اتفاقات عجیبی در عرصه سیاست خارجی کشورمان در حال شکل گیری است . بعد از سفر پوتین به تهران داشتیم در مورد اینکه چرا احمدی نژاد معمولا آداب و رسوم دیپلماتیک را رعایت نمی کنه یا مثلا وقتی عزادار باشه با لباس سیاه به دیدن یه دیپلمات میره که معمولا عرف نیست و یا اینکه چرا وقتی تمام سران کشورهای حاشیه خزر با کت و شلوار سرمه ای آمده بودند ، احمدی نژاد با رنگ طوسی ظاهر شده بود ، حرف می زدیم .
نکته جالب در این رفتار که تو بحثمون بهش رسیدیم این بود که معادله سیاست خارجی ما بر عکس کشورهای اروپایی و امریکا معادله ای چند مجهوله است . طرف مقابل ما با یک آدم روبرو نیست . یعنی نمی تونه بگه طرف من احمدی نژاده ، طرفش احمدی نژاد ، دبیر شواری امنیت ملی و وزیر امور خارجه کشورمان است که هیچ کدام هم تو یک جهت و خط حرکت نمی کنند . به خاطر همین چند چهره به وجود می آید . لاریجانی با تیپ دیپلماتیک و سخت خود که مذاکرات را به جلو می بره ، احمدی نژاد که فقط تهدید می کنه و سعی می کنه جو داخل کشور را با سیاستهای خارجی هماهنگ کنه و بعد متکی که سعی می کنه تند رویها را جبران کنه و دم از رفتار های مناسب تر با سایر کشورها بزنه . البته اگه این چند نفر هم به جایی نرسیدند ، به موقع ، آدمهایی مثل خاتمی و روحانی هم پیدا می شوند .
این معادله به جای خودش داره سیاست خارجی ما را به پیش می بره اما استعفای لاریجانی اونهم تو این برهه ، همه را شوکه کرد ...
در خبرها آمده که مسایل شخصی دبیر شورای امنیت ملی را به حاشیه رانده ، ولی در اجلاس خزر هم خبری از لاریجانی نبود ! در عین حال خبرهای غیر رسمی حکایت از دعوای سخت احمدی نژاد با لاریجانی سرموضوع فرستادن روحانی به اروپا داره اونهم از جانب لاریجانی و دعوا اینقدر پیش رفته که با وجود اینکه رهبری هنوز نظری در خصوص استعفای لاریجانی نداده اند ، سخنگوی دولت برای اینکه به لاریجانی اعلام کنه دیگه به هیچ وجه تو معادلات ازش استفاده نمیشه ، خیلی سریع خبر استعفای لاریجانی را اعلام می کنه ...
از طرف دیگه تحولات دیگری در وزارت امور خارجه نیز در حال شکل گیری است . رییس جمهور که نتونسته بهانه ای برای اخراج وزیر از کابینه پیدا کنه ، داره با سامان دادن گروهی خاص برای پیشبرد سیاستهایش در عرصه خارجی این گروه را به وزیر تحمیل می کنه و این کار با اعتراض بدنه این وزارتخانه مواجه شده ...
شاید این چند مجهوله بودن معادلات سیاست خارجی کشورمان تا به حال تونسته برای رایزنی های گوناگون مورد استفاده قرار بگیره اما نگرانی اصلی اینجاست که اگر رییس جمهور بخواد شخصا وارد عمل شده و این معادله را به یک معادله یک مجهوله تبدیل کنه ، تو این گیر و دار قطعنامه ها می تونه مفید باشه ؟ ...
رییس جمهوری در دستورش در خصوص تدوین برنامه پنجم توسعه ، به مسایلی در خصوص برنامه های قبلی اشاره کرد که تا مدتهای مدیدی به عنوان یک علامت سوال بزرگ ، در پیش چشم کارشناسان اقتصادی و رسانه های گروهی قرار داشت . این سوال این بود که با وجود اینکه گفته می شد ساعتها کار گروهی در سازمان مدیریت و برنامه ریزی برای به سرانجام رساندن برنامه چهارم توسعه ، اونهم با رویکرد سیاستهای کلی آن که به تایید مقام رهبری رسیده ، چرا این برنامه کپی برداری ناقص و عاجزی از کتاب راهبردهای بانک جهانی در خصوص اقتصاد ایران بود ؟
این سوال همواره از دولتمردان گذشته در دولت اصلاحات پرسیده می شد و هیچ گاه جواب درستی براش پیدا نمی شد . یکبار یادمه در سال آخر مجلس ششم که نمایندگان مشغول تصحیح و برطرف کردن ایرادات شورای نگهبان به لایحه برنامه چهارم توسعه بودند ، کتابی در بین نمایندگان توزیع شده بود که مرجع اصلی سیاستهای کلی برنامه چهارم بود . کتابی با سه جلد که وقتی نمایندگان تخصصی تر به آن نگاه کردند ، متوجه شدند همان مشروح گزارشهای بانک جهانی در مورد اقتصاد ایران و پیشنهاد های این سازمان برای ارتقای اقتصاد ایران هست و از اینجا بود که اعتراضها به کپی برداری سازمان مدیریت از این کتاب شروع شد ...
در اون زمان شرکا ، رییس سازمان مدیریت وبرنامه ریزی بود و در جلسه ای که به مجلس آمده بود ، من و خانوم اسماعیلی خبرنگار فارس به طرفش رفتیم و گفتیم چرا اون کتاب از بین نمایندگان جمع شده و سازمان مدیریت که این کتاب را چاپ کرده بود ، از بین تمام ادارات جمعش کرد ؟ با عصبانیت نگاهی به ما کرد و گفت : سوالتون اشتباهه ! من به این سوال جواب نمی دم !
این کار به حد خودش آبرو بر بود که ادعاهای آقایون راجع به ساعتها کار فشرده در مورد برنامه چهارم توسعه ، فقط به بررسی کتاب توصیه های بانک جهانی به اقتصاد ایران گذشته ولی اینکه حتی مجلس هفتم هم نتوانست همون موقع تو اون اوج اعتراضات هم کاری بکنه بحث جالب دیگه ای بود و به همین دلیله که تا امروز هم با این مصلحت اندیشی مجلس ، همچنان دولت برنامه ای را اجرا می کنه که هیچ اعتقادی به ایرانی و بومی بودنش نداره .
حالا چرا اینقدر بر اساس توصیه های بانک جهانی بودن برنامه چهارم توسعه ضعف محسوب میشه ؟ در کتاب راهبردهای امریکا در قرن بیست و یکم به صراحت عنوان شده که سیاست امریکا در برخورد با اقتصاد و سیاست کشورها اعمال فشار از طریق سازمانهای بین المللی به کشورهای مد نظر خودش ، برای اجرای سیاستهای مورد نظر امریکا در این کشورها است و از این منظر بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در راس این سازمانها در حوزه اقتصادی قرار دارند ! در طرف دیگه ، باید دید کشورهایی که توصیه بانک جهانی را در مورد سیاستهای اقتصادیشون دنبال کردند به کجا رسیدند ؟ باید اعتراف کرد که در وهله اول این سیاستها باعث رونق نسبی اقتصادی این کشورها مثل کره شده ولی در وهله بعد با توجه به اینکه اقتصاد اونها را از اقتصاد تولید محور به اقتصاد مبتنی بر مونتاژ کاری و واردات سوق داده ، در واقع در دراز مدت اونها را به خاک سیاه نشونده . ماجرای تولید خودروی دوو در ایران را یادتون می یاد ؟ چرا یکدفعه همه چیز به حال خود رها شد و کره ای ها از صنعت مونتاژ خودرو در ایران دست کشیدند ؟ دلیلش همین اختلافات با کشورهای اروپایی و امریکا با کره بود که در نهایت باعث شد روند صدور فناوری به این کشور را دچار خلل کنند و بعد در یک حرکت حساب شده از میدان به درش کنند . متاسفانه در کشور ما هم حداقل در صنعت خودرو سازی همین اتفاق تکرار شد و ما دیگه حتی نمی تونیم تصمیم بگیریم که اگه فرانسه در سیاستهای دیپلماسی اش با ایران حرکت خوبی از خودش نشان نداد ، ما هم از نظر اقتصادی او را در مذیقه بگذاریم ...
اجرای توصیه های رییس جمهوری در تدوین قانون برنامه پنجم توسعه می تونه نقطه امیدی برای رسیدن به اقتصاد خودکفا و تولید محور در ایران باشه یعنی تنها راهی که ما را به هدفهای افق 1404 نزدیک می کنه ...
پ.ن: چند تا از دوستهای خوبم جدیدا به جامعه وبلاگ نویسان روزنامه نگار اضافه شده اند و از این بابت می خواستم بهشون تبریک بگم : اولیش خانوم اسماعیلی عزیز، خبرنگار خوب خبرگزاری فارس است که در وبلاگ پرواز ناتمام می نویسد ، دومیش دوست خوبم راحله فرخی خبرنگار حوزه سیاسی خبرگزاری خودمون هست که در وبلاگ رویش می نویسد و سومیش هم که نازنین ترین خبرنگار بورس دنیا ، خانوم محبوبه مغانی است که از ناگفته های بورس در وبلاگ دست نوشته ها می نویسه . برای همشون تو این عرصه آرزوی موفقیت می کنم .

داستان جلسات علنی مجلس در سال آخر فعالیت آن خیلی جالب شده . در حالیکه با ارائه شدن هر طرح و لایحه ای داد هیات رییسه مجلس در میاد که اگر طرحها و لوایح دو فوریتی نباشه ، اصلا به عمر مجلس هفتم نمی رسه که بررسی اش کنه ، باز به قول معروف تا تقی به توقی می خوره مجلس تعطیل می شه و نمایندگان می روند حوزه های انتخابیه یا بهتر بگم مکه و کربلا و سوریه و کشورهای اروپایی ! تعطیلات دو هفته ای تابستانی مجلس که با احتساب یک هفته سر زدن نمایندگان به حوزه های انتخابیه در ماه به سه هفته رسیده در اول تابستان و آخر تابستان باعث شد که حدودا از 90 روز تابستان ، تنها حدود 31 روز کاری نمایندگان در مجلس حضور داشته باشند و بقیه طرحها و لوایح جور واجور را بی خیال بشوند . البته مجالس کشورهای دیگه تنها دو یا سه روز در ماه کار می کنند و این اصلا چیز عجیبی نیست ولی این کشورها به مانند ایران هر روز و هر روز احتیاج به اصلاح و تغییر قوانین و یا ایجاد قوانین جدید ندارند و نمی دونم درکشوری مثل ما که اگر مجلس هر روز هم جلسه علنی داشته باشند باز هم به خیلی از طرحها نمی رسه این تعطیلات با مردم چه می خواهد بکند ؟
تازه این اول ماجراست چون در پاسخ به این سوال باید گفت که خود مردم هم بیکارند و تعطیل و اصلا نیازی به کار کردن و به قول قدیمی ها هفته ای هفت روز سگ دو زدن نیست ! تازه دولت هم به طور غیر رسمی اعلام کرده که ممکنه امسال به جای سه روز ، 5 روز برای عید فطر تعطیل بشه و در واقع بین التعطیلین یا بین الجمعتین را تعطیل اعلام کنند ! حالا بازار و تجارت خارجی و هر بقال و چقالی هم که اعتراض داره (دقیقا مثل حرفی که دولت در خصوص بد حجابها زد !) می توانند کشور همیشه تعطیل ایران را ترک کنند و بروند ژاپن کار کنند تا جونشون در بره !
در هر صورت اینجا کشور خوبیه . همه خوبند و خوش و هیچ ملالی نیست جز اینکه گاهی اوقات حوصله مان از بیست دقیقه کار مفید در روز و تعطیلات پیاپی سر می رود !
آخ که چه بحثی افتاده بین علمای روزنامه نگار در مورد سخنرانی رییس جمهور در دانشگاه کلمبیا ... از دیروز تا حالا همش دارم با مسنجر و تلفن راجع به این مطلب حرف می زنم .راستش را بگم تا حالا اینقدر در مورد یک موضوع سیاسی فک نزده بودم و مطلب تایپ نکرده بودم ! خیلی ها اعتقاد دارند احمدی نژاد به عنوان نماینده ملت بزرگ و شریف ایران نباید تن به این خواری می داد که یک رییس دانشگاه این همه بهش توهین کنه اما من نظر دیگه ای دارم و به نظرم توجه به این نکته است که باعث ایجاد افتخارهم میشه .
شما فکر کنید در این بیست و هشت سال اخیر در دوران انقلاب چند بار از این اقدامات انجام گرفته ؟ فقط ما در دوران خاتمی و احمدی نژاد شاهد این سخنرانی در مجامع علمی بوده ایم حالا فرق این دو در چیه ؟ خاتمی به عنوان یک اصلاح طلب و یک رییس جمهور که زیاد هم به سیاستهای گذشته کشورش اعتقاد نداشته وارد این سالنهای سخنرانی می شده و از همه چیز و همه کس حرف می زده و تقریبا به سوالاتی نزدیک به سوالت پرسیده شده از احمدی نژاد جواب می داده ولی هیچ تنشی در این خصوص وجود نداشته چون اهالی این دانشگاهها با کسی حرف می زدند که فکر می کردند آدمی است که می خواهد اصلاحات امریکایی و اروپایی برقرار کنه ولی حکومت بهش اجازه نمیده ! یعنی یه جورایی همه دنیا تو توهم بودند ! ولی احمدی نژاد به عنوان رییس جمهوری از ایران وارد این سالن سخنرانی شده که وجود اسراییل را به عنوان یک کشور در فلسطین به طور رسمی زیر سوال برده ، هیچ ، فلسفه وجود این صهیونیست ها را هم زیر سوال برده و خلاصه هیچی برای اسراییلیها نگذاشته و بعد هم با صحبتهای ضد استکباریش یادآور روزهای نخستین انقلاب 57 برای امریکاییها بوده و از طرف دیگه وقتی که دولت اصلاحات تن به تعلیق غنی سازی اورانیوم در ایران داده بود ، اومد و گفت ما در مقابل تمام فشارها می ایستیم ولی دست از این انرژی هسته ای بر نمی داریم . اونهم در چه زمانی ؟ زمانی که بعد از 11 سپتامبر است و همه امریکاییها حتی از سایه خاور میانه ای ها هم می ترسند چه برسه به ایرانی که هر روز نمایشی از تصاویر اعدام خلافکاران و به زندان افتادن جاسوسان و براندازان نرم و سفت و مبارزه با اراذل و اوباش و توسری زدن به بی روسری ها را در معرض دید همان قرار داده است .
و تازه رییس جمهور از تمام این اقدامات دفاع کرده و رسانه های خارجی هم که تا تونسته اند تصاویری سیاه از ایران به نمایش گذاشته اند که حتی ایرانیان خارج از کشور هم به خودشون شک کرده اند چه برسه به مردم امریکا !
حالا باید یکی حرف می زد و همه چیز را روشن می کرد که بابا اعدامی ها مردم عادی نیستند یه مشت قاچاقچی موادمخدرند . مسئله امروز ایران همجنس بازی نیست ، ما نمی خواهیم بمب اتم بسازیم می خواهیم انرژی صلح آمیز هسته ای داشته باشیم ، یا اینکه ما فقط در مورد اسراییل و هولوکاست فقط و فقط دو تا سوال پرسیدیم چرا خودتون را می کشید ؟
به دکتر محمود احمدی نژاد، به عنوان نماینده ملت بزرگ و شریف ایران در دانشگاه کلمبیا توهین شد اما این فرصت پدید آمد که ملت ایران حرفش را از زبان نماینده اش به جهانیان برسونه و اینکه چند کانال خبری حرفهای احمدی نژاد را به طور مستقیم پخش کردند و در موردش تحلیل و تفسیر گذاشتند نشون میده که ما کارمون را کردیم و به هدفمون رسیدیم . حالا امریکا بمونه و حرفهایی که پس از بیست و هشت سال در تمام دنیا زده شد و به طور مستقیم 500 میلیون نفر آن را دیدند و شنیدند ....