تبليغاتX
سيـــاه مشـــق
تورو جون مادرت به من رای بده ...

روزهای شلوغی شده این روزها ... میری این خیابون ، همه دارند خرید می کنند ، میری اون خیابون همه  دارند خرید می کنند . یه جورایی همه افتادند تو کار بالا بردن تورم ! بی خیال ... بزار برای یکبار در سال هم که شده این تورم راستی راستی به خاطر خود مردم و خریدهاشون بالا بره . بزار نقش روزنامه ها رو این وسط نادیده بگیریم ، دستهای پنهانی رو که از تو استخر های شمال شهر و فاضلاب های جنوب شهر در میاد تا تورم و گرونی رو بالا ببره ، نادیده بگیریم ! بی خیال بزار برای یه بار هم که شده ، مردم از نداشتن و نخریدن و بدبختی حرف نزنند !
راستش رو بخواهی نمی دونم این بدبختی و نداشتنها که همه ازش حرف می زنند ، چیه ! یارو ماشین قسطی خریده ، خونه ش هم اجاره ایه ، بعد میره برای عید 300 هزار تومان خرید لباس می کنه و باز تو عید دیدنیها که میشه می ناله که عجب گرونی ای شده لامصب ! به دارا و ندار رحم نمی کنه ! در عین حال که داره میناله ، از بالای دماغ نگاهی به سینه ریز جدیدش میندازه و میگه : بیچاره ما زیر خط فقریها که یه بار بهمون میگن آسیب پذیر ، یه بار میگن محروم و یه بار دیگه قشر متوسط و اون اوایل انقلاب هم می گفتند : پابرهنه ها و مستضعفین !
همچین میگه پابرهنه که یادم میره بگم پس اون چکمه های بلندی که باعث می شد نیروی انتظامی بچپونتت تو "ون" های سفید رنگش برای پابرهنه ها بود که ما نمی دونستیم !
دارم تو خیابون راه میرم ... یکی از راست تنه می زنه ، یکی از چپ ! یکی از جناح راست ، یکی از جناح چپ ! یکی با دود سیگارش ، هوای زندگیمو تار می کنه و ریه هامو پر از اکسیژن مرگ ! و اون یکی نگاه هیزش رو به پالتوی بلندم می دوزه که نه بدن نماست و نه .... با این حال یکی دیگه از بالای درخت و از روی بیلبوردی که تا قبل از این ممنوع بود ، داره همچین نگاهم می کنه که :" رای ندی میدم پدرتو دربیارند ! "
اون یکی یه لبخند ملیح زده انگار با همون نگاه مهربون می خواد بگه می دونم بنزین نداری ، مجبوری تو عیدی با لیتری 800 تومن سر کنی ، می دونم جونت از دست این گشت ارشادیها که نگاهشون از نگاه صد تا مرد هیز بدتره و سر تا پات رو همچین نگاه می کنند که انگار اومدن میدون تره بار دنبال میوه نورس می گردند ! به لب اومده ولی تو رو خدا به من رای بده ! برای آینده ایران به من رای بده ، برای آینده گرونی و خونه های متری 4 میلیونی به من رای بده ، برای آینده ایران و جوونهای هرزه اش که فقط بلدند تبرج کنند ، به من رای بده ! برای آینده ایران و جوونهایی که فردا با نارنجک های دست سازشون چهارشنبه سوری رو می کنند میدان جنگ جهانی سوم به من رای بده ! جون مادرت به من رای بده !  میگم باشه ، این بار هم مث همه دفعه های قبل بهت رای میدم ولی این بار دستم رو جوهری نگه میدارم تا اگه دست از پا خطا کردی ، با همون انگشت جوهری بزنم تو چشمت ...

پ.ن: میگم تو این عکسه این انگشتها چقدر بد رای داده اند ! یارو مونده بوده خودش رو بکنه تو شیشه جوهر و در بیاره !

+ نوشته شده در یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 7:38 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: سياسي