تبليغاتX
وکیل الرعایا

تو این مدت چه جاهایی که نرفتم ، جه اتفاقاتی که برام نیافتاده ، چه خبرهایی که ...
بگذریم . دوباره خونه دار شدم و این بار خونه ای به نام خورشید .بالاخره بعد از سه هفته تصمیم کبری رو گرفتم و وارد روزنامه تازه تاسیس خورشید شدم تا تو سرویس سیاسیش مشغول به کار بشم . راستش رو بخواهید تا به حال با وجود اینکه به طور حق التحریری با روزنامه های زیادی کار کرده بودم ولی به طور تمام وقت روزنامه نبودم و این ظهر سر کار رفتن ها هنوز هیچی نشده داره دیوونه ام می کنه ! قرار بود صبحها تو پارلمان برای ایلنا کار کنم که با اخم سردبیر روزنامه که: "خانوم اکوان ! یا رومی رومی ، یا زنگی زنگی"... از این کار استعفا دادونده شدم ! جالب اینجاست که هر جا میرم دوستهای اصلاح طلبم می خواهند منو اصلاح طلب کنند و دوستهای اصولگرا اصرار دارند وارد جبهه اصولگرایی بشم ولی در هر صورت من جناح خودم رو دارم و یه جورایی گیج این دو جناح ، این وسط دارم واسه خودم آسته آسته قدم بر می دارم.
پیش شماره اول خورشید امروز در اومد و جا داره با علنی کردن جایی که کار می کنم ، از تمام دوستانی که پیشنهادات زیاد کاری رو جلوی روم گذاشتند و تو این سه هفته دیوونه ام کردند تشکر کنم !
از حامد طالبی و مریم آریایی عزیز که روزنامه ایران رو بهم پیشنهاد کردند ، از آقای لعلی و نسرین وزیری نازنین ،که اون تحریریه شلوغ پلوغ و خوب خبرگزاری ایلنا رو پیش روم گذاشتند و به خاطر اینکه نتونستم باهاشون کار کنم ، هنوز هم شرمنده ام ، از آقای مصحفی در روزنامه حیات نو ، از سجاد سالک به خاطر پیشنهاد کار در دنیای اقتصاد ، از خانوم یوسفی، دوست قدیمی و نازنینم که کار دوباره در صدای عدالت رو بهم پشنهاد داد ،از کیوان مهرگان ، برادر خوبم که کار تو روزنامه اعتماد رو بهم پیشنهاد کرد ، از آقای خویینی ها به خاطر پیشنهاد کار در خبرگزاری مهر ، از آقای فرجادی –همشهری- به خاطر نگرانیهای برادرانه اش ، آقای کریمی گل دبیر اجرایی ایپنا و موسسه نسل آفتاب به خاطر سنگ صبور بودنش و از خاطره وطن خواه ، دوست خوبم که پیشنهاد کار در روزنامه جهان صنعت و سایت تحلیلی صنعت و توسعه را بهم داد.
خوب فکر کنم اگر شما هم جای من بودید با این همه دوست نازنین و این همه پیشنهاد کاری و طریقه انتخاب بهترینشون، از من دیوونه تر می شدید ولی در نهایت می خوام از آقای الله یاری همکار قدیمی و خوبم و آقای پاریاب تشکر کنم که آدرس خونه جدید رو بهم نشون دادند و همچنین آقای استاد مدیر اخبار خوب خبرگزاری موج که همچنان امیدوار به بازگشت من بود و باید به خاطر انتخاب جدیدم ازش عذرخواهی کنم .
در هر صورت خورشید من هم دمید ! اونهم درست تو روز نیمه شعبان و با اینکه تو این روز تو خیابون خوردم زمین و دست چپم شکست ولی این روز رو به خاطر خورشید هیچ وقت فراموش نمی کنم! زندگیتون آفتابی !

پ.ن: میگن آدم به هر کی که بیشتر مدیون باشه ، یادش میره ازش تشکر کنه. واقعا شرمنده ام که از سمیه نصرتی ، رفیق فابریک روزهای افسردگی و خستگی از حسین هاشمی ، دردسر ساز بزرگ، از ایمان ابراهیمبای ، عضو برجسته مافیای مطبوعات و احسانه عزیزم دوست وفادار و قدیمی و همچنین سیامک محدثی که به عنوان اولین نفر خروجم از موج رو بهم تبریک گفت ، تشکر نکردم . از همتون ممنونم . امیدوارم ایندفعه دیگه کسی رو جا نینداخته باشم !

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در دوشنبه 28 مرداد1387 و ساعت 15:5 |موضوع |

شاید هم این نظریه درست باشه که "میزان تورم در کشور هیچ ربطی به رشد نقدینگی نداره" ولی یک سوال این وسط وجود داره و اون اینه که اگر این نظریه درست باشه ، چرا با سیاست‌های فعلی که بر اساس این نظریه اعمال میشه ، روز به روز شاهد افزایش تورم در جامعه هستیم ؟ و در عین حال هر روز شاهد این مسئله که بیشتر از روز قبل بر این سیاست‌ها تاکید میشه ؟
به یک نکته جالب رسیده‌ام: این تنها دولت نیست که با تکیه بر فرمولهای جدیدی که ارائه می کنه ، به اعمال سیاست‌هایی در کشور دست میزنه که با هیچ کدام از نظریات اقتصادی موجود جور در نمیاد و مجلس هم در این میان به شدت مقصره .به یک عضو کمیسیون اقتصادی مجلس زنگ زده بودم تا نتیجه مذاکراتشون با رییس بانک مرکزی را در مورد سیاست‌های مقابله با افزایش تورم بپرسم و این نماینده محترم با آب و تاب فراوان توضیح می‌داد که یک خبر خوش برای مردم داریم و اون اینه که قرار شده در ضمن ارائه لایحه تامین 15 هزار میلیارد تومان برای جبران بدهی دولت به بانکها ، منابعی هم در اختیار بانک‌ها قرار بگیره تا بتوانند بر تعداد و حجم وامهایی که به مردم می‌دهند اضافه کنند . ابن خبر اینقدر از منظر نماینده محترم ، خبر خوش هسته ای بود که توقع داشت تاپ نیوز هم بشه ولی من فقط با عصبانیت می‌پرسیدم به افزایش میزان نقدینگی موجود در جامعه فکر کردید و ایشون جواب می دادند : بله ! افزایش نقدینگی هیج ربطی به تورم نداره . رییس جمهور گفته اند !
این روزها فقط می‌خوام بدونم این نظریات اقتصادی از کجا می‌آیند ! 

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در جمعه 25 مرداد1387 و ساعت 14:59 |موضوع اقتصادي |

از هر ابزار قانونی میشه هم استفاده صحیح کرد و هم میشه از اون برای رسیدن به اهداف خاص استفاده کرد . خوب ، تو معادلات سیاسی ارعاب و تهدید هم یکی از همین ابزارهاست و مهمترین نمادش هم در روابط بین مجلس و دولت "استیضاح" .
مجلس هفتم با نیم بند کردن جریان نظارت عملا استیضاح رو که یکی از ابزارهای مهم نظارت بر عملکرد دولت و پاسخگو کردن وزرا بود ، به یک ابزار دور از دسترس تبدیل کرد و مجلس هشتم در همین ابتدای کار بنا رو بر دم دستی کردن این ابزار گذاشته ! به همین خاطر این روزها شایعات و خبرها در مورد استیضاح وزیر آموزش و پرورش ، نیرو ، بازرگانی و ارتباطات و فناوری اطلاعات بالا رفته و هر روز تو مجلس یکی از نمایندگان یک طرح استیضاح از جیبش درمیاره و شروع می کنه به امضا جمع کردن ! وقتی هم که وارد قضیه میشی و محورهای استیضاح را می پرسی ، می بینی وزیر بدبخت یا یه مسئولی را بدون اجازه نمایندگان اون حوزه برکنار کرده یا شخص خاصی را مدیر کرده یا اصلا دعوا ، دعوای مدیران میانی با نمایندگان است که باید پای وقت و هزینه مجلس و مردم برای پایان یافتن اختلافات به میان بیاد ... در هر صورت اگر تو مجلس هفتم ، با بلند شدن علم هر استیضاحی سریع تیم وزیر مربوطه برای خنثی کردن این اقدامات به مجلس می ریخت و یا لابی های محمد رضا باهنر برای پس گرفتن امضاها شروع میشد ، تو مجلس هشتم ، همه با خنده ای از کنار طرح عبور می کنند و اصلا نیازی به این حرفها هم نیست و معمولا تماشاچیان صحن علنی می مونند و نقش نظارتی که باید گفت ... هیچی نباید گفت، باید لبخند تلخ زد !

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در دوشنبه 21 مرداد1387 و ساعت 9:36 |موضوع سياسي |

وقتی در سال اول فعالیت دولت نهم ،‌رييس جمهور مشغول بررسی وزرای پیشنهادی برای وزارت نفت بود و اون سر و صداها راجع به كردان و صادق محصولی و تسلطی برای وزارت نفت پیش اومد و فكر كنم ،‌تسلطی دومین وزیر پیشنهادی رییس جمهور بود كه بعد از حرف و حدیثها در مورد اموالش یا گرین كارت امریكا ،‌از شركت در جلسه رای اعتماد مجلس خودداری كرد و از وزارت انصراف داد ،‌با اون همه شایعه و خبری كه در موردش منتشر شده بود ،‌می گفتم : آدم هیچ وقت نباید خودش رو در معرض قضاوت این آدمها قرار بده كه قدرت بد پدر و مادر آدم رو جلو چشمش میاره !‌
دیروز برای بار دوم دلم برای یك وزیر پیشنهادی تو مجلس سوخت !‌ تا ظهر وقتی اون همه حرف و حدیث راجع به موارد اخلاقی و غیر اخلاقی و مالی در مورد كردان از ترببون مجلس میشنیدیم ،‌فكر میكردم یعنی خدایا !‌روز قیامت هم همینطوریه و قراره جلوی این همه آدم ،‌رسوای جماعت بشی ؟ ولی جلسه بعد از ظهر و دفاع بروجردی از كردان و بعد صحبتهای رییس جمهور و كشاندن پای رهبری به وضعیت تایید صلاحیت وزیر كشور پیشنهادی ، ورق را به نفع كردان برگرداند . داشتم فكر میكردم اگه جای كردان بودم ،‌چكار میكردم ؟ همه میگفتند ما اگه جای كردان بودیم ،‌جلسه بعد از ظهر مجلس رو هم نمی موندیم و میرفتیم پی كارمون ولی ... كردان موند !‌ كردان  با تیك های عصبی زیاد توی صورتش تو جلسه موند و به باقی حرفها گوش داد . رییس جمهور هم با استرسی عمیق كه از نحوه تسبیح چرخوندن توی دستش معلوم بود ،‌نشست و با رضایت از رای اعتماد شكننده به وزیر پیشنهادی كشورش ،‌صحن مجلس رو ترك كرد ...  حالا دارم به این فكر میكنم كه این رای شكننده به وزیری كه هم شخصیتش جلوی روی همه مردم زیر سوال رفته ،‌هم مدرك تحصیلی و هم اخلاقیاتش و هم ... بگو كل زندگیش دیگه !‌ به چه دردی میخوره ؟ و این وزیر چطوری میتونه وزارتخانه مهمی چون كشور رو با این وضعیت اداره كنه ؟

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در چهارشنبه 16 مرداد1387 و ساعت 10:6 |موضوع سياسي |

خداحافظی باید یکدفعه ای باشه ! یکدفعه و بی مقدمه . اصلا چرا خداحافظی ؟ می خواستم بدون خداحافظی برم بدون اینکه بخوام بگم از فردا ...
دچار آغازی دوباره شده ام ! دچار بودنی که سالها ازش دور افتاده بودم ! چقدر تاریخها این روزها جلوی چشمهام رژه میرن ... ۲۰ شهریور ۷۸ روزی که برای اولین بار وارد باشگاه خبرنگاران شدم ... ۲۷ مهر ۱۳۸۲ زمانی که با آغازی دوباره در موج ، باشگاه را به خاطراتم سپردم . و ۶ مرداد ۸۷ ... ۶ مرداد ۸۷ ، ۶ مرداد ۸۷ ... روزی که باز هم به انتها رسیدم و در عین حال به آغازی دوباره ! روز ۶ مرداد ۸۷ از خبرگزاری موج بیرون اومدم !
پیش خودم فکر می کردم وقتی دانش جعفری یا پورمحمدی از کابینه کنار رفتند ، چرا درد و دل کردند و از ناگفته ها گفتند ؟ یعنی وقتی من هم از کابینه موج بیرون میام باید حرف های تازه ای برای گفتن داشته باشم ؟ با لبخند تلخی جواب خودم رو دادم : اونها چیزهایی رو گفتند که به سرنوشت مردم ربط پیدا می کرد ولی تو می خوای از چی بگی یا برای کی بگی ؟ اصلا چه ربطی به باقی آدمهایی که توی این خبرگزاری نیستند ، پیدا می کنه ؟ ساده است و در عین حال سخت ... کلی حرف برای گفتن دارم ، کلی نگرانی برای جایی که حس می کردم خونه همیشگی ام خواهد بود ولی ... ارزش هر آدم به حرفهایی است که برای نگفتن داره !
بگذریم ... دوباره از نو آغاز شده ام ! دانش آموزی هستم که امتحان کنکورش رو قبول شده و داره انتخاب رشته می کنه ... ادعا و لیاقت خودم رو بالا برده ام ولی هنوز هم دنبال دلم هستم ... که این لعنتی وقتی با جایی و کاری نباشه ، پدر صاحبش رو درمیاره و دربه درش می کنه !
به یه چیز جالب رسیدم و اون هم اینه که خانمهای خونه از اینکه من کارم رو به همین راحتی رها کردم ،خوشحالند (چون اصولا ضعیفه جماعت نباید کار کنه! )و برعکس اونها ، آقایون با خنده ای همراه با شگفتی، بهم دست مریزاد میگن !  دایی می گفت : فکر نمی کردم اینقدر جرات ریسک کردن داشته باشی و اینقدر اعتماد به نفس که کار بهتری گیرمیاری ولی شروع دوباره حتی برای مردها هم سخته ! گفتم : من هم مردانه بازی می کنم و در انتها زنانه تصمیم می گیرم ! همون حرفی که به مدیر مسئول زدم و اومدم بیرون !
-بیرون اومدنم از موج یک تصمیم احساسی بود .
- چرا ؟
- چون تو این دنیای دیوانه دیوانه دیوانه مطبوعات ، نمیشه با عقل و منطق تصمیم گرفت . اگر بخواهی عقلانی فکر کنی باید این کار رو ببوسی و کنار بگذاری !
دلم می خواست بگم : کاش اینقدر زخم نخورده بودم ! اما حالا دیگه فایده ای نداره . در هر صورت ... خداحافظ ، همین حالا !

پ.ن: جالب اینجاست که معمولا چیزهاییکه می خوای بنویسی با اون چیزی که می نویسی زمین تا آسمون تفاوت داره ! قرار نبود این حرفها رو بزنم ولی ... اومد ! به همین راحتی!

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در دوشنبه 7 مرداد1387 و ساعت 8:47 |موضوع |

همه جور توقیف دیده بودیم الا توقیف توافقی ! این روزها با وجود اینکه آقایون نامزد انتخابات ریاست جمهوری ، خیلی زود دارند بازی تبلیغات زودهنگام برای انتخابات ریاست جمهوری را راه می اندازند ، دعوای بین رییس جمهور و قالیباف قبل از اینکه معلوم بشه بالاخره احمدی نژاد و قالیباف قراره با هم در انتخابات ریاست جمهوری بعدی رقابت کنند ، یا نه ، تنها داره به ضرر روزنامه نگاران تموم میشه . از توقیف تهران امروز هنوز زمان زیادی نگذشته که هیات نظارت بر مطبوعات با برخورد با روزنامه همشهری عصر داره به افتخارات روزنامه بستن هاش اضافه می کنه ! البته بعضی از جمله مدیر مسئول همشهری اعتقاد داره که این توقیف نبوده و شاید هم اصلا همشهری عصری در کار نبوده ! ولی اگر قرار باشه روزنامه سه ماه منتشر نشه تا اسباب کشی کنه ، روز پنجشنبه روزنامه میره چاپخونه و چاپ نمیشه ؟ اونهم اینطوری یکدفعه ای ؟ ولی جریان همشهری عصر و توقیف توافقی اش با مدیر مسئول محترم چیه ؟ هیچی ! یه هیچی به اندازه دعوای دو تا از اعضای کابینه سر وزارت اقتصاد که نباید خبرش بیرون درز می کرده و اتفاقی این همشهری بوده که از این خبر باخبر میشه ولی این خبر تو هول و ولای معرفی وزیری که تا دقیقه نود هم معلوم نیست صمصامی است ، داوودی است یا مظاهری ، انقدر برای آقایان گران تموم شده که هیات نظارت پنجشنبه جلسه تشکیل میده و مدیران همشهری هم برای اینکه همشهری عصر مجوز جداگانه نداشته و نمی خواستند کل همشهری یکدفعه توقیف بشه ، خودشون کرکره ها رو پایین می کشند و میروند به اسباب کشی خیالی بپردازند ! تو خبرها و تکذیب های متفاوتی که از توقیف هشمهری عصر منتشر شد ، خبر تابناک بیشتر از تموم خبرهای دیگه به واقعیت نزدیک بود . اونهم میدونید چرا ؟ به نظرم تابناک شده قابل اعتمادترین خبرگزاری مربوط به اخبار نزدیک و واقعی از مطبوعات ایران . هر جا تو هر روزنامه ای اتفاقی بیافته ، خود خبرنگارها ترجیح می دهند اخباری را که نمی تونند منتقل کنند، از تابناک منتشر کنند ! (بسه دیگه خیلی تبلیغ تابناک بود ! ) خبر آفتاب هم جالب بود !

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در جمعه 4 مرداد1387 و ساعت 21:28 |موضوع سياسي |


Powered By
BLOGFA.COM