آدمها گاهی اوقات مجبورند در مقابل اتهاماتی که بهشون وارد میشه در برابر افکار عمومی از خودشون دفاع کنند، یا اینکه بی تفاوت از کنارش بگذرند و یا حتی بعد از اینکه مسئله را برای باقی مردم حل کردند ،به نوعی برای خودشون توجیه کنند.
ماجرای خودسوزی فردی که نه جانباز بود و نه معتاد ! اونهم در مقابل درب اصلی مجلس شورای اسلامی از اون دست اتهاماتی بود که حتی اگر مجلس و آقای لاریجانی و آقای بروجردی اتهام بیتوجهیشون به یکی از همین مردم را (خواه معتاد ،خواه جانباز و خواه یکی که سابقه کیفری هم داشته) به خوبی از خودشون و از مجلس دور کرده باشند ،باز هم این قضیه هیچ گاه منجر به تطهیر شدن چهره مجلسی که بی تفاوت از کنار این مسئله گذشت و حتی برنگشت نگاهی به اون مرد و شرایط زندگیش بندازه نخواهد شد.
رییس کمیسیون امنیت ملی و رییس مجلس با روانی و معتاد و کلا خطرناک خواندن این مرد اتهامی را که افکار عمومی به مجلس نسبت داده بود،از چهره مجلس پاک کردند ولی یه سوال دارم که چند روزیست دائم جلوی چشمم رژه میره و اونهم اینه که رییس مجلس اگر اتهام را از مجلس پاک کرد ،چطوری می خواد برای ذهن خودش و وجدان خودش و برای وجدان عمومی مجلس پاک کنه ؟
گاهی اوقات برخی مسایل مثل داد و بیداد کردن یه پیرمرد دم در مجلس و یا شیشه شکستن فرد دیگری یا فریادهای عده ای از بازنشستگان و معلمان در مقابل درب مجلس از فرط تکراری بودن هر روزه این منظره ،به راحتی به فراموشی سپرده میشه ولی خودسوزی و خودکشی یه آدم چطوری فراموش میشه؟
با یکی از نماینده ها در مورد این جریان صحبت می کردم . از رفتار لاریجانی و بروجردی خیلی ناراحت بود و می گفت می ترسم به روزی برسیم که حصار اطراف مجلس ما رو از تمام مردم جدا کنه . از تمام مردم و از تمامت زندگی آدم هایی که دارند با ما تو همین جامعه زندگی می کنند و عدهایشون جانبازند و برخی دیگه هم معتاد ...


