تبليغاتX
وکیل الرعایا

نامزدهای احتمالی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری این روزها در صدر اخبار سیاسی قرار دارند و هر کدام با حضور در مجامع مختلف از فرصتی که برای بیان نظراتشان در اختیارشان قرار گرفته، ‌کمال استفاده را می‌برند. ولی برخی هم هستند که با وجود اینکه انتظار نمی‌رود مسافر آخرین ایستگاه قطار انتخابات باشند، ‌دارند از فرصت پیش آمده استفاده می‌کنند و به بیان نقدها و گاه تخریب‌ها می‌پردازند.اما به نظرم با وجود اینکه برنامه خیلی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری،‌بیان نقدها و بلافاصله بعد از آن ضرورت حضور خودشان برای اصلاح امور است، ‌سید محمد خاتمی برنامه دیگه‌ای داره و می‌خواد از این فرصت استفاده کند تا فقط بیان کند با این شرایط اصلا نمی‌شود کار کرد و نمی‌شود سر مردم را با این حرف‌ها و شعارها گول زد!‌ نمونه‌اش هم همین صحبت روز گذشته که گفته بود: "هر فردي اختيارات فعلي رئيس‌جمهور را كافي مي‌داند وارد صحنه شود."خوب اگر خاتمی از همین حالا اعلام کند که نمی خواهد در انتخابات آینده کاندیدا شود، ‌مسلما تریبون انتخابات را هم از دست خواهد داد و چه بهتر که از این فرصت برای دور بعدی یا اصولا آینده استفاده کند: "در مورد خودم نمي‌خواهم بگويم كه من در انتخابات آتي شركت مي‌كنم يا خير؛ بنده ديدگاه‌ها و حرف‌هايي دارم كه در اين روزها كم و بيش درباره آنها صحبت كرده‌ام و ان شاءالله كم كم مسأله را روشن‌تر خواهم كرد."

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در یکشنبه 28 مهر1387 و ساعت 12:5 |موضوع سياسي |

تا قبل از اینکه وارد مجلس بشم هیچ تصوری از اینکه نمایندگان غیر از کار تصویب قانون چه کارهای دیگه ای می‌تونن انجام بدهند، نداشتم. اما دیدارهای مردمی و آدم‌هایی که دم در مجلس به انتظار نمایندگانشان می‌ایستادند، بهم نشون داد در حالیکه این کارها در تهران انجام نمیشه، نمایندگان شهرستانی با خیلی از مشکلات مردم به طور مستقیم دست و پنجه نرم می‌کنند و کمکشون می کنند. اما واکنش‌های برخی‌هاشون هم در قبال مردمی که درخواستی ازشون داشتند، جالب بود. فکر کنم یک سال پیش بود که من و خاطره از نماینده‌ای نوشتیم که یک مراجعه کننده بیچاره رو که پیرمرد هم بود به باد فحش و ناسزا گرفت . ولی امسال صحنه بهتری رو دیدم.
یک خانمی به همراه پسر ده ساله‌اش دم در مجلس ایستاده بود و مثل ابر بهار فقط اشک می‌ریخت. دیگه حراست مجلس هم به عز و جز افتاده بود که خانوم تو رو خدا اینقدر گریه نکن، دیوونه‌مون کردی . نه به نماینده‌ای نامه می‌نوشت و نه می‌تونست وارد مجلس بشه. نسرین وزیری (خبرنگار ایلنا) و من با هم به در مجلس رسیدیم و نسرین ایستاد و باهاش صحبت کرد. ظاهرا شوهرش که برای مدت زیادی بیکار بوده برای دوختن لباس یکی از مدارس به مدیر اون مدرسه معرفی میشه و بعد به خاطر سهل‌انگاری پارچه‌ها رو خراب می‌کنه و مدیر مدرسه می‌خواست سفته سه میلیونی رو که با امضای همون خانوم بوده به اجرا بگذاره و تهدید کرده بوده که زن رو به زندان می‌فرسته اونهم در حالیکه پارچه ها فقط 500 هزار تومان می‌ارزیده. بعد از این جریان ، تمام خبرنگارها افتاده بودن دنبال کارش و اول به نماینده‌های کرج گفتند. یکی از نماینده‌های کرج از اینکه این همه خبرنگار دنبالش افتاده بودند تعجب کرد و بعد که خبرنگارها ازش خواستند کاری بکنه، در حالیکه با سرعت جمع رو ترک می‌کرد ، به خبرنگار درخواست کننده گفت : بیشین بینیم بابا !
بعد از این حرکت من فقط حرص می خوردم و نسرین خودش از ناراحتی یواشکی گریه می‌کرد.
بالاخره صحبت خبرنگارها با نماینده‌ها نتیجه داد و خانوم آلیا با معرفی اون خانوم به کمیته امداد کمکش کرد و جالب اینجاست که اولین نفری که خبر رو به ما داد، همون نماینده‌ای بود که به بچه‌ها گفته بود : بیشین بینیم بابا !
نمی‌خوام هیچ نتیجه گیری‌ای بکنم . مهم کاریه که انجام شده . مهم اینه که همه خوشحال بودند ! به خصوص نسرین وزیری نازنین !

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در جمعه 19 مهر1387 و ساعت 14:19 |موضوع |

سیدمحمدخاتمی بالاخره پیش شرط‌هایش برای شرکت در انتخابات را بیان کرد. البته من تو این مسئله آمدن و نیامدن تحلیل خاص خودم رو دارم که فکر نمی‌کنم به مذاق خیلی از دوستان خوش بیاد ولی به نظرم سید خندان در دیدارش با مسئولین خبرگزاری ایلنا شفاف‌ترین موضع انتخاباتی‌اش را در چند وقت اخیر بیان کرده است. خاتمی با پیش شرط حب مردم و رضایت اونها در انجام دادن کارهای نیمه تمامی که از دوره قبل برجا گذاشته بود به میدان می آید اما این پیش شرط‌ها هم خودش جای سوال و ابهام زیادی داره . البته پیش شرط اول یعنی بازگشت به گفتمان اصلاح طلبی اصیل پیش شرط خاتمی برای مردم نبوده و در واقع پیش شرط مردم برای خاتمی است . خاتمی گفته که گفتمان اصیل اصلاح طلبی را مدون می کند و این بزرگترین پیش شرط برای حضور او در میدان است . خوب این پیش شرطی بود که در دوره دوم انتخابات هم مردم برای او گذاشته بودند اما خاتمی هیچ گاه به عنوان لیدر اصلاحات که بارها اطرافیانش ازش عبور کردند و باز هم درجا زدند، این پیش شرط را عملی نکرد و شاید بزرگترین پیش شرط مردم برای فکر کردن به حضور خاتمی در انتخابات دهم همین تعریف اصلاحات و ساز و کارهایش باشد و تعیین تکلیف مردم که سرانجام اصلاحات چه خواهد بود و اصلا اصلاحات یعنی چه ؟ اما در خصوص پیش شرط دوم ؛خاتمی اختیارات گسترده‌تر می‌خواهد و این به نظرم به نوعی فریب مردم هست. چرا باید مردم به عصر لوایح دو قلو برگردند و از طرف دیگر چه کسی باید این ضمانت را به خاتمی بدهد که می‌تواند به اختیارات یک ریس جمهور اضافه کند؟ آیا گذاشتن همین پیش شرط به معنی نشناختن فضای عمومی جامعه نیست؟ یا سوالی بهتر: آقای خاتمی به نظر شما هنوز مردم به لوایح دوقلو فکر می‌کنند؟ اگر موج تخریبهای دولت در دوران اصلاحات هنوز از یاد مردم نرفته است، موج تخریب دولت نهم توسط رسانه‌های دوم خردادی هم از یادشان نخواهد رفت اما این موج تخریب‌ها باعث عقب افتادن دولت نهم از اجرای برنامه‌هایش شده است ؟ چرا شما نمی توانید در موج تخریب ها و با همین میزان اختیارات کار کنید؟

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در شنبه 13 مهر1387 و ساعت 15:57 |موضوع سياسي |

حدود دو هفته پیش مراسم اختتامیه جشنواره خاکریز شیشه‌ای که جشنواره‌ای برای تقدیر از وبلاگ‌های برتر عرصه دفاع مقدس بود، با همت موسسه نسل آفتاب و هیات بلاگ برگزار شد. میهمان‌ها هم محسن رضایی بود و آقای خادم و پرویز سروری نماینده تهران و مسعود ده‌نمکی. چند نفر از رزمندگان دوره جنگ هم به بیان خاطراتشون پرداختند. ولی وقتی اسامی برندگان اعلام می‌شد، خانومی جایزه طراحی بهترین قالب برای وبلاگ دفاع مقدس را گرفت که وقتی رفت جایزه را بگیره، صدای تعدادی از حضار دراومد. خانومی بود آرایش کرده با موهای بیرون از روسری و مانتوی تنگ.
وقتی مراسم تموم شد و همه برای افطاری بیرون اومدند، عده ای از حضار دور هم جمع شده بودند و بلند بلند به دختر بیچاره فحش می دادند: آره این جشنواره برای این برپا شده که از این بی دین و ایمون هم تقدیر بشه ؟  همین ها هستند که ...
بگذریم ! داشتم فکر می‌کردم تو چند سال اخیر مطلبی که در مورد دفاع مقدس بیان میشه اینه که عده‌ای با مصادره کردن میراث دفاع مقدس و جنگ هشت ساله سعی داشتند از این حماسه ملی بهره‌برداری سیاسی کرده و خودشون رو به قدرت نزدیک کنند و حالا با این مسئله روبه‌رو شدند که نسل جدید میگه شما برای خودتون جنگیدید و اصلا چرا جنگیدید! البته تا به امروز با توجه به شیوه بسیار غلط تبلیغاتی که برای تمامی مسایل در پیش گرفته شده ما خسارت‌های زیادی در خصوص نادیده گرفته شدن ارزش‌های دفاع هشت ساله دیدیم و اینکه امروز از شهدا و رزمندگان و جانبازان به عنوان قهرمانان ملی در بین نسل جدید یاد نمیشه به خاطر اینه که همیشه عده‌ای سعی کرده‌اند با چماق جنگ و رزمنده‌ها به سر نسل جدید بکوبند که چرا اینطور لباس می‌پوشی و چرا این طور رفتار می‌کنی.
می‌خواستم برم بایستم جلوی اون آقایی که داشت به دختر فحش می‌داد و بگم : ببخشید شما برای موی این دختر و روسریش جنگیدی یا از وطنتون دفاع کردید ؟ مگه تو این خاکریز برای نسل ما که به قول شما نسل گناه است جا نیست؟
موندم ! باور کن موندم به یک قهرمان ملی بد بگم یا از نسلی دفاع کنم که نگذاشتند قهرمان‌های کشورش رو به درستی بشناسه...

+ نوشته شده توسط ثمانه اکوان در پنجشنبه 4 مهر1387 و ساعت 13:52 |موضوع سياسي |


Powered By
BLOGFA.COM