فرض میکنیم شما آدمی هستی که هر سال روز قدس، میری راهپیمایی. امسال که شنیدی قراره جنبش سبزیها بریزند تو راهپیمایی و از ایران بگویند به جای فلسطین و غزه، احتمالا بعد از اون و در حین راهپیمایی هم زد و خورد با نیروهای ویژه صورت میگیره و عدهای بازداشت میشن، راه میفتی بری راهپیمایی؟ اصلا از کجا معلوم که شمایی که به خاطر غزه و فلسطین راه افتادی رفتی راهپیمایی را نگیرند ؟ البته شاید هم بخواهی با جنبش سبزیها درگیر بشی که چرا اینقدر اراذل و اوباش بازی درمیارید ؟ دست از سر مردم بردارید ! یا احتمالا اونها به تو به عنوان یه بسیجی و حزب الهی و طرفدار نظام (دیگه اینجا فرقی نمی کنه که تو چرا به راهپیمایی رفتی ،در هر صورت سبز نیستی !) حمله ور نشوند!
اینها را برای چه گفتم؟ وضعیت به نظرم پیچیدهتر از این حرفهاست. در حضورهای خیابانی طرفداران موسوی دیگه جمعیت روز ۲۵خرداد رو که تموم خیابون آزادی رو ساکت و با اراده طی کردند ،نمی بینید. حداقل تو مراسم تحلیف و در خیابون بهارستان چنین جمعیتی را ندیدم. به نظرم فاز اعتراضات سیاسی به نتیجه انتخابات آهسته آهسته داره از بطن مردم به درون سیاسیون کشیده میشه. با رفتاری که با مردم عادی در خیابانها شد، بازداشتها و خبرهای مرگ و میر ادعاهای جور واجور کروبی دیگه نمیشه انتظار داشت که مردم عادی که دنبال پس گرفتن رایشان بودند (!) و روز ۲۵خرداد به خیابان آزادی آمدند، دوباره به خیایانها بریزند. هم از طرفی هزینهها برای چنین افرادی زیاد شده و هم از طرف دیگه این هزینهها را مردم باید بپردازند و نه مسئولین اصلی تحریک مردم برای ریختن به خیابانها. به خاطر همین هم اختلاف نظرهای سیاسی در بین توده های مردم در حال حرکت به سمت شخصیت های سیاسی است و هزینههاش هم برای همین شخصیت ها.
اگر میزان نفوذ سیاست در بین مردم را به صورت هرمی تصور کنیم که شخصیت های سیاسی و مسئولان نظام در راس هرم و توده های مردم در دامنه هرم قرار دارند، باید گفت انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اولین جرقههای اختلاف را در راس هرم ایجاد کرد و حوادث بعد از آن به مثابه آتشی بود که به دامنه هرم رسید و راس هرم را نسوزاند. دامنه هرم بعد از این حوادث دچار تشویش و به هم ریختگی شد ولی کمکم با گذشت زمان، برگزاری دادگاهها ،افشا شدن ابعاد اقدامات انجام شده در بازداشتگاهها و هزینه دادن مردم و به تماشا نشستن سران سیاسی ،زبانه آتش کم کم در حال حرکت به سمت راس هرم است و این چیزی نیست که سران جنبش سبز و در مقابل تندروهای طرف مقابل را که "بی پدر و مادرهای سیاسی" چون لباس شخصیها هستند ، از این مسئله خوشحال باشند. جریانی که به دنبال ایجاد فتنه و درگیر کردن مردم در مسایل سیاسی و اختلافات شخصیت های رده بالای سیاسی است ،از حضور داشتن مردم در کف خیابانها حمایت میکند و نه از آتش گرفتن سران فتنه. در هر صورت عوامل اصلی اغتشاشات که عده ای شان در بدنه و راس هرم نیز قرار دارند ، نمی خواهند مثل مردم بسوزند و برای نرسیدن زبانه های آتش به راس هرم هر کاری میکنند حتی اگر این کار روانه کردن دوباره آتش به سمت دامنه هرم یعنی مردم باشد ، حتی اگر این کار این باشد که مردم را در روز قدس به دو دسته تقسیم کرده و آنها را به جون هم بیاندازند.
اگر تا اینجای مطلب رو فقط بخونید فکر میکنید که دارم میگم در راهپیمایی روز قدس شرکت نکنید . نه ! شرکت کنید . اصلا نظر خودتونه! ولی آرام باشید! هم شمایی که میخواهی سر به تن طرفداران میرحسین موسوی نباشد و هم شمایی که میخواهی اعتراضت را بیان کنی. هیچ چیز به اندازه آزادی شما، هیچ چیز به اندازه سلامت شما و هیچ چیز به اندازه زندگی مردمان این سرزمین ارزش ندارد!
پ.ن : عجب گرفتاری شدیمها ! اصلا کی گفته هزینه اختلافات شخصیت های سیاسی را مردم باید بپردازند؟ مردم را به جان هم میاندازند، بعد تصمیم میگیرند آشتی ملی اعلام کنند و همزمان باز هم مردم را به جان هم میاندازند!

این مطلب ادامه مطالب پیشین است ...
این مطلب ادامه مطالب پیشین است :
ابتکار رییس جمهور در رایزنی با تمام نمایندگان در مورد وزرای پیشنهادیاش این روزها خشم تعدادی از نمایندگان شاخص مجلس و به خصوص نمایندگان اصولگرا را برانگیخته است .
این مطلب ادامه مطلب پیشین است :
دو تا نامه تقریبا مشابه برام در مورد مسایل انتخابات ایمیل شده که برای جواب دادن به اونها دو هفته است که دارم فکر میکنم و باور کنید به اندازه یه کتاب درموردشون نوشتم . یکی از نامهها از طرف یکی از خوانندگان وبلاگ ، برادر خوبم آقای 
دومین دوره ریاست جمهوری خاتمی یعنی فاصله سالهای 80 تا 84 برخی از نیروهای سیاسی موجود در جریان اصلاحات بعد از پس گرفته شدن لوایح دوقلوی معروف ،دیگه امیدشون رو از خاتمی بریدند و مسئله عبور از خاتمی و خروج از حاکمیت رو مطرح کردند . اسم این رفتار رو هم گذاشتند نقد در صورتیکه این نقد نبود ،درخواست از خاتمی برای رفتارهای رادیکال بود و جالب اینجاست که هر زمانیکه احساس میکردند ،در آستانه شکست برخی رفتارهای سیاسیشان قرار دارند ،عینا به سراغ بحرانی بودن فضای جامعه میرفتند و برای عبور از بحرانی که زاییده توهماتشان بود ، دست به دامن راهکارهایی میشدند که خود ارائه داده بودند.
خیلیها از مهمانان مراسم تنفیذ نوشتند و از غایبان این مراسم اما یک نکته تو این غیبتها برام جالبه و اونهم اینه که هر وقت احمدی نژاد مطلبی رو در مورد هاشمی گفته، با وجود اینکه مخالفان رییس جمهور بهش حمله بردند و حامیان هاشمی رفسنجانی بر احمدی نژاد تاختند اما اتفاقی رخ داده که حقانیت صحبتهای احمدینژاد و حامیانش رو نشون داده و در واقع یک اتفاقی افتاده که هاشمی خودش شخصا احمدی نژاد رو رو سفید کرده!
یک بنده خدایی میگفت سرعت احمدینژاد در سفرهای استانی و سرعت انجام کارهاش به حدی است که بیشتر مواقع خبرنگارها از احمدینژاد جا میمونند و رییس جمهور از اخبار خیلی سرعتر پیش میره. آهی کشیدم و گفتم : این تنها مال سفرهای استانی نیست، تمام خبرها و تصمیمهای احمدینژاد باعث میشه آدم ازش جا بمونه. گاهی اوقات خبرها رو میشنوی و هنوز از شوک خبر اول بیرون نیومده، آوار خبرهای بعدی است که رو سرت هوار میشه. اونوقت چه توقعی داری که بتونی تحلیل درستی از وقایع داشته باشی؟
برخی
اعلام برخی از اسامی اعضای کابینه دهم در سفر رییس جمهور به مشهد، آنقدر غیر منتظره بود که باعث شد حداقل دو شب در مشهد خبرنگارها چشم بر هم نگذارند . هنوز خیلی زود است که درمورد چرایی این اقدام احمدی نژاد و اینکه چرا در این برهه زمانی ، احمدی نژاد مخالفت نمایندگان حامی خودش را در احزاب و مجلس به جان خریده و همچنان مشایی را در کابینه نگه داشت و در عین حال او را معاون اول کرد، تحلیلی انجام داد و نتیجه ای گرفت . بسیاری بر این عقیده اند که با این اقدام زودهنگام مطمئنا بسیاری از اعضای کابینه دهم با رای اعتماد نمایندگان مجلس مواجه نمی شوند اما نگاهی به شایعات در مورد وزرایی که در کابینه دهم باقی می مانند و آنهایی که پاستور را به زودی ترک خواهند کرد ، نشان می دهد که اتفاقات جالبی در راه است و این نطریه چندان هم درست نیست .
در مورد حضور هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه این هفته تهران، پیش بینیهای مختلفی در سایتها انجام شده و برخی از سایتها و وبلاگهای حامی میرحسین موسوی اعلام کردند که این نماز جمعه بر خلاف نماز جمعهای که رهبری اقامه کردند ،با حضور خاتمی و میرحسین موسوی برگزار میشه و البته احتمالات در مورد محتوای خطبه های سیاسی همه بر چند احتمال زوم شده :
"اصلاحات را اصلاح طلبان تندرو به نابود میکشانند". این جمله ایست که بارها از زبان اصلاح طلبان میانه رو شنیده شده ولی چه زمانی قراره جبهه اصلاحات به بازآفرینی نیروهای درون خودش و شفاف کردن مرزهای نیروهای درون نظام وبیرون نظام در این جبهه بپردازه ؟
- هنوز نرسیده بودم به لابی پارلمان که دوست قدیمی و پیشکسوتم وقتی تو حلقه خبرنگارها داشتم باهاشون سلام و علیک میکردم، اومد جلو و گفت : من نمی دونم این نوشته ها را چطوری مینویسی و آیا اعتقادی هم به حرف هایی که میزنی داری یا نه. انقدر توپش پر بود که حرفی نزدم و فقط نگاهش کردم .
تو راهپیماییهای مخالفان نتیجه انتخابات، یک شعار بیش از همه نظرم رو به خودش جلب کرده . مردمی که رایشون رو به اصلاحطلبان و به میرحسین موسوی دادند،معتقدند چون اسم نامزد مورد نظرشون از صندوقها در نیومده ،باید رایهاشون رو پس بگیرند .
تماس گرفته بودم با یکی از دوستانی که همیشه تو انتخاباتهای مختلف به هر نحو ممکن، جزو ناظرین بر صندوقها است. به دلیل اینکه خیلی از مسایل رو از انتخاباتهای قبلی دیده بود،اصرار می کردم که تو انتخابات تقلب شده،اول با آرامش، بعدهم با عصبانیت انگار که میخوام ازش بازجویی کنم،بهش میگفتم میخوام بدونم رای احمدینژاد واقعا چقدر بوده. اولش با آرامش گفت نگاه به تهران و اونهم تازه بعضی از محله ها نکن ، تو تهران هم دکتر زیاد رای آورده . بعد کم کم که عصبانی شد گفت : آخه لامصب ! 100 هزار تا ، 200 هزار تا نه ! اصلا 1 میلیون و دومیلیون رای تقلب شده باشه ، این بابا ۱۱میلیون رای بیشتر از میرحسین آورده . آخه چطوری ؟ اینهم تقلب شده ؟ نگاه نکن دوتا آدم طرفدار موسوی که از سه ماه قبل رییس جمهور رو تخریب می کردند ( نه بگذار بهتر بگم با خاک یکسانش کردند)، حالا ادعا می کنند تقلب شده . اینها می دونستند شکست می خورند . به خاطر همین دو ساعت بعد از تموم شدن رای گیری با وجود اینکه می دونستند رای نیاوردند، اعلام کردند پیروز انتخابات شدند . اینها همه اش نقشه برای به هم ریختن بازیه. تودیگه چرا قبول می کنی ؟
هشت سال پیش مقام معظم رهبری در فرمانی هشت مادهای سران قوا را موظف به مبارزه با مفاسد اقنصادی در تمام رده های شغلی و مدیریتی کشور کردند. این روزها که بحث از مبارزه با مفاسد اقتصادی زیاد شده، مروری بر این فرمان و همچنین رابطه این فرمان با اقداماتی که ریس جمهور انجام داد، تا حد زیادی میتونه روشنگر وضعیت موجود و آیندهای که با این فرمان برای کشور رقم زده خواهد شد، باشه .
همه انتظار داشتند مناظره احمدی نژاد با دومین نامزد انتخاباتی اصلاح طلبان ،به یک درگیری تمام عیار دیگه تبدیل بشه و به قولی هر چه که میرحسین موسوی نتوانسته بود در تلویزیون مطرح کند را ،مهدی کروبی با لحنی تند نثار رییس جمهور کنه . اما اولین سوال تند کروبی با پاسخ آرام و هوشمندانه رییس جمهور همراه شد و به نظرم احمدی نژاد در طول مناظره با بیان آمارهای مختلف و برنامه هایی که برای آینده کشور داره ،اصلا کروبی را به حساب نیاورد . درواقع احمدی نژاد در دام کروبی و همراهانش نیفتاد و با وجود اینکه می دانست کروبی جز حمله کار دیگری ندارد ، باز هم در دقایق بعدی به سوالات کروبی پاسخ گفت و سوالات تند خودش رو در دقایق پایانی پرسید که کروبی اگر جوابی هم داره ،نتونه اونها رو بیان کنه و این یعنی دقیقا همون کاری که میرحسین با احمدینژاد کرد.
انتخابات دهم پیچیدهترین و غیر قابل پیشبینیترین انتخاباتی است که نظام جمهوری اسلامی تا به امروز داشته و تنها یک دلیل هم برای این مسئله وجود داره : خطرهای خارجی تا حد زیادی کاهش یافته و حالا نوبت تصفیه حسابهای داخلی است . ایران بعد از پیروزی انقلاب همیشه با تهدیدات جدی خارجی دست و پنجه نرم میکرده. چه زمان جنگ، چه زمانی که به خاطر مسایل بینالمللی و جوسازیهای خارجی در مورد دست داشتن ایران در انواع و اقسام عملیات تروریستی، همیشه مورد سوءظن بوده و مورد تهدید و چه زمانیکه به خاطر مسایل عراق و افغانستان و محور شرارت خوانده شدن توسط امریکا تهدید جدی ای را احساس میکرد و پرونده هستهای هم که تا به امروز باعث میشده ایران همیشه مورد تهدید واقع بشه. ولی با وجود اینکه برخی در داخل کشور سعی دارند نشان دهند وضعیت بینالمللی ایران و سیاست خارجی ما باعث ایجاد بحرانهای زیادی شده، باید گفت کشورمان کمتر از هر زمان دیگری با تهدید رو به روست. اما چرا برخی در داخل سعی میکنند وضعیت را بحرانی جلوه دهند؟ اگر تا به حال به خاطر داشتن دشمنهای زیاد در خارج کشور، نمیشد به وضعیت داخلی با دید واقع بینانهای نگاه کرد، ثبات وضعیت خارجی این بار باعث شده که تصفیه حسابهای داخلی شروع بشه. بالاخره باید مشخص شود که چه کسانی در طول 24 سال گذشته با توسل به اینکه نباید به دست دشمن بهانه داد، هر کاری که خواستند انجام دادند و صدای منتقدان داخلی را هم بردیدند. چه کسانی به بیتالمال تکیه زدند و دربرابر افشاگریهای برخی افراد شجاع داخلی، خم به ابرو نیاوردند.
گفت: پیشبینیت از مناظره انتخاباتی میرحسینموسوی و احمدینژاد چیه؟ گفتم میتونم اینجوری برات تصویرش کنم :
در انتخابات سال 84 ،یکی از مهمترین دلایلی که به رای نیاوردن هاشمی رفسنجانی و رای آوردن احمدینژاد منتهی شد ،این بود که هاشمی رفسنجانی سمبل تمام مدیرانی بود که در 26 سال گذشته مدام در دایره مدیران دولتهای متفاوت جا به جا میشدند و هر کدام با شعارهای تازه تنها راه را برای جابه جایی همفکرانشان در سطوح عالی نظام و حتی مدیریت میانی باز میکردند. مدیریت کشور در دور تسلسلی گرفتار آمده بود که مدیران کارگزار در آن جابه جا میشدند و در واقع رای مردم به احمدینژاد رای به پایان دوره این مدیران بود.
یکی از ابهاماتی که در مورد میر حسین موسوی هنوز هم تو جامعه وجود داره اینه که آیا واقعا میرحسین موسوی اصلاح طلبه ؟
شور و شوق انتخاباتی خیلی خوبه. من هم تبلیغات کردن برای نامزد مورد نظرم رو دوست دارم . من هم شور انتخاباتی رو دوست دارم . بحث درباره آزادی و زندگی بهتر برای همه ایرانیان ، تزیین کردن ماشینها با پوستر تبلیغاتی نامزدها و شرکت کردن تو همایشهای بزرگی که توش میشه برای نامزد مورد علاقه ات داد بزنی و سرود بخونی و حسابی شلوغ کنی . ولی بعد از این جو انتخاباتی چه اتفاقی قراره بیافته ؟ متاسفانه ما ایرانیها تو همین مراسم اول موندیم و هنوز یک قدم جلوتر نرفته ایم . تب انتخاباتی ای داریم که زود به عرق می نشینه و بعد ... هیچی !
نمیدونم واقعا سیاست ایران نسبت به رفتار با عراق چیه . یعنی یه جورایی نمی فهمم داریم به کدوم سمت میریم . یک قول قدیمی هست که ممکنه تا به حال زیاد شنیده باشیدش و اونهم اینه که : "ببخش ولی فراموش نکن" . خوب تکلیف احساسات مردم ایران در مورد جنگ 8 ساله و زیانهای مالی و جانی زیادی که در این جنگ دیدیم در مقابل طرف عراقیمون میشه گفت یه جورایی به این گفته ربط پیدا میکنه . پس از اینکه امریکا به عراق حمله کرد و تجاوزگران جنگ 8 ساله به ملت ستمدیده در تلویزیون جمهوری اسلامی تغییر اسم دادند، وقتی که وامهای چند میلیاردی بلاعوض و بلند مدت برای بازسازی عراق به مسئولان دولت فعلی عراق اعطا شد و وقتی که در گفت و گوهای رسمی ، حرف از بخشش غرامت جنگ به طور یکجانبه از طرف عراقیها مطرح شد ، دلم میخواست بدونم مردم ایران نسبت به این خبرها چه احساسی دارند . یعنی مردمی که هشت سال جنگ رو تحمل کردند و برخی از مردمی که هنوز که هنوزه با آثار جنگ در جنگند و هنوز داغ از دست رفتن عزیزانشون رو فراموش نکردند ، چطور میتونند ببخشند و بعد فراموش کنند ؟
اگه قرار بود رای تو و تمام مردم رو بریزند تو سطل آشغال و رای گیری فقط یه نمایش از دموکراسی باشه ، میرفتی تو خیابون و برای نامزد مورد نظرت تبلیغ می کردی ؟ اگه قرار نبود رای تو هم به دردی بخوره ، دستبند رنگی و شال رنگی تن می کردی و بری تو خیابون با مردمی که نامزد مورد ریاست جمهوری مورد نظر تو رو قبول ندارند ، بحث کنی ؟ اگه قرار بود انتخاباتی در کار نباشه و همه چیزفرمایشی باشه ، این همه جار و جنجال و این همه مردم مردم کردن ها به چه دردی می خورد ؟
"زمانیکه نمایندگان مجلس پنجم در بیانیهای رسمی از نامزدی ناطق نوری در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 حمایت کرد ،این بیانیه و حمایت اکثریت مجلس هیچ اشکالی رو در کار مجلس ایجاد نمی کرد. نه هیات رییسه مجلس رو زیر سوال برد و نه از اقتدار اکثریت کاست اما حمایت فراکسیون اصولگرایان در انتخابات دهم ،از محمود احمدینژاد ، انگار قراره با حیثیت مجلس بازی کنه ." – یکی از نمایندگان حامی دولت در مجلس
با محمدرضا تابش دبیر فراکسیون اقلیت در مورد به اجماع رسیدن اصلاح طلبان صحبت می کردم . البته این روزها با توجه به تنوع سلیقه ای که در جبهه اصلاحات وجود داره ، زیاد هم نیروهای این جبهه تمایلی به اجماع ندارند و هر کدام سعی دارند از نامزدی که پیش بینی می کنند بیشتر به سلیقه های اونها اهمیت بده ، حمایت کنند . اما عده دیگه ای هم همچنان اعتقاددارند که باید اجماع صورت بگیره و دبیر فراکسیون اقلیت هم از این دست افراد است . تابش اعتقاد داشت نامزدهای انتخاباتی اصلاح طلب از همین حالا باید حامیانشون رو برای خبر انصراف احتمالی شان ازشرکت در انتخابات آماده کنند تا مثل دورانی که خاتمی انصراف داد ، نیروها دچار سردرگمی نشوند . ولی جدای از اینکه بالاخره شیخ به نفع آخرین نخست وزیر کنار می کشه یا برعکس ، یه مسئله ای برام خیلی جالب بود و اونهم این که رهبران اصلاحات ، استعداد ویژه ای برای مایوس کردن نیروهای داخل این جبهه دارند.
وقتی پیام تبریک عید نوروز اوباما را خوندم، باورم نمیشد اصل این پیام به همون لحن صمیمانه و سیاقی باشه که تو خبرها آمده ولی وقتی
سال ۸۸ سال پر ماجرایی خواهد بود . نه ! من نه ستاره شناسی بلدم نه طالع بینی چینی خوندم . فقط کافیه به وقایعی که قرار است در این سال اتفاق بیافتد نگاه بندازیم : ۱- انتخابات خرداد ماه را می توان مهمترین رویداد سال نامید ولی به نظرم از اون مهمتر چگونگی رسیدن به هدف اصلاح الگوی مصرف است که رهبری در پیام نوروزیشان به آن اشاره کردند. مجلس با تمام توانش جلوی دولت رو برای اجرای هدفمند سازی یارانه ها گرفت و بیانات رهبر انقلاب دقیقا راه پیش روی دولت و مجلس در سال آینده را روشن کرد . صحبت رهبر انقلاب تعیین تکلیف نهایی برای نمایندگانی بود که نمی خواستند ریسک این کار را بپذیرند و قرار بود درست مانند جریان سهمیه بندی بنزین ، کار بین دولت و مجلس پاسکاری شود . اما اصلاح الگوی مصرف اگرچه ممکنه در ماههای ابتدایی سال تحت تاثیر فضای انتخابات قرار بگیره اما از نیمه دوم سال باید رسما جنبه اجرایی به خودش بگیره و این مهمترین اتفاق سال آینده خواهد بود.
اصلا فکرش رو هم نمیکردم که یکدفعه خاتمی از وسط جمعیت راهپیمایان سر در بیاره . یه صدایی پشت سرم گفت خاتمی ،خاتمی ! وقتی برگشتم ،جمعیت زیادی همراه با خاتمی از طرف تقاطع یادگار امام و آزادی به سمت دانشگاه شریف اومدند. اولش وقتی مردم خاتمی رو میدیدند با موبایل شروع به عکس گرفتن میکردند ولی یه تعدادی از همراهان خاتمی شروع کردند به فریاد زدن شعار "خاتمی پاینده ،رییس جمهور آینده" که این شعار مردم رو عصبانی کرد و عدهای به سمت خاتمی رفتند و شعار دادند "مرگ بر منافق ،مرگ بر ضد ولایت فقیه" دوربین رو درآوردم و تو همون هیر و ویری شروع کردم به فیلمبرداری کردن . انقدر زیر دست و پا اینطرف و اونطرف افتادم که تو فیلم دوربین هم معلومه انگار زلزله اومده !مردم با هجومشون خاتمی رو به طرف در دانشگاه شریف بردند و دوباره برگردوندن سمت مسیر . صدای شعارهای مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولایت فقیه کم نمیشد . از اونطرف هم عده دیگهای فریاد میزدند زنده باد خاتمی ،زنده باد خاتمی .
چند وقت پیش یکی از نشریات خارجی در توصیفش از میرحسین موسوی نوشته بود ، "میرحسین موسوی؛ سیاستمداری که مردم اورا با نام کوچک میخوانند" !
برای اولین بار بود که جلوی تلویزیون نشسته بودم و داشتم برای غزه و فلسطینی ها گریه می کردم . وقت محاصره غزه ،کسی نوشته بود فلسطینی ها به دوران شعب ابیطالب پیامبر بازگشته اند و باید این دوران سخت را تحمل کنند . نشسته بودم جلوی تلویزیون و زیر لب فقط می گفتم : این عاشوراست ،این عاشوراست که در سال 1430هجری قمری داره تکرار میشه .
موضوع کاریکاتورهای سیاسی و اجتماعی موضوعی بوده که با وجود اینکه زیاد اهل هنر نیستم ولی دوست دارم که دنبالشون کنم و اعتراف می کنم که در چند وقت اخیر کاریکاتوری به
خب در وهله اول به نظرم کار خبرنگار عراقی بد بود ولی از اون دست کارهای بدی بود که ارزش انجام دادنش را داشت . یعنی کار بدی بود که به موقع انجام شد! از این نظر بد بود که در واقع اگر امریکایی بودی می تونستی نشون بدی ارتش امریکا برای کسانی آزادی را به ارمغان برد که بویی از فرهنگ و دیپلماسی نبرده اند و از جایی میشه بهش گفت کار به موقع و خوبی بود که اوج مظلومیت مردم عراق در برابر اقدامات امریکا به بهانه بردن آزادی به این سرزمین را نشون داد . مردمی که با دستهای خالی تنها نظاره گر کشته شدن هموطنانشان به بهانه های مختلف شدند و حالا که پیمان امنیتی نیز امضا شده ، نمیدونن چطوری باید نفرتشان به بوش را آشکار سازند . اقدام خبرنگار عراقی نشون دهنده اوج مظلومیت قشری از مردم عراق بود که بوش را برای آخرین بار در عراق می دیدند و نمی دانستند چگونه باید اعلام کنند که با جنگ به اسم آزادی مخالفند ! و چه هدیه ای برای بوش از این بهتر که بوسه خداحافظی را از لنگه کفشها بگیرد !
حدود سه تا مطلب نوشتم و تایپ کردم ولی نتونستم پستش کنم . یه جورایی حوصله نوشتن از بازیهای مربوط به حزب و گروه بازی رو ندارم ! داشتم به این فکر می کردم که کی به این حرفها اهمیت میده ؟ سه روز رفتم نمایشگاه مطبوعات ، تبدیل شده بود به یک میهمانی بزرگ برای دور هم نشستن و همکارهای قدیمی رو دیدن و از همدیگه حرف زدن و با سیاستمدارها گپ زدن . پیش خودم فکر می کردم مخاطبان اصلی نشریات و روزنامه های سیاسی و اقتصادی کشور چه کسانی هستند ؟ با کلی از روزنامه نگارها حرف زدم هم بچه های اعتماد که حالا روزنامه شان 500 تومن شده و معلوم نیست کی روزی 500 تومن میده روزنامه می خره ! هم همکارهای دیگه مون تو روزنامه کارگزاران و ایران و ... همگی یه جورایی این باور رو داشتند که ما برای خودمون می نویسیم و دولت و احزاب و گروههای سیاسی ، این وسط مردم عادی که اخبار تلویزیون که هر دو ساعت یکبار تکرار میشه ، براشون کافیه ، اگه بخواهند اخبار خیلی منفی رو هم بدونن سری به voa و ... می زنند! و باز همین مردم هستند که باید بروند رای بدهند. این وسط ... مخاطبان اصلی ما کی هستند ؟
اگر تا دیروز صف بندی و آرایش سیاسی فضای موجود در مجلس رو در برخورد با دولت و لوایح پیشنهادی اش و یا بحث های سیاسی تا حدودی می شد پیش بینی کرد ،این روزها اصلا نمیشه پیش بینی درستی از فضای سیاسی مجلس در باره ماجرای کردان و استیضاحش داشت . اگر بخواهیم از جز به کل بیاییم ،باید به نماینده های طیف ایثارگران و اصولگرایان منتقد دولت اشاره کنیم که از روز اول هم به مدرک کردان اعتراض کردند و بعد با گذر از دوره ای که مجلس را به خاطر رای اعتماد به کردان مسخره می کردند ،دوباره در پشت پرده، باعث و بانی تشکیل جبهه جدیدی برای استیضاح کردان شدند ،بعد می رسیم به نماینده های حامی دولت که با جلسات متعدد با ریس جمهور ،نتوانستند دکتر احمدی نژاد را قانع کنند که خودش وزیر پیشنهادی آقای لاریجانی (!) رو از کار برکنار کند و حالا جزو موافقان استیضاح شده اند ،مرحله بعد شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان است که برای تهدید کردان به استعفا ،ماجرای استیضاح و برکناری همراه با بیآبرویی وزیر رو پیش کشیدند و با رای بالایی استیضاح رو تصویب کردند ولی در نهایت خودشون هم زیاد راضی به این بیآبرویی نیستند و معلوم نیست به این استیضاح رای مثبت بدهند یا نه . مرحله بعد هم اقلیت مجلس هستند که با وجود اینکه بارها موافقتشان با استیضاح کردان اعلام کرده اند ،اما باز هم بدشون نمیاد که کردان رای اعتماد بگیره و وزیر کشور بمونه و حتی یکی از اعضای فراکسیون اقلیت می گفت ترس ما از اینه که به جای کردان احمدی مقدم ،فرمانده نیروی انتظامی وزیر کشور بشه و فضای انتخاباتی رو پلیسی و سیاسی کنه . مرحله بالاتر هم شخص آقای لاریجانی است که من هنوز هم که هنوزه نفهمیدم چرا کردان را پیشنهاد داد ،ازش حمایت کرد و نگذاشت جلسه رای اعتماد اول غیر علنی بشه و بعد حالا از برکناریش حمایت می کنه !(البته
چند وقت پیش نوشتم که
سرانجام بعد از سه ماه وزارت ، فکر کنم غیر از نظاره گران مسایل سیاسی و تحرکات پارلمانی ،این بار دیگه خود کردان هم به این مسئله رسیده که باید کم کم وسایلش رو از ساختمان 19 طبقه فاطمی جمع کنه . ولی جدای از این بازیهای سیاسی که باعث رای آوردن کردان وبعد اعلام وصول استیضاحش شد از رفتار رییس جمهور در تعجبم که چرا خودش با برکناری کردان به تمام حرف و حدیثها پایان نداد . یکی از نماینده ها می گفت رییس جمهور تو این موارد لجبازه ولی ما هم بهش گفتیم که حیثیت خودش و تمام کابینه را با حمایت از وزیر کشور گره نزند ولی او می خواست مجلس کار را تمام کند! نمی دونم بالاخره مجلس کار را تمام می کند یا ماجرا ادامه خواهد داشت اما ای کاش لجبازی ای در کار نبود.
نامزدهای احتمالی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری این روزها در صدر اخبار سیاسی قرار دارند و هر کدام با حضور در مجامع مختلف از فرصتی که برای بیان نظراتشان در اختیارشان قرار گرفته، کمال استفاده را میبرند. ولی برخی هم هستند که با وجود اینکه انتظار نمیرود مسافر آخرین ایستگاه قطار انتخابات باشند، دارند از فرصت پیش آمده استفاده میکنند و به بیان نقدها و گاه تخریبها میپردازند.اما به نظرم با وجود اینکه برنامه خیلی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری،بیان نقدها و بلافاصله بعد از آن ضرورت حضور خودشان برای اصلاح امور است، سید محمد خاتمی برنامه دیگهای داره و میخواد از این فرصت استفاده کند تا فقط بیان کند با این شرایط اصلا نمیشود کار کرد و نمیشود سر مردم را با این حرفها و شعارها گول زد! نمونهاش هم همین صحبت روز گذشته که گفته بود: "هر فردي اختيارات فعلي رئيسجمهور را كافي ميداند وارد صحنه شود."خوب اگر خاتمی از همین حالا اعلام کند که نمی خواهد در انتخابات آینده کاندیدا شود، مسلما تریبون انتخابات را هم از دست خواهد داد و چه بهتر که از این فرصت برای دور بعدی یا اصولا آینده استفاده کند: "در مورد خودم نميخواهم بگويم كه من در انتخابات آتي شركت ميكنم يا خير؛ بنده ديدگاهها و حرفهايي دارم كه در اين روزها كم و بيش درباره آنها صحبت كردهام و ان شاءالله كم كم مسأله را روشنتر خواهم كرد."
حدود دو هفته پیش مراسم اختتامیه جشنواره خاکریز شیشهای که جشنوارهای برای تقدیر از وبلاگهای برتر عرصه دفاع مقدس بود، با همت موسسه نسل آفتاب و هیات بلاگ برگزار شد. میهمانها هم محسن رضایی بود و آقای خادم و پرویز سروری نماینده تهران و مسعود دهنمکی. چند نفر از رزمندگان دوره جنگ هم به بیان خاطراتشون پرداختند. ولی وقتی اسامی برندگان اعلام میشد، خانومی جایزه طراحی بهترین قالب برای وبلاگ دفاع مقدس را گرفت که وقتی رفت جایزه را بگیره، صدای تعدادی از حضار دراومد. خانومی بود آرایش کرده با موهای بیرون از روسری و مانتوی تنگ.
اصلا انتظار نداشتم کنفرانس مطبوعاتی روز گذشته رییس جمهور اینقدر "کار درست" برگزار بشه که به تموم سوالاتی که مطرح کرده بودم ، پاسخ داده بشه. دیروز به نظرم بعد از گذشت سه سال از دوران ریاست جمهوری ، دکتر احمدی نژاد راه و رسم درست برخورد با سوالات مردم و افکار عمومی رو به رسانهایها نشون داد.
امروز ساعت سه بعدازظهر کنفرانس مطبوعاتی رییس جمهوره . این کنفرانس به نظرم مثل تمامی کنفرانسهای مطبوعاتی دیگه احمدی نژاد از اهمیت خاصی برخورداره . همیشه دکتر احمدی نژاد در شرایطی کنفرانس می گذاره که خبرنگاران سوالات زیادی دارند ولی در اکثر مواقع هم این سوالات بی جواب می مونه و یا وقت کم میاد و یا اینکه سوا کن ، جدا کن های خبرنگارها برای پرسیدن سوال اینقدر برنامه ریزی شده که هیچ سوال خاص و درست و حسابی نمیشه پرسید . ولی این بار سوالات زیادی در ذهن خبرنگاران و افکار عمومی وجود داره که امیدوارم امروز به این سوالات پاسخ درست و حسابی ای داده شود:
همیشه فکر میکردم روزنامهنگارانی که اسمشون تو روزنامه کیهان، اونهم تو ستون ویژه میاد، چقدر حرفهایاند و چقدر نوشتههاشون موجب هراس کیهان و جناح اصولگرا شده که اینتطوری دق دلی سرشون خالی میکنند! همیشه فکر میکردم چقدر از طرف مسئولین روزنامه کیهان، احساس خطر میشه که در مورد همکاران خودشون این مطالب را مینویسند ولی دیدم این خبرها هم نیست!
قبل از مطرح شدن بحث اعلام وصول طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش ، برخی معتقد بودند این طرح اونهم درست هفت ماه بعد از اینکه علی احمدی در این پست مشغول به کار شده و درست در آستانه ماه مهر و شروع آغاز سال تحصیلی جدید ، یک اقدام عجولانه است که راه به جایی نمی برد اما جمع شدن 82 امضا برای استیضاح وزیری که در بسیاری از موارد طرح استیضاحش هم با نمایندگان کنار آمده و قول تجدید نظر در عملکرد کوتاه مدتش را داده ، نشان از پیدا شدن عزم جمعی برای انجام کار بزرگتری داره . نمیدونم این تفسیر چقدر میتونه درست باشه... ولی کله پا کردن یک وزیر برای کشاندن تمام کابینه به مجلس اونهم در سال آخر فعالیت دولت، کار عجیبی است! عدهای معتقدند نمایندگانی که بازی رای اعتماد کردان را به حرف وحدیثها و نقل قولها باختند، این بار قصد دارند با عزل وزیر آموزش و پرورش، کاری کنند که کل کابینه برای گرفتن رای اعتماد به مجلس بروند و این بار دیگه مجلس حتما به کردان رای نخواهد داد ...
خارج شدن لایحه حمایت از خانواده از دستور کار مجلس برای هر کسی غیر قابل تصور بود غیر از من ! دارم کم کم به این نتیجه میرسم که لوایح و طرحهایی از این دست اصلا در مجلس به سامان درست و حسابی نمیرسند و نمونهاش هم طرحهایی که قراره فرهنگسازی کنند ، مثل طرح مد و لباس و طرح کنترل و هدفمند کردن برنامههای ماهوارهای که در مجلس هفتم بررسی شد و به نتیجه خاصی نرسید. البته این از دستور کار خارج شدن، ظاهرا داره تبدیل به پیروزی یک جناح در مقابل شکست جناح دیگه تعبیر میشه که کار خیلی اشتباهی است.
وقتی در سال اول فعالیت دولت نهم ،رييس جمهور مشغول بررسی وزرای پیشنهادی برای وزارت نفت بود و اون سر و صداها راجع به كردان و صادق محصولی و تسلطی برای وزارت نفت پیش اومد و فكر كنم ،تسلطی دومین وزیر پیشنهادی رییس جمهور بود كه بعد از حرف و حدیثها در مورد اموالش یا گرین كارت امریكا ،از شركت در جلسه رای اعتماد مجلس خودداری كرد و از وزارت انصراف داد ،با اون همه شایعه و خبری كه در موردش منتشر شده بود ،می گفتم : آدم هیچ وقت نباید خودش رو در معرض قضاوت این آدمها قرار بده كه قدرت بد پدر و مادر آدم رو جلو چشمش میاره !
همه جور توقیف دیده بودیم الا توقیف توافقی ! این روزها با وجود اینکه آقایون نامزد انتخابات ریاست جمهوری ، خیلی زود دارند بازی تبلیغات زودهنگام برای انتخابات ریاست جمهوری را راه می اندازند ، دعوای بین رییس جمهور و قالیباف قبل از اینکه معلوم بشه بالاخره احمدی نژاد و قالیباف قراره با هم در انتخابات ریاست جمهوری بعدی رقابت کنند ، یا نه ، تنها داره به ضرر روزنامه نگاران تموم میشه . از توقیف تهران امروز هنوز زمان زیادی نگذشته که هیات نظارت بر مطبوعات با برخورد با روزنامه همشهری عصر داره به افتخارات روزنامه بستن هاش اضافه می کنه ! البته بعضی از جمله مدیر مسئول همشهری اعتقاد داره که این توقیف نبوده و شاید هم اصلا همشهری عصری در کار نبوده ! ولی اگر قرار باشه روزنامه سه ماه منتشر نشه تا اسباب کشی کنه ، روز پنجشنبه روزنامه میره چاپخونه و چاپ نمیشه ؟ اونهم اینطوری یکدفعه ای ؟ ولی جریان همشهری عصر و توقیف توافقی اش با مدیر مسئول محترم چیه ؟ هیچی ! یه هیچی به اندازه دعوای دو تا از اعضای کابینه سر وزارت اقتصاد که نباید خبرش بیرون درز می کرده و اتفاقی این همشهری بوده که از این خبر باخبر میشه ولی این خبر تو هول و ولای معرفی وزیری که تا دقیقه نود هم معلوم نیست صمصامی است ، داوودی است یا مظاهری ، انقدر برای آقایان گران تموم شده که هیات نظارت پنجشنبه جلسه تشکیل میده و مدیران همشهری هم برای اینکه همشهری عصر مجوز جداگانه نداشته و نمی خواستند کل همشهری یکدفعه توقیف بشه ، خودشون کرکره ها رو پایین می کشند و میروند به اسباب کشی خیالی بپردازند ! تو خبرها و تکذیب های متفاوتی که از توقیف هشمهری عصر منتشر شد ، خبر
نگفتم مواظب باشید ؟ خوب تقصیر خودتونه دیگه ! تهران امروز رو میگم ! به بچه های اصولگرا که زنگ می زدم همه فحش می دادند . وقتی به اصلاح طلبها رسیدم ، همه داشتند می خندیدند که تهران امروز کار ما رو راحت کرد ! بگذار این اصولگراها خودشون اینقدر به جون همدیگه بیافتند که دیگه یادی از اصلاح طلب ها وروزنامه هاشون نکنند ! تحلیل جالبی بود ! ولی این بار دولت نشون داد که تنها راه از بین بردن یک نشریه ، دادگاه مطبوعات و توقیف موقت نیست و برای رسیدن به یک نشریه تعطیل شده ، به اندازه تعداد راههای رسیدن به خدا ، تو این مملکت راه هست !
این روزها خبر از نامزد شدن و یا کناره گیری رییس جمهور سابق ایران ، سید محمد خاتمی از رقابت انتخابات ریاست جمهوری دهم زیاد به گوش میرسد . یک روز سید خندان ، خبر از کناره گیری اش از رقابتها میدهد ، روز دیگه ، خبرنگارها را میپیچونه و میخنده که در حال بررسی هستم و روز دیگه برای سیزده نفر از کارشناسان سیاسی نامه میفرسته که شما بگویید من نامزد شوم یا نه !
نمايندگان هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي با شعارهاي اقتصادي و براي رسيدگي به وضعيت معيشتي و به قول خودشان آچاركشي اقتصاد كشور پا به تالار هرمي شكل بهارستان گذاشتند و در حاليكه همواره از ضرورت برنامهريزي و تعيين نظام اقتصادي كشور به دست نمايندگان مردم سخن ميگفتند، نتوانستند كارنامه مثبتي از فعاليتهاي برنامهريزي شده و هماهنگ خود از اين دوره به يادگار بگذارند.
نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در آخرين روزهاي فعاليت خود در خانه ملت با طرح بحث استيضاح وزير بازرگاني خواستند نشان دهند با وجود تمام تعامل هاي يكسويه اي كه هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي با دولت نهم داشت و در نهايت همين تعامل و يا به قولی تسامح و تساهل ، وظيفه نظارتيش را با ابهامهاي مختلفي مواجه ساخت، اما هنوز هم مي تواند به عنوان صداي ملت و به عنوان بیان انتقاد و نگراني مردم، دست به كاري زند تا شايد كمي به اضافه شدن به معدل عملكردش در كارنامه دور هفتم کمک کند.
با پايان يافتن بحث انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي ، گمانه زنيها در خصوص انتخابات هيات رييسه و تعيين رييس مجلس اصولگراي هشتم ، از قبل از برگزاري دومين دوره انتخابات و از هم اكنون آغاز شده و با نزديك شدن به زمان تشكيل اولين جلسه اين مجلس نيز بر رايزنيهاي نامزدهاي رياست مجلس با نمايندگان منتخب افزوده شده است .
اولين جلسات علني مجلس شوراي اسلامي در سال 87 كه بعد از تعطيلات 45 روزه اين نهاد براي آمادگي در خصوص شركت در انتخابات هشتمين دوره مجلس بود ، با عدم استقبال نمايندگان روبرو شده و شرايط نشان مي دهد كه نمايندگان مجلس اين روزها گرفتارتر از اين حرفها هستند كه بخواهند با نشستن بر روي صندليهاي سبز رنگ بهارستان ؛ آنهم 4 ساعت تمام به طور مستمر ! به بررسي طرحهايي بپردازند كه احتمالا كار رسيدگي مجدد به آنها پس از بازگشت از شوراي نگهبان ، به عمر نمايندگي آنها قد نمي دهد و به عنوان ارثيه اي كاري به نمايندگان دور هشتم مي رسد .
خوب ! عجب سالی بود سال ۸۶ ! اون هم با انتخاباتش ! ببخشید که اینها رو یک خورده دیر می نویسم ولی خیلی درگیر بودم و نشد دیگه ! از روزهای اولی که بحث انتخابات تو کشور کم کم به بحث جدی محافل سیاسی تبدیل شد ، شایعه حضور افرادی چون حسن روحانی ، محمد خاتمی ، مهدی کروبی و سیاسیون معروف دیگه به داغی اخبار انتخابات و بازار گرمی سیاسیون اضافه می کرد و خبرنگاران رو برای ثبت روزهای هیجان واقعی امیدوار ! ولی کم کم آدمهای کله گنده سیاسی، جاشون رو به افرادی دادند که قرار بود به زور معروف شوند و تبلیغات تو روز اول با اون حجم وسیع هم نتونست به داغ شدن فضای انتخابات کمکی بکنه ولی مردم همیشه در صحنه بالاخره این بار هم کار خودشون رو کردند و از خجالت حرفهای اخیر بوش و قطعنامه سوم در اومدند . ولی با این حال نمیشه از نقش قانون مجلس در کم شدن فضای هیجانی انتخابات و تبلیغات نگفت . خوب بالاخره ایران از این انتخابات هم سر بلند بیرون اومد و مردم در هر صورت رای شون رو به صندوقها ریختند ولی باید گفت که چرا این همه فضای انتخاباتی سرد بود و کار رو به جایی رسوند که وزیر کشور و سخنگوی دولت هم به این مسئله اعتراف کردند که فضای تبلیغاتی انتخابات سرد بود . جدای از اینها هم نگاهی به آمارها نشون میده که در تهران وضع به اون خوبی هم که همه می گفتند نبوده و اگه یه لیست خاص با اون همه تبلیغات و تو سرزنون تونسته رای بیاره ، اون هم با رای پایین ، به خاطر این بوده که میزان مشارکت در تهران کمتر از سی درصد بوده است . بنابر آمار وزارت کشور در تهران تعداد واجدین شرایط رای دادن ، ۶ میلیون و ۵۷۳ هزار و ۴۸ نفر بوده است و چند نفر در انتخابات شرکت کردند ؟ امارها نشون میده که حدود یک میلیون و 900 هزار نفر در تهران در انتخابات شرکت کردند .
روزهای شلوغی شده این روزها ... میری این خیابون ، همه دارند خرید می کنند ، میری اون خیابون همه دارند خرید می کنند . یه جورایی همه افتادند تو کار بالا بردن تورم ! بی خیال ... بزار برای یکبار در سال هم که شده این تورم راستی راستی به خاطر خود مردم و خریدهاشون بالا بره . بزار نقش روزنامه ها رو این وسط نادیده بگیریم ، دستهای پنهانی رو که از تو استخر های شمال شهر و فاضلاب های جنوب شهر در میاد تا تورم و گرونی رو بالا ببره ، نادیده بگیریم ! بی خیال بزار برای یه بار هم که شده ، مردم از نداشتن و نخریدن و بدبختی حرف نزنند !
یه زمانی بود که هیچ کدوم از مسئولین و یا بهتر بگم مدیران میانی دولت وقتی ازشون درباره سند چشم انداز بیست ساله سوال می شد ، نمی دونستند مفاد این سند چیه و فقط می دونستند یک برنامه برای بیست سال آینده کشور هست و فکر می کردند یه برنامه ای تو مایه های برنامه های توسعه ایست و برخی از این مدیران حتی عنوان می کردند که این سند یک آمال نامه است که اصلا کارآیی و خاصیت اجرایی ندارد . بعد از مدتی ، فرهنگ سخن راندن از چشم انداز بیست ساله و ضرورت توجه به آن در کلیه ادارات دولتی شکل گرفت و سند چشم انداز بعد از اون مهجوریت تبدیل به یک سند مقدس شد که سخن گفتن از اینکه ما نمی توانیم به اهداف مندرج در آن دست یابیم ، گناه کبیره به شمار می رفت . باز با این حال قوانینی که در مجلس تصویب می شد و یا برنامه های اجرایی دولت ، هیچ گاه از جهت سیاستهای کلی با سند چشم انداز بیست ساله مورد ارزیابی قرار نمی گرفت و یا اینکه وقتی این مسئله مطرح می شد که این قانون مخالف سند چشم انداز یا برنامه های توسعه ایست ، نمایندگان عنوان می کردند که خوب ! کسی یا نهادی باید مسئولیت نظارت بر این مسئله را برعهده بگیرد ! و در حالیکه ما در سال 1404 هجری شمسی باید قدرت اول منطقه باشیم و در عین حال میزان اتکامون به درآمدهای نفتی به صفر رسیده باشه ، هر سال در خصوص رسیدن به این اهداف راه برعکس رو پیش میریم و هیچ کس هم ککش نمی گزه که چرا داریم اتکامون به درآمدهای نفتی را سال به سال بیشتر و بیشتر می کنیم ... بعد تو این گیر و دار یکدفعه مشاور رسانه ای رییس جمهوری در گفت و گو با روزنامه اقتصاد پویا ادعا می کنه که ما مسیر بیست ساله را در طی سه سال رفته ایم و حدود 17 ، 18 سال از سند چشم انداز را طی کرده ایم و به اهداف مورد نظرمان رسیده ایم ...
این روزها رسانه های متعلق به جناح اصولگرایان به خصوص خبرگزاری فارس نامزدهای انتخاباتی این جناح چنان در گفتارهاشون به مجلس ششم و آثار و تبعات انتخاب بد مردم در اون زمان می پردازند که هر کی ندونه ، فکر می کنه شورای نگهبان در زمان تایید صلاحیت همین اصلاح طلبان در زمان انتخابات مجلس ششم ، خواب بوده ! تحصن هم که واسه اصلاح طلبان شده قوز بالا قوز ! مخصوصا کتاب
دارم فکر می کنم یعنی نمیشه تو عالم سیاست دروغ گفت ؟ یا مثلا این کار یک پدیده ی ضد اخلاقی است که یه سیاستمدار حرفی بزنه و پاش وای نایسته ؟ این روزها پاسخ به این سوال زیاد مهم نیست ! چون در حقیقت برای مردم اصلا مهم نیست ! گیریم یه روز رییس جمهور شدم و شعار دادم ، نفت رو سر سفره های مردم می برم و فردا زدم زیرش ! نه اینکه واقعا این کار رو نکرده باشم ها ، این حرفی رو که زدم می زنم زیرش . گیریم یه روز گفتم مگه مسئلهی امروز ما موی جوونها است و حجاب دخترها و فردا پای طرحی رو امضا کردم که همون جوونهای موسیخ سیخی و دخترهای بد حجاب رو یه نیرویی که باید تامین کننده امنیت همین آدمها باشه به اسم همون امنیت ، به صلابه میکشه ! بی خیال بابا ! ول کن این حرفها رو ! گیریم چند روز هم با رییس این نیرو سر این که من این طرح رو امضا کردم و انگار نکردم دعوای رسانه ای راه انداختم ، به کی بر می خوره ؟ به چی برمی خوره ؟ میدونی خیلی مهمه که مهرورزی رو با چه کسانی ، چطوری و در چه زمانی انجام بدی . با ملوانهای انگلیسی انجام بدی یا خبرنگار سی ان ان و یا اینکه دم انتخابات با قلیون کش های حرفه ای ! نمی خواد بیخود نگران کافه کتابها باشی ، یا روزنامه نگارها و دانشجوها . اینها از جاهای دیگه مهر و عطوفت بهشون میرسه ، این قلیونیها هستند که کمبود عاطفه دارند !
هی من میگم به حرفهای این رییس جمهور محبوب و مردمی ایران شک نکنید ، این مسخره بازیها و این ترور های شخصیتی را کنار بگذارید ، این طیف موسوم به اصلاح طلب زیر بار نمیره که نمیره ! هی نشستید ، گفتید و خندیدید که رییس جمهور گفته یه عده تو استخر شمرون نشسته اند و دارند قیمتها را بالا می برند ، هی گفتید ، آخه مگه بزغاله ها هم استخر میروند ؟ دیدید می روند ؟ دیدید دست های ایادی استکبار و توطئه کنندگان بر علیه اقتصاد کشور ، از همین استخر درآمد ؟ اصلا هر چه می کشیم از این ایادی استکبار جهانی در استخرها و میهمانی های آنچنانی و عروسی های دولتی و ماشینهای دولتی گُل زده می کشیم ! فقط کافیست نگاهی به این
چند وقت پیش تو مجلس یکی از نماینده ها تعریف می کرد که رفته بوده تو حوزه ی انتخابیه اش و یه پیرزنی اومده بوده تو دفترش و گفته بوده پسرجان ! نمی تونی از این "حساب ذخیره ارزی" برای من وام بگیری؟
روزی که فرشیدی ، وزیر سابق آموزش و پرورش برای بازدید از نمایشگاه مطبوعات اومد ، چند تا از مدرسه ها هم بچه هاشون را برای بازدید آورده بودند . پسر بچه های کوچیک تو این غرفه ها می دویدند این طرف و اونطرف و هی از هر کسی که توی یه غرفه نشسته بود ، کارت اینترنت زوری می خواستند ! فرشیدی رفته بود طبقه ی بالای غرفه روزنامه ایران نشسته بود و داشت با خبرنگار این روزنامه مصاحبه می کرد . بچه ها تا فرشیدی را دیدند خوشحال شدند و از همون پایین صداش کردند : آقا ! آقا فرشیدی ! ... فرشیدی فکر کرد واقعا کسی کارش داره . برگشت بدون اینکه نگاهی به بچه ها بکنه ، گفت : بله ! بچه ها که فکر نمی کردند آقای وزیر جوابشون رو بده ! داد زدند : آقا این معلم زبانمون خیلی گیره ! همش اذیت می کنه اخراجش کن !
نمی دونم این تحلیل درستی است که گفته میشه مردم برای رای ندادن به هاشمی رفسنجانی ، مجبور به رای دادن به احمدی نژاد شدند یا نه . در عین حال قبول دارم که کسانی که به احمدی نژاد رای دادند ، می خواستند از خاتمی و اصلاحاتش انتقام بگیرند . ولی در هر حال این فضایی که در زمان انتخابات ریاست جمهوری به وجود اومد ، این روزها با نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس هشتم ، داره به اوج خودش میرسه و هر روز بر دامنه تهمت زنیها و فضا سازیهای منفی بین دو گروه طرفداران هاشمی و احمدی نژاد افزوده میشه ، انگار نه انگار که غیر از طرفداران این دو گروه ، گروههای دیگری هم در نظام هستند که دارند خودشان را برای رقابت مجلس آماده می کنند ! در عین حال یکی از مهمترین نقاط این مبارزه ی به نظر من خونین ! داستان پرونده موسویان و دانشگاه آزاد است . تا جاییکه دولت داره با جیغ و داد خبر از اهمال قوه ی قضاییه میده و از اون طرف هاشمی رفسنجانی خیلی آروم و بی سر و صدا کار خودش را میکنه و با وجود اینکه گفته شده بود موسویان حق ورود به مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص را نداره ، گفته میشه برای کنفرانس اتحاد ملی ، همراه با هاشمی ودر کنار او پا به سالن اجلاس میزاره ! 
آخ که چه بحثی افتاده بین علمای روزنامه نگار در مورد سخنرانی رییس جمهور در دانشگاه کلمبیا ... از دیروز تا حالا همش دارم با مسنجر و تلفن راجع به این مطلب حرف می زنم .راستش را بگم تا حالا اینقدر در مورد یک موضوع سیاسی فک نزده بودم و مطلب تایپ نکرده بودم ! خیلی ها اعتقاد دارند احمدی نژاد به عنوان نماینده ملت بزرگ و شریف ایران نباید تن به این خواری می داد که یک رییس دانشگاه این همه بهش توهین کنه اما من نظر دیگه ای دارم و به نظرم توجه به این نکته است که باعث ایجاد افتخارهم میشه .
تفنگدار امریکایی در جنگ با عراق با حمله به یک کمپ گروه القاعده ! اونهم در عراق ! یک تنه جان سربازان دیگه ای را که به دست عراقی ها یا همان القاعده ای ها اسیر شده بودند نجات میده . اونهم درحالیکه عراقی ها داشتند با خوندن یک آیه از قرآن و گفتن الله اکبر از اعدام این سربازان فیلم می گرفتند . ولی چون بدون اجازه مافوقش این عملیات نجات را به سبک رمبو انجام داده بود ، از نیروی دریایی ارتش اخراج میشه و با هواپیمایی هما (ایران ایر !) به امریکا برمی گرده ! زنش بهش پیشنهاد میده که با هم بروند پیک نیک و بعد تو پیک نیک زنش به وسیله یک گروه که الماس دزدیده بودند گروگان گرفته میشه و در یک تعقیب و گریز که در جنگلهایی مثل ویتنام صورت می گیره ! تفنگدار قدیم دوباره به سبک رمبو و بعداز سه بار مردن و زنده شدن رنش را از دست خرابکارها نجات میده ! اونهم خرابکارهایی که با اره برقی می خواستندجانش را بگیرند !
آخ که کاش می شد این دید سیاسی را از ما می گرفتند تا حداقل زمانی که می خواهیم بریم پی سرگرمی هامون دیگه با این دید به همه چیز نگاه نکنیم . چرا ؟ هیچ وقت سرگرمی درست و حسابی نداشتم و اصلا وقت نمی کردم کاری غیر از کارخبری انجام بدم ولی چند وقته دارم خودمو مجبور می کنم که به غیر از کار به چیز دیگه ای هم فکر کنم ولی این سیاست مگه دست از سر ما برمی داره ؟
دکتر احمدی نژاد در گفت و گو با شبکه یک سیما ضمن تبریک ماه رمضان به مردم از صدا و سیما و مردم خواست به ماه رمضان به عنوان ماه شادی و سرور نگاه کنند و در پایان صحبتهاش گفت: باید تلاش کنیم که ماه رمضان ماه شادی حقیقی برای ملت مان باشد و برنامه های شادی بخش و تعالی بخشی را به مردم ارائه کنیم تا آنان بتوانند حداکثر بهره را از این ماه عزیز ببرند.