این چند وقته وقتی مروری به اخبار مجلس و نحوه تعاملش با دولت میاندازم ، میبینم مجلس هشتم و به خصوص هیات رییسه از همون ابتدای کار هم تلاش زیادی کردند که جایگاه مجلس رو ارتقا ببخشند و با فعال بودن در تمام زمینهها دوباره برای بار دیگه ،در راس امور بودن قوه مقننه را به قوای دیگه نشون بدهند . اما با ورود به زمان انتخابات ،این تلاش یه سمت و سوهای دیگه ای هم گرفته و با وجود اینکه نمیشه به هیچ وجه از در راس امور بودن مجلس گذشت ،ولی نمیشه این رو هم توجیه کرد که با ورود به عرصه هایی که روند تعامل قوا را به تقابل تبدیل می کنه ، میشه جایگاه مجلس رو ارتقا داد و با دعواهای سیاسی و گروهی ثابت کرد که مجلس همجنان در راس امور است .
این یکی از سوالاتم از یکی از اعضای هیات رییسه مجلس بود که اگر مجلس اعتقادداره که باید بودجه را آنظور که کارشناسانش تشخیص می دهند تصویب کند و یا برنامه های دولت را قبول نکند، اونوقت تکلیف دولتی که با ارائه برنامه های مختلف اقتصادی و سیاسی سر کار اومده و برای اجرای برنامه هاش به همکاری و همیاری مجلس احتیاج داره ،چی میشه ؟ با این روند ،هر رییس جمهوری که سر کار بیاد بدون اجازه مجلس نمیتونه آب بخوره و اگه مجلس بهش اجازه آب خوردن هم نده ، دیگه پس تکلیف مردمی که به برنامه های یک رییس جمهور برای اداره ۴ سال آینده کشورشون رای دادند ، چی میشه ؟
نه ! فکر نکنید می خوام طرفداری دولت را بکنم و بگم این مجلس نگذاشت برنامه های رییس جمهور اجرایی بشه ولی یک نگاه کلی نشون میده که اگه روندی که مجلس هم اکنون برای رد لوایح مد نظر دولت و یا به تاخیر انداختن اجرایی کردن آنها و یا سیاه نمایی عملکرد دولت به خاطر نزدیک شدن به زمان انتخابات و گروه و جناحبندیهای موجود در پیش گرفته ، درهر دولت دیگه ای هم تکرار بشه ،عملا وقت دولت و مجلس در این زمان به دعواهای سیاسی و گروهی تموم میشه و ملت هم فقط نظاره گر دعواها و سرگرم شدن با تیتر روزنامه ها خواهند بود . درست مثل سال آخر مجلس ششم و اون تحصن و اون دعواها و اون وزیر استیضاح کردنها و ...
این روزها یاد این حرف هستم که یه مدت تو عالم مطبوعات مد شد که می گفتند ... "نازنینی تو ولی ...." می خوام بگم : تو در راس اموری ولی ... جان مادرتون مردم رو یادتون نره !
پ.ن: ستون سمت چپ این صفحه لایی در مورد دعواهای بعد از بودجه نوشتم که به نظرم به خوبی این دعواها و لج و لجبازیها را نشون میده .

با محمدرضا تابش دبیر فراکسیون اقلیت در مورد به اجماع رسیدن اصلاح طلبان صحبت می کردم . البته این روزها با توجه به تنوع سلیقه ای که در جبهه اصلاحات وجود داره ، زیاد هم نیروهای این جبهه تمایلی به اجماع ندارند و هر کدام سعی دارند از نامزدی که پیش بینی می کنند بیشتر به سلیقه های اونها اهمیت بده ، حمایت کنند . اما عده دیگه ای هم همچنان اعتقاددارند که باید اجماع صورت بگیره و دبیر فراکسیون اقلیت هم از این دست افراد است . تابش اعتقاد داشت نامزدهای انتخاباتی اصلاح طلب از همین حالا باید حامیانشون رو برای خبر انصراف احتمالی شان ازشرکت در انتخابات آماده کنند تا مثل دورانی که خاتمی انصراف داد ، نیروها دچار سردرگمی نشوند . ولی جدای از اینکه بالاخره شیخ به نفع آخرین نخست وزیر کنار می کشه یا برعکس ، یه مسئله ای برام خیلی جالب بود و اونهم این که رهبران اصلاحات ، استعداد ویژه ای برای مایوس کردن نیروهای داخل این جبهه دارند. 
