نگفتم مواظب باشید ؟ خوب تقصیر خودتونه دیگه ! تهران امروز رو میگم ! به بچه های اصولگرا که زنگ می زدم همه فحش می دادند . وقتی به اصلاح طلبها رسیدم ، همه داشتند می خندیدند که تهران امروز کار ما رو راحت کرد ! بگذار این اصولگراها خودشون اینقدر به جون همدیگه بیافتند که دیگه یادی از اصلاح طلب ها وروزنامه هاشون نکنند ! تحلیل جالبی بود ! ولی این بار دولت نشون داد که تنها راه از بین بردن یک نشریه ، دادگاه مطبوعات و توقیف موقت نیست و برای رسیدن به یک نشریه تعطیل شده ، به اندازه تعداد راههای رسیدن به خدا ، تو این مملکت راه هست !
قبل از این با بسته شدن هر روزنامه همش به فکر خبرنگارهای بیکار شده بودم ولی حالا وقتی خبرها میرسه که چطوری دم انتخاباتی قراره از زمین و زمان روزنامه بروید ، دیگه خیالم بابت باقی همکاران راحته . به خصوص طرفدارهای دولت که این روزها با شهروند و خورشید غصه ندارند و قالیبافی هایی که می گویند 8 تا نشریه دیگه تو دست و بالشون در حال رویدن است !
در هر صورت به نظرم این هنر نیست که چطوری مطلب بنویسی که در روزنامه ات را ببندند . هنر اینه که همین انتقاداتی را که تو ویژه نامه ات مطرح کردی، طوری بیان کنی که به هیچ کس برنخوره و دولت هم کاری برای فرو نشاندن عصبانیتش پیدا نکنه و هیات نظارت بر مطبوعات هم ...
دارم به این فکر می کنم که هیات نظارت بر مطبوعات که جلسات عادی اش را به زور کتک تشکیل می داد چطوری در عرض چند ساعت به این نتیجه رسید !
این روزها خبر از نامزد شدن و یا کناره گیری رییس جمهور سابق ایران ، سید محمد خاتمی از رقابت انتخابات ریاست جمهوری دهم زیاد به گوش میرسد . یک روز سید خندان ، خبر از کناره گیری اش از رقابتها میدهد ، روز دیگه ، خبرنگارها را میپیچونه و میخنده که در حال بررسی هستم و روز دیگه برای سیزده نفر از کارشناسان سیاسی نامه میفرسته که شما بگویید من نامزد شوم یا نه !
در هر صورت با وجود اینکه تا این لحظه تنها از نام 8 تن از گیرندگان این نامه پرده برداری شده ، سیزدهمین سلحشور یعنی سیزدهمین گیرنده نامه ، در اولین عکس العمل ، جواب نامه را به محض رویت داده است :
جناب آقای خاتمی !
سردار اصلاحات ، سید خندان و محبوب دل ملت ایران !
سلام !
از اینکه میخواهید با بررسی تمام جوانب کار و شرایط فعلی اقتصادی و اجتماعی و سیاسی کشور پا به میدان رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری دهم بگذارید از شما ممنونم . به بیان بهتر از اینکه برای شرکت در انتخابات تفال به حافظ نزده و استخاره نمی کنید و بر مبنای برنامه ای که برای سالهای آینده کشور باید داشته باشید ، با سنجیدن تمام جوانب امر و بر اساس توصیههای کارشناسان پا به این میدان میگذارید ممنون و سپاسگذارم .
لیدر تکذیب شده اصلاحات !
سالیان زیادی نیست که اصلاحات تن به خاک سپرده و فدای اصلاحاتچیان شده است اما داغی که از شعارهای اصلاح طلبانه شما و به خصوص نزدیک ترین یارانتان بر پیشانی اقشار مختلف به خصوص دانشجو و روشنفکر و اهل هنر و سیاست و علی القاعده تمام مردم مانده ، به این زودیها از پیشانی ما پاک نمی شود و با این حال با توجه به شرایط امروز جامعه ، ما همچنان دل به شما داده ایم و ممنون نثر زیبا و مهربان شما در طول هشت سال جنگ اصلاحاتی خود ساخته هستیم . ولی چرا ؟
ببخشید که اینقدر رک و راست به سوالتان پاسخ میدهم . ولی باید بپرسم چرا نامزد میشوید ؟ اصلا میخواهم بپرسم آیا شما همچنان به گذشته اصلاحات و عملکرد دولت خود مینازید ؟ نه ! خود را با امروز مقایسه نکنید که امروز ، روز دیگری است ! امروز روزی از روزهای عصر ریاضت مردم است که ماهها پیش توسط وزیر پیشین کشور وعده داده شده بود ! امروز خود روز مبادا است ! خود را در همان دوران و با شعارهایتان مقایسه کنید . چقدر توسعه سیاسی ، مردمسالاری دینی و آزادی بیان و قلم آوردید ؟ اصلا چرا این مسایل برایتان مهم بود ؟ وقتی 60 درصد مردم به طرح امنیت اجتماعی ، لت و پار کردن اراذل و اوباش و شعار "یا روسری یا توسری" رای مثبت داده اند ، وقتی مردم به تورم 25 درصدی ، خاموشیهای گسترده ، سهمیه بندی بنزین و برق و آب و "زندگی " رای داده اند ، وقتی به توقیف فیلمهای سینمایی و مطبوعات حتی هنری _ چه رسد به سیاسی_ رای داده اند ، وقتی مردم به تحریمهای اقتصادی و محو شدن اسراییل از روی کره زمین رای داده اند ، وقتی به کابینه 70 ملیونی که 69میلیون و 999 هزار و 980 نفرش هنوز بیرون در ایستاده اند ، رای داده اند ، شما میخواهید چه بگویید ؟ وقتی به افشاگریهای تو خالی و دانشگاههای پر از فساد اخلاقی ، وقتی به جا به جایی مدیران و اعترافهای وزیران از رده خارج شده ، رای داده اند ، وقتی به رفت و آمدهای پول نفت به سر سفرههای مردم و از سر سفرههای مردم رای داده اند ، وقتی به موج کره ای و اوشینهای امروزی شده به سبک یانگوم و بونگ جانگ رای داده اند ، چه میخواهید بکنید ؟
راستش را بخواهید شما مرد سیاست بودید و فرهنگ . نه اقتصاد و برنامههای بلند مدت . شما مرد گلایه از سایر قوا بودید و گریههای دم انتخابات ، با این اوضاع چه میخواهید بکنید ؟
راستش را بخواهید با این اطرافیانی که شما دارید که منتظر ورود امریکا به خاک کشور هستند و یا در انتظار زمین خوردن پرونده "حق مسلم ما" و یا فروپاشی نظام از درون ، یا خواهان عدم همکاری گروههای اقلیت مجلس وشورای شهر با همکاران در اکثریتشان ، چگونه و با چه رویی میخواهید به عرصه سیاسی کشور بازگردید و حرفی برای گفتن داشته باشید ؟
آقای عبا شکلاتی ! این نامه نه توهین به شماست که هنوز هم به دلیل "خاتمی" بودن محبوبید و نه توهین به هیچ شخص و دولت دیگری ! این شرایط امروز کشور است بی هیچ سانسور و خود درگیری مزمن روزنامهنگاری ! فقط شاید برخی از مسایل را از یاد برده باشم! فقط خواستم بگویم اگر اصلاح طلبان در انتخابات شوراها یا مجلس با رای مردم مواجه نشدند به دلیل این بود که شما با همین افرادی که امروز از آنها مشورت میخواهید ، از صحنه سیاسی کشور حذف شدید و مطمئن باشید شاید اگر در تیم مورد نظر و وثوق خود تجدید نظر کنید ، اتفاقی رخ دهد ولی در غیر اینصورت ، مردم با همین شرایط زندگی میکنند و سعی میکنند تنها خاطره ای که از "سید محمد خاتمی" در نظرشان میماند همان سید خندان و مهربانی باشد که سیاست موجب از بین رفتن محبوبیتش نشد !
از طرف سیزدهمین سلحشور ، ثمانه اکوان !
تشكیل فراكسیونها در مجلس شورای اسلامی در واقع به معنای جدا ساختن خطها و جناحهای مختلف در نظام پارلمان برای تعیین گروههای در اقلیت و اکثریت است كه میتوانند در معادلات سیاسی و حتی اقتصادی تاثیر گذاری خاص خود را داشته باشند از همین رو مجالس پس از انقلاب نیز دارای فراكسیون اكثریت و اقلیت بوده و نمایندگان هر جناح در داخل گروهی كه خود را با اهدافشان هماهنگتر میدید ، به طرح ایدههای خود در فضای قانونگذاری كشور میپرداخت. اما مجلس هفتم با ساختار ظاهرا یكدست و در عمق ساختار شكن خود، تعداد فراكسیونها را از دو فراكسیون مهم اقلیت و اكثریت به سه فراكسیون اقلیت، اكثریت و وفاق و كارآمدی رساند و در روزهای آخر نیز به خوش آمد گویی به فراكسیونی پرداخت كه حاصل انشعاب در جریان اصولگرایی بود .گر چه نمایندگان فراكسیون اكثریت و به خصوص اعضای هیات رئیسه این فراكسیون، تشكیل فراكسیون وفاق و كارآمدی و اصولگرایان مستقل را دلیلی بر وجود انشعاب در فراكسیون اصولگرایان نمی دانستند اما اصولگرایانی كه در نحوه تعامل هم فكرانشان با دولت نهم انتقاداتی را مطرح میساختند، نه تنها موجب ایجاد اختلاف در بین جریان اصولگرایی در مجلس هفتم شدند، بلكه در مجلس هشتم نیز از همین روزهای ابتدایی با طرح پیشنهاد تشكیل فراكسیون "رایحه خوش خدمت" یا فراكسیون طرفداران دولت نهم زمزمههای ایجاد انشعاب در فراكسیون اكثریت مجلس را مطرح ساخته اند.
با این حال غیر از فراكسیونهایی كه نقش خط ممیز بین نیروهای سیاسی دوجناح را بازی میكنند، در دورههای مختلف مجلس، فراكسیونهایی برای تعاملات یا حل مشكلات صنفی و اجتماعی گروههای خاص موجود در جامعه تشكیل میشد كه با وجود اینكه اعضای این كمیسیونها جلسات دیدار و رایزنی گستردهای را با مدیران و مسئولان تصمیم گیر در حوزههای كاری مرتبط با این فراكسیون تشكیل میدادند ،اما در حقیقت خاصیت اجرایی خاص جز ارائه برخی طرحها و نظرات یا تحقیق و تفحص در برخی پروژهها، نداشتند.
فراكسیون فرهنگیان در مجلس ششم ، كار گری در مجالس ششم و هفتم، و فراكسیون ورزش و مدیریت شهری در مجلس هفتم از جمله این فراكسیونها بودند.
در عین حال در روزهای آغازین هر مجلس، نكته ای كه تمام نمایندگان به آن اشاره میكنند لزوم تغییر در كمیسیونهای 13 گانه تخصصی مجلس برای رسیدگی تخصصی و عالمانهتر به طرحها و لوایح پیشنهادی است.
چنانچه به نظر میرسد همین 13 كمیسیون تخصصی نیز در مقابل اولویتهای كاری كه نمایندگان در روزهای آغازین مجلس برای خود ترسیم میكنند، كم است. به همین دلیل با توجه به تشكیل كمیسیون تدوین آیین نامه داخلی مجلس در ابتدای هر مجلس كه نشان داده شده ، به طور معمول در دورههای پیشین مجلس زیاد به تغییر و تركیب كمیسیونها دست نمی زند، نمایندگان سعی میكنند با تشكیل فراكسیونهایی ویژه و جدید جای خالی كمیسیونهای تخصصی یا ویژه را پر كنند.
از این منظر تنها ابتکار و جرات نمایندگان در استفاده از ظرفیتهای آیین نامه داخلی مجلس، ایجاد كمیسیون ویژه اصل 44 در مجلس هفتم بود كه به دلیل شرایط استثنایی كشور در مقوله اجرای سیاستهای اصل 44 پس از ابلاغ این سیاستها توسط رهبر معظم انقلاب به سرعت تشكیل شده و اقدامات مناسبی را در جهت كمك به دولت در تدوین لایحه اصل 44 و اجرایی ساختن آن انجام داد.
با این حال به نظر میرسد دست بردن در تركیب كمیسیونهای تخصصی مجلس آنقدر برای نمایندگان ادوار مختلف به خصوص مجلس هفتم و هشتم سخت بوده است كه هر گاه طرحی برای ادغام و یا جداسازی برخی كمیسیونها مطرح میشد با رای منفی سایر نمایندگان مواجه شده و یا نمایندگان ترجیح میدادند به جای كمیسیون در فراكسیونهای تخصصی (!) به بررسی مسائل مود نظرشان بپردازند.
اما وقتی ظرفیتی كه برای جداسازی گروههای مختلف بر اساس سلیقهها و خط مشی و سیاستهایشان است ، برای انجام كارهای تخصصی و علمی استفاده میشود ، مطمئنا این اقدامات را نیز با سیاسی كاری و مصلحت اندیشیهای خاص سیاستمداران رو به رو میسازد و فراكسیونهای تخصصی ای ایجاد میشود كه جز همراهی سیاسی با سازمانهایی خاص، اثرات دیگری به همراه ندارد از این منظر، فراكسیون مدیریت شهری یا به قولی فراكسیون تعامل با شهرداری كه از آن به عنوان فراكسیون حامیان قالیباف نیز در مجلس هفتم یاد میشد یا پیشنهاد تشكیل فراكسیون حمایت از دولت نهم در مجلس هشتم كه ظاهرا برای برنامه ریزی در خصوص نحوه تعامل مجلس با دولت تشكیل شده و در واقع خطكشی سیاسی بین اصولگرایان حامی دكتر احمدی نژاد با سایر اصولگرایان است از جمله فراكسیونهایی است كه قرار است كار تخصصی كند و باز با این حال در جناحبندیهای سیاسی غرق خواهد شد.
در عین حال تشكیل چنین فراكسیونهایی كه نشاندهنده توجه نمایندگان به امور كشور و اولویتهای كاری دورههای مختلف مجلس است ، میتواند به وحدت نسبی بین گروهها و به خصوص فراكسیون اصولگرایان لطمه بزند و اساسا كاركرد فراكسیون كاركرد سیاسی است و نه تخصصی.
در هر صورت نفس وارد شدن مجلس به كارهای تخصصی و بررسی تخصصی و علمی امور بسیار مثبت ارزیابی شده و مطمئنا مورد استقبال كارشناسان و مردم نیز قرار خواهد گرفت اما اینكه فراكسیونهای سیاسی با كاركرد سیاسی وارد فعالیتهای تخصصی شوند،آسیب جدی در این زمینه به كارنامه عملكردی مجلس میزند که به طور حتم این مسئله منجر به افزایش كارآیی مجلس نیز نخواهد شد.
از نظر نمایندگان هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی اولویتهای كاری این مجلس با توجه به شرایط فعلی كشور بسیار زیاد است و بسیاری از این اولویتها را نمی توان با تقسیم کردن آنها بین كمیسیونهای تخصصی مختلف بررسی كرد اما نگاهی به كاركرد كمیسیونهای تخصصی مجلس و ظرفیتهای اجرایی و علمی كه دارند، نشان میدهد ظرفیت تشكیل كارگروههای تخصصی در داخل كمیسیونها و استفاده از نخبگان بیرونی مجلس و همچنین اتصال كمیسیونها به مركز پژوهشهای مجلس به عنوان منبع تغذیه علمی نمایندگان، خود راه را برای انجام کارهای كارشناسی دقیق باز كرده و با این دید، اتصال كار گروههای تخصصی موجود در كمیسیونها به نخبگان و مهمتر از آن اتصال مركز پژوهشهای مجلس به كارشناسان قوی و نخبگان حوزههای مختلف، ضرورت تشكیل فراكسیونهای مختلف برای انجام اقدامات یك كار گروه تخصصی و یا تكثیر یافتن كمیسیونهای تخصصی را از بین میبرد.
از طرف دیگر با توجه به ماموریت عظیم دولت و مجلس فعلی برای اجرایی ساختن سیاستهای کلی اصل 44 و نیاز کشور به حضور و بروز بخش خصوصی در تصمیم گیریهای کلان اقتصادی همچنان باید به مانند مجلس هفتم ، شرایطی خاص و استثنایی برای هر چه بهتر اجرایی شدن سیاستهای کلی اصل 44 ایجاد کرد و این کار میسر نمی شود جز کمک به بخش خصوصی برای همیاری دولت و مجلس در اخذ تصمیمات مهم اقتصادی و ایجاد ارتباط مستمر و منطقی نمایندگان ملت با نمایندگان بخش خصوصی که باید از طریق همین کمیسیونها و این بار به نحوی بهتر و موثر تر از دوره های قبل برگزار شود .
با این حال نمایندگان هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی پیشنهاد تشكیل چندین و چند فراكسیون، كمیسیون ویژه و كمیته كاری را در دستور كار خود دارند كه مباحث كاری آن را میتوان در بین سایر كمیسیونهای تخصصی تقسیم كرد و با تشكیل كارگروههای تخصصی در داخل همین كمیسیونهای فعلی به بررسی دقیق مسائل پرداخت.
فراكسیون مبارزه با خشكسالی و اثرات منفی ناشی از آن ، كمیسیون ویژه مبارزه با تورم، فراكسیون برنامه ریزی برای تعامل مجلس با دولت ، فراكسیون فرهنگیان و كارگری و حتی فراكسیون ورزشی و رسانه از آن جمله فراكسیونها و كمیسیونهای ویژه ای هستند كه به ترتیب میتوان آنها را در زیر شاخههای كمیسیون كشاورزی، اقتصادی ، امنیت ملی و سیاسی خارجی ، فرهنگی و اجتماعی جا داده و با تشكیل كارگروههای تخصصی ویژه و یاری گرفتن از كارشناسان مركز پژوهشهای مجلس و نخبگان بیرون از مجلس برنامه ریزیهای دقیقی برای حل مشكلاتی كه منجر به تاسیس این فراكسیونها و كمیسیونهای ویژه شده انجام داد.
نمايندگان هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي با شعارهاي اقتصادي و براي رسيدگي به وضعيت معيشتي و به قول خودشان آچاركشي اقتصاد كشور پا به تالار هرمي شكل بهارستان گذاشتند و در حاليكه همواره از ضرورت برنامهريزي و تعيين نظام اقتصادي كشور به دست نمايندگان مردم سخن ميگفتند، نتوانستند كارنامه مثبتي از فعاليتهاي برنامهريزي شده و هماهنگ خود از اين دوره به يادگار بگذارند.
مجلس هفتم اگرچه از حضور اقتصاددانان برجسته بهره گرفته و به سبب تعامل خوب اين مجلس با دولت نهم (در رابطه نزديكش با وزراي اقتصادي كابينه ) ميتوانست، برنامههاي متعددي را با كمك اين دولت به اجرا برساند، اما در عمل نشان داد صحنه همكاري و تعامل با اين نهاد براي ارائه برنامه مدون اقتصادي به رئيس جمهوري براي اجراي درست و كامل در جهت رسيدن به اهداف اقتصادي مندرج در چشم انداز بيست ساله را به صحنه آزمون و خطاي نظريات مختلف اقتصادي، سياسي و حتي فرهنگي و اجتماعي اشتباه گرفته و طرحهايي در اين مجلس به تصويب رسيد كه گرچه با تبليغات فراوان درخصوص معجزهآسا بودن آنها در جهت كاهش تورم، افزايش رشد اقتصادي و به تبع آن شكوفايي اقتصادي تا مدتي توانست در كاهش انتظارات تورمي نقشي را برعهده بگيرد، اما گذشت زمان نشان داد اين طرحها نيز جز اينكه در درازمدت دولت و مجلس را از قافله افزايش قيمتها عقب بياندازد، عملاً راه به جايي نخواهد برد.
البته مجلس هفتم تنها در اقتصاد پيش قراول نبوده و به دليل اينكه نمايندگان اين دوره انتقادات وسيعي به عملكرد مجلس اصلاحات يعني مجلس ششم وارد ميكردند، در خصوص مباحث فرهنگي، اجتماعي و حتي سياسي نيز سعي داشتند تا به زعم خود جبران مافات كرده و كم كاريها و سياسي كاريهاي مجلس ششم را در چهار سال جبران كنند.
اما مهمترين اولويتهاي كاري هر مجلس چه مي تواند باشد ؟ احزاب و تشكلهاي سياسي در زمان انتخابات ، با توجه به شرايط روز كشور و مشكلات اجرايي و ساختاري كه مردم با آن روبهرو هستند ، يك سري برنامه اوليه و اهداف مورد نظر خود را به صورت شعارهاي تبليغاتي و برنامه هاي كاري مطرح مي كنند و باز با اين حال مهمترين اقدامات مورد نظر هر مجلس را شرايط اقتصادي و سياسي و اجتماعي كشور تعيين مي كند و براي كشور ما كه هر روز بحران تازه اي را در حوزه هاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي به نظاره نشسته است ، اولويتهاي متفاوتي در روزهاي آغازين هر مجلس براي پيگيري توسط نمايندگان وجود خواهد داشت و مهمترين آن در شرايط فعلي وضعيت اقتصادي جامعه و گرانيها و تورم لجام گسيخته است كه توسط مجلس هفتم دنبال شده و به تبع آن در مجلس هشتم نيز سرليست اولويتهاي كاري نمايندگان قرار گرفته است.
به نظر مي رسد از مجالس گذشته با همه عملكردهاي مثبت و منفي ، نماد قوي و ماندگاري در كارنامه كاري فعاليتشان ، به عنوان مجلس در راس امور كشور باقي نمانده و دليل آن نيز هدفمند نبودن فعاليتهاي نمايندگان مجلس بر خلاف ترسيم اوليه اولويتها در هر دوره مجلس بوده است و در حاليكه مجلس به عنوان يك قوه و در طول مدت 4 سال مي توانست براي خود اهداف بلند مدت و كوتاه مدت و حتي استراتژيك تدوين كند تا فقط گفتمان و فعاليت نمايندگانش در شعار خلاصه نشود و راه براي ارزيابي عملكرد مجالس گذشته به صورت علمي و آماري وجود داشته باشد ، مانيفست مجالس مختلف در دوره هاي قبلي و كارنامه كاري اين مجالس عملا نشان داده است كه قوه مقننه تا به حال نتوانسته ناظر به مشكلات جدي موجود در جامعه و كمبود و نقضان قوانين در قواي ديگر باشد .
با اين حال در خصوص مجلس هفتم بايد گفت : كاستن از بار گرانيها، حل مشكلات معيشتي، رسيدگي به وضع توليد و كمك براي رونق آن، حل معضل بيكاري، مسكن و ازدواج جوانان، مشكلات فرهنگي نظير بدحجابي، ماهواره و مشكلات سياسي نظير قاطعيت بيشتر در برخورد با پرونده هستهاي و تعليقهاي انجام گرفته در زمان دولت اصلاحات بود.
با نگاهي به اين اولويتها و مقايسه آن با عملكرد اين مجلس، همچنين تطبيق دادن آن با مباحث و شعارهايي كه توسط كانديداهاي مجلس هشتم مطرح شده و هم اكنون نيز توسط نمايندگان اين دوره مجلس بيان ميشود، تنها نكته قابل دريافت اين است كه هدفها و اولويتهاي كاري نمايندگان در هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي تفاوت قابل ملاحظهاي با دوره هفتم ندارد و در عين حال كه اين اهداف و اولويتها به دليل بزرگتر شدن معضلات و مشكلات پررنگتر شده و ضرورت رسيدگي عاجل به آنها، بيش از پيش خودنمايي ميكند، اما در عين حال هنوز هيچ راه حل عملي از طرف اجاره نشينان جديد خانه ملت تاكنون ارائه نشده و در عين حال نظريه پردازان قوي اقتصادي نيز در اين مجلس به نحوي كه در مجلس هفتم وجود داشتند، وجود ندارد كه بتوان اميدي به نظرات و پيشنهادات و برنامههاي آنها براي رسيدگي به اوضاع اقتصادي كشور داشت.
اما باز با اين حال در صورتي كه عزم جدي در مجلس هشتم براي رسيدگي به مسائل اقتصادي - آنطور كه اين نمايندگان بيان كردهاند – وجود داشته باشد و حل مشكلات معيشتي مردم سرليست فعاليتهاي اين نمايندگان قرار داشته باشد بايد به اين سوال نيز انديشيده شود كه نقش مجلس در احياي روند كاهش تورم يا كاهش گرانيها و حل مشكلات اقتصادي چيست؟ و اگر تشخيص داده شود كه برخي از مصوبات مجلس هفتم و دولت نهم در چهارسال يا بهتر بگوييم در سه سال گذشته اشتباه بوده و يا اثرات و نتايج دوره دلخواه را به همراه نداشته است، آيا نمايندگان تازه وارد به خود اجازه خواهند داد در مقابل فعاليتهاي تورم زاي دولت نهم بايستند يا طرح تثبيت قيمتها يا كاهش نرخ سود بانكي و حتي سهميهبندي بنزين را شكست خورده اعلام كنند؟
با كمي اغماض بايد گفت كه مجلس هفتم تمام تلاش و سعي خود را براي كاستن از بار انتظارات تورمي و كاهش گرانيها به كار بست؛ بعنوان اولين هديه اقتصادي، طرح تثبيت قيمت 9 قلم كالا و خدمات دولتي نظير آب، برق، گاز، بنزين ، نفت ، گاز و ... را به مردم ارائه داد، بعد براي كاستن از فشار تورم، طرح كاهش نرخ سود بانكي را در دستور كار خود قرار داد، كميتههاي مختلفي را براي بررسي علل گرانيها، هدفمند سازي يارانهها و قطع يارانه انرژي و حل معضل مسكن تشكيل داد، لايحه اصل 44 را براي كمك به بخش خصوصي در ورود به حيطه اقتصادي از تصويب گذراند و بارها در مقابل تصميماتي از دولت كه منجر به دور شدن از اهداف سند چشمانداز و برنامه چهارم توسعه ميشد، ايستاد اما تجربه مجلس هفتم با بررسي تعدادي از اقدامات دولت نظير انحلال سازمان مديريت و برنامهريزي، ادغام شوراهاي عالي، انحلال هيات امناي حساب ذخيره ارزي، كاهش دستوري نرخ سود بانكي براي يك رقمي شدن، تغيير ندادن ساعت رسمي كشور يا تغيير ساعت كار كارمندان و بانكها و يا تصميمات مربوط به قانون بودجه نشان از اين دارد كه به واقع مجلس در بسياري از امور به مانند مسائل اقتصادي نميتواند نقش آنچنان تعيينكنندهاي در معاملات اقتصادي داشته باشد و اين دولت است كه با تصميمات خود، فضاي اقتصادي و حتي آماري كشور را رقم ميزند و يك روز تورم را 20 درصد اعلام ميكند و روز ديگر آن را انكار مي كند.
پس از مسائل اقتصادي، اولويت كارياي كه توسط بسياري از مسئولان اجرايي و نظارتي كشور به مجلس هشتم توصيه شده است، پالايش و تنقيح قوانين كشور و يا به تعبير مقام معظم رهبري هنرمندي در قانون نويسي و قانون گذاري است كه بايد در اين دوره بيش از پيش رعايت كنند. همچنين توسعه و گسترش روابط خارجي، نظارت مجلس بر نحوه اجراي اصل 44، مبارزه با آثار و تبعات منفي خشكسالي، حضور فعال در صحنه بينالمللي و تعامل با كشورهاي گوناگون دنيا، پشتيباني بيش از پيش از دستيابي به فناوري هستهاي و جلوگيري از هدر روي منابع حساب ذخيره ارزي از ديگر محورهايي است كه در روزهاي اخير و همزمان با آغاز به كار اين مجلس، بارها و بارها توسط كارشناسان و مسئولان اجرايي و نمايندگان ادوار مختلف مجلس كشور به عنوان اولين اولويتهاي اين مجلس بيان شده است.
حال بايد منتظر ماند و ديد با تمام اولويتهايي كه براي مجلس هشتم ترسيم شده است و با تمام مشكلاتي كه انتظار ميرود از طرف مجلس هشتم حل شود، نمايندگان مردم در اين دوره خواهند توانست به توقعات و انتظارات مردم پاسخ دهند و آيا پس از گذشت 4 سال فعاليتشان، كارنامه قابل قبولي از خود باقي خواهند گذاشت يا خير.
شاید این خبر ، یه خبر جالب و جذاب باشه و یا شاید برای یه عده دیگه خبر سوخته و مزخرف ولی در هر صورت هر چی که هست ، خبر توقیف سه روزه خبرگزاری فارس ،اونهم درست تو تعطیلات برای من خبر مشکوکی بود و در عین حال نگران کننده . خوب راستش رو بخواهی از خبر توقیف فارس برای خبرگزاری فارس یا حتی خبرنگارهاش ناراحت و نگران نشدم از این نگران شدم که چه نقشه ای یا چه خدعه ای در راه است ؟ فکر کنم اکثر خبرنگاران هم به این مسئله فکر کردند تا ناراحت شدن برای نزدیک ترین خبرگزاری به دولت !
اگر یه روز خبرگزاری ایلنا به خاطر انتقاد از دولت نهم و به قول معروف شمشیر رو از رو بستن برای دولت متهم به پوشش اخبار اعتراضات کارگری و یا خوراک خبری تهیه کردن برای رسانه های برانداز شد یا شرق به خاطر یک اشتباه از دور خارج شد یا هر روز و هر روز خبر احتمال بسته شدن هفته نامه شهروند امروز رو می شنویم ، زیاد دور از انتظار نیست ولی اینکه خبرگزاری فارس به خاطر یک خبر توقیف بشه بیشتر نشونه نطق کشی از تمام مطبوعات و رسانه هاست . یه جور زنگ خطر که ما با خودمون هم رو دربایستی نداریم داداش !
نمی دونم در هر حال روزهای به نظر من "پر آشوب رسانه ای" انتخابات ریاست جمهوری در راهه و از همین حالا باید به همه خبرنگارها گفت : مواظب باشید بچه ها ! روزهای سختی در پیش است ...
نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در آخرين روزهاي فعاليت خود در خانه ملت با طرح بحث استيضاح وزير بازرگاني خواستند نشان دهند با وجود تمام تعامل هاي يكسويه اي كه هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي با دولت نهم داشت و در نهايت همين تعامل و يا به قولی تسامح و تساهل ، وظيفه نظارتيش را با ابهامهاي مختلفي مواجه ساخت، اما هنوز هم مي تواند به عنوان صداي ملت و به عنوان بیان انتقاد و نگراني مردم، دست به كاري زند تا شايد كمي به اضافه شدن به معدل عملكردش در كارنامه دور هفتم کمک کند.
با پايان يافتن بحث انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي ، گمانه زنيها در خصوص انتخابات هيات رييسه و تعيين رييس مجلس اصولگراي هشتم ، از قبل از برگزاري دومين دوره انتخابات و از هم اكنون آغاز شده و با نزديك شدن به زمان تشكيل اولين جلسه اين مجلس نيز بر رايزنيهاي نامزدهاي رياست مجلس با نمايندگان منتخب افزوده شده است .
نامزدهاي متعددي براي تكيه زدن بر صندلي رياست مجلس هشتم وجود ندارد ، با رقابتي كه بين حداد عادل ، رييس فعلي مجلس هفتم و علي لاريجاني ، رييس سابق شوراي امنيت ملي وجود داشته و اين رقابت در برخي موارد باعث ايجاد اختلافاتي نيز بين اين دو شده است ، به نظر نمي رسد نامزد قابل توجه ديگري براي رياست مجلس هشتم وجود داشته باشد اما باز با اين حال تعارفات سياسي موجود در جريان اصولگرايي ، نامزدهاي ديگري همچون سيد شهاب الدين صدر و حجت الاسلام مرتضي آقاتهراني را در بين اصولگرايان كه درواقع برنده رقابت هاي كسب كرسي هاي مجلس در دور هشتم بوده اند ، مطرح كرده است اما غير از مباحث مربوط به رقابت هاي دو نامزد اصلي براي كسب راي نمايندگان براي رياست مجلس ، ويژگيهاي رييس مجلس آينده و راهبردهايي كه براي مسايل مختلف و به خصوص نحوه تعامل اين نهاد با دولت ارائه مي دهد ، از مهمترين نكاتي است كه در انتخاب رييس آينده قوه قانونگذار مجلس موثر خواهد بود .
با اينكه در دو سال پاياني فعاليت مجلس هفتم و هيات رييسه اين نهاد ، بارها و بارها در مورد نحوه تعامل دولت با مجلس از رييس مجلس سوال شد و بارها وبارها حداد عادل بيان كرد كه مجلس به هيچ عنوان در مشت دولت نخواهد بود و در پشت او ايستاده است ، اما نحوه تساهل و تسامح قوه نظارتي مجلس در برخورد با رفتارهاي دولت نشان داد كه چندان هم نمي شود به در مشت دولت نبودن اين نهاد اعتماد كرد !
اما در عين حال كه روز به روز بر دامنه اختلافات اصولگرايان مجلس هفتم در خصوص نحوه تعامل با دولت افزوده مي شد ، تلاشهاي هيات رييسه براي ثابت كردن جمله اي كه بارها حداد عادل آن را به كار برده بود ، دو چندان مي شد اما باز هم دريبل هاي دقيقه نود ، منجر به گل زدن حتي در دقايق اضافه نيز نشده و نامه نگاريهاي حداد عادل در خصوص برخي قوانيني كه گفته مي شد توسط دولت ابلاغ نشده است ، نتوانست جاي رايزنيهاي اعضاي هيات رييسه براي استيضاح نشدن وزراي كابينه نهم را بگيرد . همچنين اصرار مجلس در خصوص برخي مواد لايحه بودجه سال 87 نيز نتوانست جاي خالي اصرار مجلس براي ارائه گزارش برنامه چهارم توسعه توسط رييس جمهور را پر كند و تمام كاستيهايي كه از بعد نظارت بر دولت در مجلس هفتم وجود داشت ، در نهايت تمام نمايندگان را با اين حقيقت روبرو ساخت كه مجلس در دو سال پاياني خود نه تنها در مشت دولت بود كه از جايگاه حقيقي و در راس امور بودن خود به شدت دور افتاده است و اين مسئله اين روزها با تبليغاتي كه در خصوص رياست حداد عادل مي شود ، بيش از پيش خودنمايي مي كند .
نكته جالب توجه اينجاست كه در حاليكه در ميدان رقابتهاي انتخاباتي ، هر كانديدايي كه به فكر محبوبيت بيشتر و اخذ راي بيشتر در حوزه انتخابيه خود بود ، با وارد ساختن انتقادهاي مختلف به عملكرد دولت در طول سه سال گذشته و بيشتر از آن با بيان انتقادهاي مختلف به هيات رييسه مجلس به خاطر برقراري تعامل يك سويه با دولت نهم ، ناكارآمد بودن مجلس هفتم در بعد نظارتي را نشانه مي رفت ، در رقابت انتخاباتي براي انتخاب رييس مجلس هفتم نيز ، حركت ها نشان از انتقادهاي گسترده به دولت نهم و عملكردش در خصوص مجلس داشته و در عين حال حداد عادل كه نوك تيز پيكان انتقادات نيز به طرف او سرازير است ، براي برون رفت از اين وضعيت دست به دامان انتقاد از دولت و حركت هاي جدي در مقابل او شده است .
با اين حال شرايط و فضاي سياسي و به خصوص اقتصادي كشور اقتضا مي كند كه افرادي كه وارد خانه مجلس شده اند، با انتقاد از ساختار هاي قبلي به خصوص در بخش كاركردهاي اقتصادي ، كمر به ساختن بنياني نو ببندند و اين بنيان تازه كه قرار است در مجلس هشتم شكل گيرد ، مطمئنا با عملكرد اعضاي هيات رييسه قبلي و حتي نمايندگاني كه در بسياري مواقع مصالح را بر حقايق ترجيح مي دهند ، همخواني ندارد و در اين ميان كسي در راس اين مجلس قرار خواهد گرفت كه بيشترين انتقاد به ساختار فعلي را مطرح كرده و در عين حال برنامه هاي جهت يافته و مدوني براي پايه ريزي اين بنيان جديد داشته باشد و در اين ميان مطمئنا نمي توان نام حداد عادل را بر زبان آورد و به عملكرد او در زمان چهار سال فعاليتش در جهت عكس اين روند مورد انتظار براي مجلس هشتم ، نگاهي نينداخت .
با اين حال بايد منتظر ماند و ديد لابي زود هنگام حداد عادل و اعضاي هيات رييسه مجلس هفتم براي كسب راي نمايندگان دور هشتم كه از ضيافت نهار در ساختمان مشروطه شروع شده بود ، چگونه خواهد توانست بر سياست لاريجاني در انتقاد از عملكرد اين هيات رييسه و همچنين اعتقاد اكثر نمايندگان بر انفعال مجلس هفتم در دو سال پاياني و نيز ويژگي هاي وي كه سابقه مديريتي در دو مسئوليت مهم يعني رياست سازمان عظيم صدا و سيما و دبيري شوراي عالي امنيت ملي را در عقبه خود دارد غلبه كند . اما مطمئنا در هر صورت كسي بر مسند رياست مجلس خواهد نشست كه با نگاهي نقادانه به تعامل يك سويه مجلس هفتم با دولت نهم ، سعي در بازسازي اين روند در جهت دوباره در راس امور قرار گرفتن مجلس انجام دهد و تا حدي از تك روي ها و تك بعدي نگري هاي موجود با توجه به ابزارهاي خوب در دست مجلسي ها جلوگيري كند.
تو این چند وقته هر چی خواستم تو وبلاگ یا سایت خبرگزاری از اقدامات اخیر دولت و سیاستگذاریهای اقتصادی که منجر به این وضعیت و بحران فعلی شده بنویسم ، نشد . تا اینکه همش یک جا جمع شد و تبدیل شد به این سرمقاله : نوآوري و شكوفايي با تصميمات مقطعي و زودگذر ؟
اولين جلسات علني مجلس شوراي اسلامي در سال 87 كه بعد از تعطيلات 45 روزه اين نهاد براي آمادگي در خصوص شركت در انتخابات هشتمين دوره مجلس بود ، با عدم استقبال نمايندگان روبرو شده و شرايط نشان مي دهد كه نمايندگان مجلس اين روزها گرفتارتر از اين حرفها هستند كه بخواهند با نشستن بر روي صندليهاي سبز رنگ بهارستان ؛ آنهم 4 ساعت تمام به طور مستمر ! به بررسي طرحهايي بپردازند كه احتمالا كار رسيدگي مجدد به آنها پس از بازگشت از شوراي نگهبان ، به عمر نمايندگي آنها قد نمي دهد و به عنوان ارثيه اي كاري به نمايندگان دور هشتم مي رسد .
با وجود تمام طرحها و لوايحي كه همچنان با وجود رسيدن قطار مجلس هفتم به ايستگاه پاياني ،در صف رسيدن به صحن علني وجود دارد و در حاليكه همين تعداد اندك جلسات نهاد قانونگذاري نيز براي رسيدگي به اين موضوعات كافي به نظر نمي رسد ، پيشنهاد برخي نمايندگان در روزهاي كاري پاياني مجلس در سال 86 در خصوص اضافه شدن به تعداد روزهاي كار در صحن علني مجلس با استقبال همكارانشان مواجه نشد و تمام كارهاي نيمه تمام اين مجلس ماند براي نمايندگان منتخب در هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي .
در عين حال تمام كارهاي مجلس به رسيدگي به طرحها و لوايح ختم نشده و با توجه به تغييرات احتمالي كه قرار است در سال جديد و تا چند روز آينده در كابينه دولت صورت بگيرد ، كار رسيدگي به صلاحيت وزير يا وزراي تازه معرفي شده نيز از جمله كارهايي مي شود كه چنانچه ديده شد ، حتي رييس مجلس نيز به دولت پيشنهاد داد تا آن را به عهده نمايندگان مجلس هشتم بسپارد !
با اين حال و با وجود تمام كارهاي نيمه تمامي كه مجلس در كارنامه فعاليتهاي خود به جاي گذاشته است ، نمايندگان دور هفتم در اولين روزهاي كاري خود در سال 87 ، ميل چنداني به حضور در صحن علني مجلس نداشته و يا به بهانه سفرهاي استاني ، در مرخصي هستند و يا به دليل آمادگي بيشتر براي برگزاري دور دوم انتخابات مجلس در حوزه هاي انتخابيه خود به سر مي برند . باقي نمايندگان حاضر در جلسات مجلس كه برخي از آنها راي اعتماد مردم براي دور هشتم را نيز دريافت كرده اند هم با توجه به جو اين روزهاي مجلس در خصوص رايزني ها براي انتخاب هيات رييسه مجلس هشتم ، بيشتر درگير ودار رايزني ها و لابي ها بوده و به نظر مي رسد كه توجه زيادي به طرحها و لوايح و كاغذهاي زير دست خود و يا روي ميزشان ندارند و در راهروهاي پارلمان به دنبال نتيجه گفت و گوهاي انجام شده بين بزرگان سياسي كشور و نمايندگان برجسته دور هشتم در خصوص رياست آينده مجلس هستند و يا هنوز كه هنوز است در گيرو دار تبريك هاي سال نو و نتايج انتخابات و تحليلهاي خود در حوزه هاي انتخابيه شان هستند .
در هر صورت نمايندگاني كه آمده بودند تا جاي خالي نمايندگان دور ششم در جلسات علني مجلس را پر كرده و به جبران كاستيهاي آن دوره بپردازند ، خود در آخرين روزهاي مجلس به سرنوشت جلسات علني و صندليهاي خالي دور ششم دچار شده و به همكاران خود حق مي دهند كه نتوانند 4 ساعت در يك روز ، آنهم براي سه روز در يك هفته ، روي يك صندلي نشسته و به انجام امور نمايندگيشان بپردازند و در حاليكه از مجلس هفتم انتظار مي رفت با برگزاري جلسات بيشتر به بررسي صف طويل طرحها و لوايح در دستور كار مجلس بپردازد ، شايد با اين روال بايد از مجلس هشتم انتظار داشت تا با عقب گردي به مجلس چهارم و پنجم ، براي هر دو ساعت ، نيم ساعت را نيز به تنفس اختصاص داده و يا براي برگزاري بهتر جلسات ، به كاهش تعداد جلسات علني مجلس در هفته بپردازد .
خوب ! عجب سالی بود سال ۸۶ ! اون هم با انتخاباتش ! ببخشید که اینها رو یک خورده دیر می نویسم ولی خیلی درگیر بودم و نشد دیگه ! از روزهای اولی که بحث انتخابات تو کشور کم کم به بحث جدی محافل سیاسی تبدیل شد ، شایعه حضور افرادی چون حسن روحانی ، محمد خاتمی ، مهدی کروبی و سیاسیون معروف دیگه به داغی اخبار انتخابات و بازار گرمی سیاسیون اضافه می کرد و خبرنگاران رو برای ثبت روزهای هیجان واقعی امیدوار ! ولی کم کم آدمهای کله گنده سیاسی، جاشون رو به افرادی دادند که قرار بود به زور معروف شوند و تبلیغات تو روز اول با اون حجم وسیع هم نتونست به داغ شدن فضای انتخابات کمکی بکنه ولی مردم همیشه در صحنه بالاخره این بار هم کار خودشون رو کردند و از خجالت حرفهای اخیر بوش و قطعنامه سوم در اومدند . ولی با این حال نمیشه از نقش قانون مجلس در کم شدن فضای هیجانی انتخابات و تبلیغات نگفت . خوب بالاخره ایران از این انتخابات هم سر بلند بیرون اومد و مردم در هر صورت رای شون رو به صندوقها ریختند ولی باید گفت که چرا این همه فضای انتخاباتی سرد بود و کار رو به جایی رسوند که وزیر کشور و سخنگوی دولت هم به این مسئله اعتراف کردند که فضای تبلیغاتی انتخابات سرد بود . جدای از اینها هم نگاهی به آمارها نشون میده که در تهران وضع به اون خوبی هم که همه می گفتند نبوده و اگه یه لیست خاص با اون همه تبلیغات و تو سرزنون تونسته رای بیاره ، اون هم با رای پایین ، به خاطر این بوده که میزان مشارکت در تهران کمتر از سی درصد بوده است . بنابر آمار وزارت کشور در تهران تعداد واجدین شرایط رای دادن ، ۶ میلیون و ۵۷۳ هزار و ۴۸ نفر بوده است و چند نفر در انتخابات شرکت کردند ؟ امارها نشون میده که حدود یک میلیون و 900 هزار نفر در تهران در انتخابات شرکت کردند .
شاید هر کسی که این مطلب رو بخونه فکر کنه من هم از اون دسته آدمهایی شدم که می خوام انتخابات را زیر سوال ببرم یا اینکه آمار را غیر واقعی جلوه بدم ولی واقعا نگرانم .این آمار نشان از این داره که مردم به گروهها و این باند بازیها و حزب های الکی دم انتخابات تاسیس شو ، اعتماد ندارند و مهمتر از اون این که بر خلاف تصوری که مسئولین دارند ، گرانیها و تورم لجام گسیخته و مشکلات معیشتی که مردم با اونها دست و پنجه نرم می کنند ، واقعا تو نتایج انتخابات تاثیر می گذاره . اینطور نیست که مردم همه چیز رو تحمل کنند و باز هم پای دولت و اصولگرایان بایستند . این حقیقت خطرناکیه چون با این نتایج نشون داده میشه که مردم نه تنها به اصلاح طلبان اعتماد ندارند و اصلا دیگه اونها رو آدم حساب نمی کنند ، بلکه در مورد اصولگرایان هم نا امید شدند و به یه جور بی تفاوتی مبتلا شده اند که ممکنه خودش رو در انتخابات ریاست جمهوری آینده هم به شکل بدتری نشون بده .
این یعنی چی ؟یعنی بی تفاوتی مردم به حوزه سیاست و نا امیدی ...و حالا هم روی کار اومدن مجلسی به مراتب ضعیف تر از مجلس هفتم و ششم ...
روزهای شلوغی شده این روزها ... میری این خیابون ، همه دارند خرید می کنند ، میری اون خیابون همه دارند خرید می کنند . یه جورایی همه افتادند تو کار بالا بردن تورم ! بی خیال ... بزار برای یکبار در سال هم که شده این تورم راستی راستی به خاطر خود مردم و خریدهاشون بالا بره . بزار نقش روزنامه ها رو این وسط نادیده بگیریم ، دستهای پنهانی رو که از تو استخر های شمال شهر و فاضلاب های جنوب شهر در میاد تا تورم و گرونی رو بالا ببره ، نادیده بگیریم ! بی خیال بزار برای یه بار هم که شده ، مردم از نداشتن و نخریدن و بدبختی حرف نزنند !
راستش رو بخواهی نمی دونم این بدبختی و نداشتنها که همه ازش حرف می زنند ، چیه ! یارو ماشین قسطی خریده ، خونه ش هم اجاره ایه ، بعد میره برای عید 300 هزار تومان خرید لباس می کنه و باز تو عید دیدنیها که میشه می ناله که عجب گرونی ای شده لامصب ! به دارا و ندار رحم نمی کنه ! در عین حال که داره میناله ، از بالای دماغ نگاهی به سینه ریز جدیدش میندازه و میگه : بیچاره ما زیر خط فقریها که یه بار بهمون میگن آسیب پذیر ، یه بار میگن محروم و یه بار دیگه قشر متوسط و اون اوایل انقلاب هم می گفتند : پابرهنه ها و مستضعفین !
همچین میگه پابرهنه که یادم میره بگم پس اون چکمه های بلندی که باعث می شد نیروی انتظامی بچپونتت تو "ون" های سفید رنگش برای پابرهنه ها بود که ما نمی دونستیم !
دارم تو خیابون راه میرم ... یکی از راست تنه می زنه ، یکی از چپ ! یکی از جناح راست ، یکی از جناح چپ ! یکی با دود سیگارش ، هوای زندگیمو تار می کنه و ریه هامو پر از اکسیژن مرگ ! و اون یکی نگاه هیزش رو به پالتوی بلندم می دوزه که نه بدن نماست و نه .... با این حال یکی دیگه از بالای درخت و از روی بیلبوردی که تا قبل از این ممنوع بود ، داره همچین نگاهم می کنه که :" رای ندی میدم پدرتو دربیارند ! "
اون یکی یه لبخند ملیح زده انگار با همون نگاه مهربون می خواد بگه می دونم بنزین نداری ، مجبوری تو عیدی با لیتری 800 تومن سر کنی ، می دونم جونت از دست این گشت ارشادیها که نگاهشون از نگاه صد تا مرد هیز بدتره و سر تا پات رو همچین نگاه می کنند که انگار اومدن میدون تره بار دنبال میوه نورس می گردند ! به لب اومده ولی تو رو خدا به من رای بده ! برای آینده ایران به من رای بده ، برای آینده گرونی و خونه های متری 4 میلیونی به من رای بده ، برای آینده ایران و جوونهای هرزه اش که فقط بلدند تبرج کنند ، به من رای بده ! برای آینده ایران و جوونهایی که فردا با نارنجک های دست سازشون چهارشنبه سوری رو می کنند میدان جنگ جهانی سوم به من رای بده ! جون مادرت به من رای بده ! میگم باشه ، این بار هم مث همه دفعه های قبل بهت رای میدم ولی این بار دستم رو جوهری نگه میدارم تا اگه دست از پا خطا کردی ، با همون انگشت جوهری بزنم تو چشمت ...
پ.ن: میگم تو این عکسه این انگشتها چقدر بد رای داده اند ! یارو مونده بوده خودش رو بکنه تو شیشه جوهر و در بیاره !
یه زمانی بود که هیچ کدوم از مسئولین و یا بهتر بگم مدیران میانی دولت وقتی ازشون درباره سند چشم انداز بیست ساله سوال می شد ، نمی دونستند مفاد این سند چیه و فقط می دونستند یک برنامه برای بیست سال آینده کشور هست و فکر می کردند یه برنامه ای تو مایه های برنامه های توسعه ایست و برخی از این مدیران حتی عنوان می کردند که این سند یک آمال نامه است که اصلا کارآیی و خاصیت اجرایی ندارد . بعد از مدتی ، فرهنگ سخن راندن از چشم انداز بیست ساله و ضرورت توجه به آن در کلیه ادارات دولتی شکل گرفت و سند چشم انداز بعد از اون مهجوریت تبدیل به یک سند مقدس شد که سخن گفتن از اینکه ما نمی توانیم به اهداف مندرج در آن دست یابیم ، گناه کبیره به شمار می رفت . باز با این حال قوانینی که در مجلس تصویب می شد و یا برنامه های اجرایی دولت ، هیچ گاه از جهت سیاستهای کلی با سند چشم انداز بیست ساله مورد ارزیابی قرار نمی گرفت و یا اینکه وقتی این مسئله مطرح می شد که این قانون مخالف سند چشم انداز یا برنامه های توسعه ایست ، نمایندگان عنوان می کردند که خوب ! کسی یا نهادی باید مسئولیت نظارت بر این مسئله را برعهده بگیرد ! و در حالیکه ما در سال 1404 هجری شمسی باید قدرت اول منطقه باشیم و در عین حال میزان اتکامون به درآمدهای نفتی به صفر رسیده باشه ، هر سال در خصوص رسیدن به این اهداف راه برعکس رو پیش میریم و هیچ کس هم ککش نمی گزه که چرا داریم اتکامون به درآمدهای نفتی را سال به سال بیشتر و بیشتر می کنیم ... بعد تو این گیر و دار یکدفعه مشاور رسانه ای رییس جمهوری در گفت و گو با روزنامه اقتصاد پویا ادعا می کنه که ما مسیر بیست ساله را در طی سه سال رفته ایم و حدود 17 ، 18 سال از سند چشم انداز را طی کرده ایم و به اهداف مورد نظرمان رسیده ایم ...
یه مثالی دارم که این روزها زیاد ازش استفاده می کنم ! چون نرم افزار خوندم ، میگم کاش می شد الگوریتم فکری مشاور رییس جمهوری را که به این مسئله رسیده در اختیار ما هم می گذاشتند که ببینیم بر چه اساسی به این فرمول 17=3 رسیده ! بعد تازه این که هیچ ، وقتی به این مسئله میرسی که این کارشناس گفته اند که باید بی خیال سند بیست ساله شده و به سندهای 50 ساله بعدی فکر کنیم ، دلت می خواد اون الگوریتم فکری رو به عنوان یه فرمول جدید از نابغه بودن به کل دنیا صادر کنی !
فکر کنم بهتره که یک بار دیگه سیاستهای کلی نظام در دوران چشم انداز بیست ساله خونده بشه و واقعا به این مسئله فکر کنیم که چقدر در رسیدن به این اهداف جدای از تبلیغات دولتی و غیر دولتی و آمارهای متناقض رسیده ایم ! چرا ؟ خوب وقتی که برنامه های توسعه ای رو با دست کاری آمارها طی می کنیم ، می ترسم اتفاق الگوریتم فکری مشاور رییس جمهور ، بعد از چند سال برای تمام مردم بیافته و اصولا تو رویا زندگی کنیم نه واقعیت ...
پ.ن: این سند چشم انداز و این سیاستهای کلی . لطفا بخونیدش ...
نمیگم تموم کارهای دولت نهم و هیات رییسه مجلس هفتم خوب بوده ها ! خودم هم انتقادهای زیادی به این افراد دارم ولی آغاز فصل انتخابات در ایران یعنی تموم شدن هر چی احترام و محافظه کاری و تسامح و تساهل ! این روزها دولت و شخص رییس جمهور و اعضای هیات رییسه مجلس هفتم شدند تل خداوند کوب ! هر نامزدی که به این دو گروه بپره و هیات رییسه مجلس رو یه مشت بی اختیار توصیف کنه که فقط زل زده بودند به دهن دولت تا هر چی که رییس جمهور میگه ، اجرایی کنند و یا اینکه تموم کارهای دولت نهم رو زیر سوال ببره و حتی یه کور سوی امید تو اقدامات رییس جمهور و دولت نهم عنوان نکنه ، فکر می کنه که می تونه رای بیشتری رو از آن خودش کنه . ممکنه این مسئله برای اونهایی که تو مجلس هفتم نبودند ، جواب بده ، ولی من موندم که چرا نماینده های همین مجلس هم خودشون رو اینطوری خراب می کنند که تمام اقدامات خودشون رو هم زیر سوال ببرند !
خوب اگه هیات رییسه بی اختیار بود و چشم به دهان مبارک دولت دوخته بود ، تو اون وسط صحن چکار می کردی ؟ اگه هیات رییسه جلوی استیضاحها و به قول تو نظارتهای مجلس رو گرفته بود ، تو اون وسط چکار می کردی ؟ اگه هیات رییسه بودجه دو صفحه ای رو به زور به تصویب رسوند تو اون وسط چکار می کردی ؟ اگه رییس جمهور هر کاری می خواد با اقتصاد کشور می کنه ، تو اون وسط چکار می کنی ؟ اصلا نماینده محترم ! تو چهار سال تو اون خانه ملت چه کردی ؟
این روزها رسانه های متعلق به جناح اصولگرایان به خصوص خبرگزاری فارس نامزدهای انتخاباتی این جناح چنان در گفتارهاشون به مجلس ششم و آثار و تبعات انتخاب بد مردم در اون زمان می پردازند که هر کی ندونه ، فکر می کنه شورای نگهبان در زمان تایید صلاحیت همین اصلاح طلبان در زمان انتخابات مجلس ششم ، خواب بوده ! تحصن هم که واسه اصلاح طلبان شده قوز بالا قوز ! مخصوصا کتاب مسیح! در هر صورت این نگرانی از تکرار مجلس ششم چنان در میان اصولگرایان انتشار پیدا کرده که دارم فکر می کنم نکنه واقعا پیروز انتخابات در این دور اصلاح طلبان هستند که این جناح اصولگرا اینقدر مردم رو از تکرار شدن مجلس ششم می ترسونه و مبادا مبادا می کنه !
نمی دونم با این رد صلاحیت ها اصولگرایان از چی نگرانند ؟
در عین حال اصلاح طلبان هم اصلا توجه ویژه ای به عملکرد مجلس هفتم ندارند و دقیقا رویه ای رو که اصولگرایان در مقابل اونها در پیش گرفته اند ، نمی بینند و گیر دادند به دولت نهم ! وگرنه خیلی راحت می شد مردم رو از تکرار شدن مجلس هفتم ترسوند ! مجلس ششم ، مجلسی سیاسی بود و واقعا هم سیاسی عمل کرد تا جاییکه تحصن رو هم به عنوان آخرین اقدام در کارنامه خودش ضبط کرد و تا به امروز هم داره تاوان این کارش رو پس میده ولی مجلس هفتم که داعیهی رسیدگی به مشکلات اقتصادی مردم رو داشت چکار کرد ؟ مگر نه اینکه مردم هر روز با گرانیهای تازه ای دست و پنجه نرم می کنند ؟ گرونی خونه و انواع و اقسام کالا ها و تورم های بیست درصدی و به نتیجه نرسیدن طرح تثبیت قیمتها و کاهش نرخ تورم به وسیله کاهش نرخ سود بانکی و ماجراهای سهمیه بندی بنزین که از یاد مردم نرفته ، بماند که مجلس اصلا نتونست در مقابل اقدامات عجولانه دولت در خصوص تغییر ساعت رسمی کشور و تغییر ساعت کاری بانکها و مشکلات اجتماعی مختلف عکس العمل مناسبی نشون بده و با اعلام حمایتش از خشونتهایی که توسط پلیس به نام طرحهای امنیت اجتماعی صورت می گرفت ، از مردم دور شد . درسته که رییس مجلس گفت : مجلس در مشت دولت نیست و در پشت اوست ولی ... چرا به جایی رسید که مجبور شد به وزرای ضعیف دولت نهم با لابی بزرگان همون جمع ، رای بده یا بودجه ای را به تصویب برسونه که خودش مطمئنه نباید به رای مجلس برسه ؟
اصلاح طلبان از مردم دور شدند و منافع حزبی و سیاسیشون رو بر منافع مردم ترجیح دادند اما مجلس هفتم با منافع مردم چه کرد ؟
من که نه اصلاح طلبم و نه اصولگرا و فقط یه ناظرم، مثل باقی مردم ، معتقدم در هر صورت مجلس ششم و هفتم در دور شدن از منافع مردم دقیقا مثل هم عمل کردند ...
دارم فکر می کنم یعنی نمیشه تو عالم سیاست دروغ گفت ؟ یا مثلا این کار یک پدیده ی ضد اخلاقی است که یه سیاستمدار حرفی بزنه و پاش وای نایسته ؟ این روزها پاسخ به این سوال زیاد مهم نیست ! چون در حقیقت برای مردم اصلا مهم نیست ! گیریم یه روز رییس جمهور شدم و شعار دادم ، نفت رو سر سفره های مردم می برم و فردا زدم زیرش ! نه اینکه واقعا این کار رو نکرده باشم ها ، این حرفی رو که زدم می زنم زیرش . گیریم یه روز گفتم مگه مسئلهی امروز ما موی جوونها است و حجاب دخترها و فردا پای طرحی رو امضا کردم که همون جوونهای موسیخ سیخی و دخترهای بد حجاب رو یه نیرویی که باید تامین کننده امنیت همین آدمها باشه به اسم همون امنیت ، به صلابه میکشه ! بی خیال بابا ! ول کن این حرفها رو ! گیریم چند روز هم با رییس این نیرو سر این که من این طرح رو امضا کردم و انگار نکردم دعوای رسانه ای راه انداختم ، به کی بر می خوره ؟ به چی برمی خوره ؟ میدونی خیلی مهمه که مهرورزی رو با چه کسانی ، چطوری و در چه زمانی انجام بدی . با ملوانهای انگلیسی انجام بدی یا خبرنگار سی ان ان و یا اینکه دم انتخابات با قلیون کش های حرفه ای ! نمی خواد بیخود نگران کافه کتابها باشی ، یا روزنامه نگارها و دانشجوها . اینها از جاهای دیگه مهر و عطوفت بهشون میرسه ، این قلیونیها هستند که کمبود عاطفه دارند !
هی من میگم به حرفهای این رییس جمهور محبوب و مردمی ایران شک نکنید ، این مسخره بازیها و این ترور های شخصیتی را کنار بگذارید ، این طیف موسوم به اصلاح طلب زیر بار نمیره که نمیره ! هی نشستید ، گفتید و خندیدید که رییس جمهور گفته یه عده تو استخر شمرون نشسته اند و دارند قیمتها را بالا می برند ، هی گفتید ، آخه مگه بزغاله ها هم استخر میروند ؟ دیدید می روند ؟ دیدید دست های ایادی استکبار و توطئه کنندگان بر علیه اقتصاد کشور ، از همین استخر درآمد ؟ اصلا هر چه می کشیم از این ایادی استکبار جهانی در استخرها و میهمانی های آنچنانی و عروسی های دولتی و ماشینهای دولتی گُل زده می کشیم ! فقط کافیست نگاهی به این خبر بیندازید تا بفهمید چه کسانی در استخرهای شمال شهر نشسته اند و دارند قیمت خونه و تخم مرغ و گوجه فرنگی را انگولک می کنند ! تا وزیر رفاه بیاید بگوید از کی تا حالا همه تخم مرغ خور شده اند ! خوب یکی نیست بگه ما تخم مرغ نخوریم که کی بخوره ؟ توقع داری فقط جاه طلبان و ثروت اندوزان تخم مرغ بخورند و بعد بروند استخر تا قیمتها را بالا ببرند ؟ یکی از همین آدمها ، نماینده ای بوده که مایوی شریف را به جای اینکه در همان استخر آویزان کند ، آورده مجلس و در خانه ملت آویزان کرده تا خشک شود ! حالا بگویید توطئه ای در کار نیست !
پ.ن: کاریکاتور : محسن رفیعی - موج
چند وقت پیش تو مجلس یکی از نماینده ها تعریف می کرد که رفته بوده تو حوزه ی انتخابیه اش و یه پیرزنی اومده بوده تو دفترش و گفته بوده پسرجان ! نمی تونی از این "حساب ذخیره ارزی" برای من وام بگیری؟
فکر کن ! پیرزن حدودا 80 - 90 ساله دنبال گرفتن وامی از حساب ذخیره ارزی بوده که قراره 50 درصد منابع آن برای کمک به بخش خصوصی در نظر گرفته بشه و چون آقایان اصرار دارند که بخش خصوصی به معنای واقعی آن در ایران وجود ندارد ، اکثر این منابع در اختیار دولت قرار میگیره تا برای جبران کسری و کمبودهای بودجه ای در بخشهای مختلف استفاده کنه .
روز گذشته روزنامه تهران امروز خبری رو به نقل از ایرج ندیمی نماینده لاهیجان چاپ کرده بود که به عنوان یک ادعای عجیب ازش نام برده اند . نایب رییس اول کمیسیون اقتصادی مجلس ادعا کرد که رییس جمهور اخیرا بدون اجازه ی مجلس میلیاردها تومان پول از حساب ذخیره ارزی برای پاسخگویی به نامه های مردم در سفرهای استانی در اختیار یکی از نهادها قرار داده ! دارم به این فکر می کنم که شاید عقل اون پیرزنه بیشتر از ما کار می کرده که امید داشته از این حساب ، پولی هم به اون تعلق بگیره و ما واقعا نمی دونستیم که این حساب غیر از اینکه می تونه محل جبران کسری بودجه های جاری و عمرانی و کسری بودجه واردات بنزین و حقوق معلمان و بازنشستگان و خسارت به سیل زدگان و حقوق آخر سال کارمندان دولت باشه ، می تونه برای بردن پول نفت سر سفره های نامه نویسان هم مورد استفاده قرار بگیره !
البته نامه نوشتن برای دلایل مختلفی به کار می رود که می توان از آنجمله به آبرو بری و اختلاف افکنی هم اشاره کرد !
جریان نامه ی محرمانه ی اعتماد ملی به مشارکت هم واسه خودش ماجرایی شده ! خوب ظاهرا نامه دو تا بوده یکی تو صندوقچه ی اسرار اعتماد ملی که ظاهرا راه در رو ی خوبی داره و یکی دیگه هم دست میردامادی ، دبیر کل جبهه ی مشارکت . اما چرا این نامه لو رفت ؟ در جواب به این سوال باید پرسید که چرا اصلا رو شد که چنین نامه ای وجود داره ؟ اگه شما بخواهید به کسی نامه ی محرمانه بنویسید ، میرید تو بوق و کرنا می کنید که ایها الناس من دارم نامه می نویسم ؟ اونهم از نوع محرمانه اش ؟ به نظر میاد این نامه نوعی تبلیغات زودهنگام برای اعتماد ملی و اعلام برائت از کارهای قبلی و تند رویهای مشارکتیها بود و قرار بر این بوده که لو بره اما به طوریکه نشون داده بشه دزدی یا جاسوسی ای در کار بوده ! در هر حال اعتماد ملی از این کار زیانی ندیده و این جبهه ی اصلاح طلب بوده که با این اختلاف افکنیهای غضنفرهای دوم خردادی زیر سوال رفته !
روزی که فرشیدی ، وزیر سابق آموزش و پرورش برای بازدید از نمایشگاه مطبوعات اومد ، چند تا از مدرسه ها هم بچه هاشون را برای بازدید آورده بودند . پسر بچه های کوچیک تو این غرفه ها می دویدند این طرف و اونطرف و هی از هر کسی که توی یه غرفه نشسته بود ، کارت اینترنت زوری می خواستند ! فرشیدی رفته بود طبقه ی بالای غرفه روزنامه ایران نشسته بود و داشت با خبرنگار این روزنامه مصاحبه می کرد . بچه ها تا فرشیدی را دیدند خوشحال شدند و از همون پایین صداش کردند : آقا ! آقا فرشیدی ! ... فرشیدی فکر کرد واقعا کسی کارش داره . برگشت بدون اینکه نگاهی به بچه ها بکنه ، گفت : بله ! بچه ها که فکر نمی کردند آقای وزیر جوابشون رو بده ! داد زدند : آقا این معلم زبانمون خیلی گیره ! همش اذیت می کنه اخراجش کن !
بعد که وزیر اومد طبقه ی پایین و بچه ها دوره اش کردند ، یکی از بچه ها به زور چسبید به وزیر و گفت : اقا میشه ماچتون کنم ؟ شاید نمره هام بهتر شه ! دیگه مگه می شد بچه ها رو از اطراف فرشیدی جدا کرد ؟!
وقتی خبر استعفا یا بهتر بگم برکناری فرشیدی را شنیدم ناخودآگاه پیش خودم گفتم : ای بابا ! حالا تکلیف نمره های اون پسر بچه هه چی میشه ؟
در هر حال نمی دونم این همه در پیش گرفتن روش آزمون و خطا در اداره ی کشور تا کی می خواد ادامه پیدا کنه . یکی دیگه از این آزمون و خطاهای آشکار بحث سهمیه بندی بنزینه . همونی که همه می گفتند باید از فوایدش نوشت نه مضراتش ! در هر صورت این فواید تا جایی پیش رفته که قراره برای نیمه دوم سال ، 600 لیتر بنزین برای 4 ماه در نظر گرفته بشه و در واقع سهمیه ی 100 لیتری به 150 لیتر در ماه افزایش پیدا کنه !
شرح عکس : مسیب سروندی خبرنگار ورزشی موج در چنگال وزیر ! ظاهرا آقای وزیر فهمیده بود که مسیب دیپلم هم نداره و خبرنگار شده !!! ![]()
معتقد به اصل تفکیک بین قوای هنری ، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی و ورزشی جامعه هستم و فکر میکنم خیلی ضایع است که مثلا اپوزیسیون یه نظام از بین هنرمندان و خواننده های قدیم باشه ! یا خیلی موذیانه است که هر هنرمندی که اسمی در کرد و هر ورزشکاری که چند تا مدال آورد ، انقدر ادعا پیدا کنه که بیاد برای انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا بشه ! یا اینکه خیلی مظلومانه و رنج آور است که منتقد های یک دولت از بین ورزشکاران و هنرمندان و نویسندگان باشند مخصوصا کسانی که اهل ادب و نویسنده هستند اما همیشه مرسوم بوده و همیشه سیاسی نویسها نویسندگان خوب و اثرگذار کشور بوده اند که اسمشان هم برای همیشهی تاریخ ماندگار شده؛ کسانی که همیشه نسبت به مسایل اطرافشون و به خصوص مسایل سیاسی حساس بوده اند . اما یک قشری هم هستند که اصولا سرشون تو کار خودشونه . کاری به سیاست ندارند و "زندگی" با همهی زیباییها و مشکلاتش براشون با اهمیت تر از حرفهای همیشگی و جواب های همیشگی تر بین علمای سیاسی است ! از شاعرانی که عشق رو مهمتر از سیاست میدونند خوشم میاد . از شاعران و نویسندگانی که زندگی براشون مهمتر از دعوای بین جناحها است ، خوشم میاد و از نوشته هاشون که سرشار از همین زیباییهاست ، لذت میبرم . نمیتونم سهراب رو به عنوان یه آدم سیاسی قبول کنم یا مثلا از احسان خواجه امیری و محمد اصفهانی و علیرضا عصار بخوام با اون صدا شعر سیاسی بخونند . حتی اگر بخواهند بر ضد آمریکا بخونند ترجیح میدم بر ضد جنگ بخونند تا یه سیاستمدار امریکایی ! تقدس کلمات بیشتر از اینهاست که بخواهی به دروغ و نیرنگ آلوده شان کنی !
چرا این رو گفتم ؟ چون با خوندن آخرین شعرهای استاد ترانه و تردید ، سید علی صالحی که تا به حال هر وقت دلم میخواست شعر ناب عاشقونه بخونم ، سراغ کتابهاش میرفتم ، دلم گرفته ... به خودم میگم یعنی واقعا زمانه ، زمانه ایست که شاعران "دنیا زیبا کن " ایران باید از موضوعات بی اهمیت و زشتی چون سیاست صحبت کنند :
شعر دیروزتر :
برهنه به بستر بي کسي مُردن ، تو از يادم نميروي
خاموش ، به رساترين شيون آدمي، تو از يادم نميروي
گريباني براي دريدن ِ اين بغض بي قرار ،تو از يادم نميروي
سفري ساده از تمام ِ دوستــت دارم ِ تنهايي ، تو از يادم نميروي
سوزنريز ِ بي امان ِ باران بر پيچک و ارغوان ، تو از يادم نميروي
تو...
تو با من چه کرده اي که از يادم نميروي ؟
دير آمدي... درست !
پرستار پروانه و ارغوان بوده اي ، درست !
مراقب خواناترين ترانه از هق هق ِ گريه بوده اي ، درست !
راز دار آواز اهل باران بوده اي ، درست !
خواهر غمگين ترين خاطرات دريا بوده اي ، درست !
اما از من و اين اندوه ِ پر سينه... بي خبر چرا ؟
آه که چقدر سرانگشت ِ خسته بر بخار اين شيشه کشيدم ،
چقدر کوچه را تا باور آسمان و کبوتر
تا خواب سر شاخه در شوق نور
تا صحبت پسين و پروانه پاييدم و تو نيامدي !
باز عابران ، همان عابران خستهي هميشگي بودند
باز خانه ، همان خانه و کوچه ، همان کوچه و شهر ، همان شهر ِ ساکت ساليان...
من اما از همان اول ِ باران ِ بي قرار ميدانستم ديدار دوبارهي ما ميسر است.... ري را !
شعر دیروز :
اصلا فرض که مردمان هنوز در خوابند،
فرض که هيچ نامهای هم به مقصد نرسيد،
فرض که بعضی از اينجا دور،
حتی نان از سفره و کلمه از کتاب،
شکوفه از انار و تبسم از لبانمان گرفتهاند،
با روياهامان چه میکنند؟!
شعر امروز :
تابلو:
کارگران مشغولِ تخليهی الکل و تازيانهاند!
اينجا
متاسفانه بعضیها
کلماتِ ارزانِ روزمرهی مردم را
به نایِ مُردهی نان و نفت آلوده کردهاند.
بعضی عقبماندههای بیتقصير
هی حرف میزنند و چيز میزنند به گافِ الف.
(در) تعجبام!
مدتِ مديدیست که خداوند
در فرستادنِ کسی شبيه موسی
اصلا شتاب نمیکند.
چرا شتاب نمیکند؟
سرمايهدارانِ شريفِ جهان
متحد شويد!
درِ مغازههای خود را دو قفله کنيد،
حالا حالاها قصهی شب ... دراز است وُ
به همين جایِ خيسِ قلندر نيز
خلاصه نخواهد شد.
متاسفم که سفرههای خالیِ خود را فروختيد
تا نفتِ زمستانِ هر چه تتابعِ اضافات را وُ
جبرانِ مافات را ...!
پ.ن.۱: بالاخره پس از ساعتها بحث و فحش و فحش کاری ، مهتاب خانوم که تو این پست و این پست ، ذکر خیرشان بود ، وبلاگ نویس شدند ! فقط قالب وبلاگش را ببینید و از این همه هنری که بنده دارم حیرت بفرمایید ! با تشکر !
چرا دروغ ؟ وقتی تو نمایشگاه مطبوعات یا به قول یکی از دوستهام ، محبوسات ! اومدی دم غرفه ی موج و سلام کردی، نشناختمت ! هیچ وقت حافظه ی خوبی برای حفظ کردن اسامی نداشته ام . وقتی گفتی مدیر سایت بازنگار هستم ، یادم نیومد که همون رضا ولی زاده ی ایستگاه هستی که قرار بود برای افتتاحیه کافه تیتر دعوتمون کنه و نکرد ! اومدی طرف لب تاپم و خواستی وبلاگ حمیدرضا رو به لیست بازنگار اضافه کنی ، دیدی که مشتری پر و پا قرص بازنگار هستم ، گفتی بهت جایزه میدم ولی من روم نشد بگم ، آقای ولی زاده ! دور وبلاگ های تندرو رو تو بازنگار خط بکش تا بیشتر زنده بمونه !
چرا دروغ ؟ وقتی خبر دستگیریت رو شنیدم نفهمیدم تو همون رضا ولی زاده ی بازنگار هستی ! چون اسمها اصلا به یادم نمی مونه ! ولی حالا روم میشه که بهت بگم رضا ولی زاده ! مدیر سایت بازنگار و نویسنده ی وبلاگ ایستگاه ! ول کن این حرفها رو . به خدا ارزش نداره به خاطر چهار تا سگ ، کارت به اینجا بکشه . ول کن این حرفها رو اصلا در سایتت رو هم مثل همین حالا گل بگیر و زندگیتو بکن . به خدا این همه حرف ، این همه حدیث و این همه ماجرا ارزش این رو نداره که کارت به اینجا بکشه که همه وبلاگستان ، نگران اسپری آسمت باشند و روز تولدت رو تو بازداشتگاه ، خودت تنهایی جشن بگیری ...
تواین دو روزه داشتم کتاب مهتاب ، یکی از دوستهام رو بازنویسی می کردم . زنگ زد ، گفتم بعد از مدتها دلم به حال یه آدمی که کار سیاسی نکرده و حالا افتاده زندون می سوزه . گفت : عاشق شده ؟ گفتم : نمی دونم . من حتی گاهی اوقات اسمش رو هم به یاد نمی آوردم . وبلاگت رو دیده بود . بهم زنگ زد : ثمان ! مگه میشه شاعر بود و عاشق نبود ؟ گفتم : نمی دونم ! فکر نکنم . یه گوشه از مطلب کتابش را های لایت کرد و برام فرستاد . گفتم چکار کنم ؟ گفت : بنویس برای رضا . می نویسمش برای تو . از طرف من و مهتاب :
نميتونم بي دليل اين روزهای انفرادی رو تحمل کنم ! وقتي الههي عشق از تو دلت بپره ، مترسک نفرت جاش رو پر ميکنه . تموم کاغذهاي دفتر را پاره کردم . رو ديوار با خودکار خط خطي کردم و از توش هيچ نقشي در نيومد . خط خطيها ، نوسان اعصاب من رو دل ديوار بود . ديواري که من رو از تو و کل دنيا جدا کرده . تموم نفرتم را رو تن همين ديوار ، همين باعث تموم جداييها خالي کردم . سعي کردم با اون خط خطيها به اون طرف ديوار ، به اون طرف جدايي ، به اون طرف دنيا ، به اون طرف دلت برسم . طرفي که خودم حالا ديگه توش نيستم . تن ديوار زخم شد و دل من زخميتر ...
نمی دونم این تحلیل درستی است که گفته میشه مردم برای رای ندادن به هاشمی رفسنجانی ، مجبور به رای دادن به احمدی نژاد شدند یا نه . در عین حال قبول دارم که کسانی که به احمدی نژاد رای دادند ، می خواستند از خاتمی و اصلاحاتش انتقام بگیرند . ولی در هر حال این فضایی که در زمان انتخابات ریاست جمهوری به وجود اومد ، این روزها با نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس هشتم ، داره به اوج خودش میرسه و هر روز بر دامنه تهمت زنیها و فضا سازیهای منفی بین دو گروه طرفداران هاشمی و احمدی نژاد افزوده میشه ، انگار نه انگار که غیر از طرفداران این دو گروه ، گروههای دیگری هم در نظام هستند که دارند خودشان را برای رقابت مجلس آماده می کنند ! در عین حال یکی از مهمترین نقاط این مبارزه ی به نظر من خونین ! داستان پرونده موسویان و دانشگاه آزاد است . تا جاییکه دولت داره با جیغ و داد خبر از اهمال قوه ی قضاییه میده و از اون طرف هاشمی رفسنجانی خیلی آروم و بی سر و صدا کار خودش را میکنه و با وجود اینکه گفته شده بود موسویان حق ورود به مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص را نداره ، گفته میشه برای کنفرانس اتحاد ملی ، همراه با هاشمی ودر کنار او پا به سالن اجلاس میزاره !
امروز تمام خبرها راجع به قضایای پرونده ی موسویان بود . رییس جمهور، وزیر دادگستری و وزیر اطلاعات هجمه ی عظیمی را به سمت قوه قضاییه بردند و از طرف دیگه ، حداد عادل که او هم امروز در جمع خبرنگاران حاضر شد ، با زرنگی هر چه تمامتر ، از این دعوا ها خودش را کنار کشید ودر عین حال از این افراطی گری های دولت هم حایت نکرد . همزمان اعلام شده که نماز جمعه ی این هفته به امامت هاشمی رفسنجانی برگزار میشه و باید دید این همه سر و صدای دولت با چه جوابی از طرف آقای هاشمی روبرو میشه !
البته در این اقدامات دولت نکته ی ظریفی نهفته است که اگه ماجرای تدوین بودجه ی سال آینده را پیگیری کرده باشید ، به اون رسیده اید . در بودجه ی سال 87 مهمترین نگرانی نمایندگان ، نادیده گرفته شدن بحث تفکیک قوا است به طوریکه مثلا بحث بودجه ی قضایی در فصل قضایی و هم ردیف با بودجه ی دادگستری دیده شده و این ابهام را به وجود آورده که آیا بودجه ی قوه قضاییه هم باید از طرف وزیر دادگستری اعمال شود ؟ از طرف دیگه این هجمه به قوه ی قضاییه اصل تفکیک قوا را زیر سوال برده و این سوال را مطرح می کنه که آیا واقعا رییس جمهور می تونه خودش یک طرفه به قاضی بره و حکم بده ؟
حالا من کاری به مجرم بودن و یا نبودن موسویان ندارم ولی وقتی بیوگرافی سید حسین موسویان رو خوندم به این نتیجه رسیدم که با این سابقه ی کاری که موسویان داشته ، باید مثل حداد عادل از تبرئه شدنش خوشحال باشیم . چون در غیر اینصورت به هر کسی در دولت و قوای سه گانه میشه ظنین بود و دیگه نمیشه خطی واقعی بین نیروهای خودی و غیر خودی کشید !
نمایشگاه مطبوعات ، بهار مطبوعاته .... این رو به گزارشگر خبر رادیو تهران گفتم ولی متاسفانه جمله ای گفته ام که اصلا بهش اعتقادی ندارم ! اینجا کانون حجاب است ، محل نمایشگاه مطبوعات که برای اولین بار پس از سالها از نمایشگاه کتاب جدا شده و به تنهایی برگزار می شود .... صفار هرندی وزیر ارشاد در مراسم افتتاحیه این نمایشگاه حرف خوبی زد که به نظرم نکته های بسیاری درونش نهفته است . وزیر ارشاد گفت : نمایشگاه امسال را جدای از نمایشگاه کتاب برگزار کردیم تا مطبوعات با مخاطبین واقعی خود تماس حاصل نمایند .
این جمله وقتی قشنگ م