علیه ... این را مطمئنم . حتی مطمئنم اون خانمی که دم در ادارات وای میسته و به خانمهای دیگه گیر الکی میده که چرا شلوار لی پات کردی یا چرا ماتیک زدی ، به عنوان یک کار به این موضوع نگاه می کنه و فکر کن اگر کارش این باشه که دم در همین اداره وایسته و روسری از سر زنها بکشه، کارش را انجام نمیده و نمی گه من مامورم و معذور ؟! می خوام بگم : پیامبر عظیم الشان و ائمه معصوم ترا به خدا ما را به خاطر جهالت هایمان ببخشید !