تبليغاتX
سيـــاه مشـــق
جواب ما را بدهيد ؛ چرا جنگ ؟

اينقدر تلويزيون را اين كانال و اون كانال كردم كه صداي همه تو خونه دراومد ... رييس خونه گفت : چكار مي كني ؟ من اخبار بيست و سي را ديدم خبري نبوده ! گفتم : اي بابا بيست و سي هم شد اخبار ؟ بعد با التماس گفتم بزاريد يه بار ديگه بزنم شبكه خبر ! باز هم خبري نبود ...

مامان گفت : احمدي نژاد اينقدر حرص مي خوره كه تو به خاطر پرونده هسته اي داري حرص مي خوري و تعطيلي را بهمون حروم كردي كه هيچ جا نريم ببينيم اخبار اعلام مي كنه پرونده ايران رفت شوراي امنيت يا نه ؟.... به درك بزار بره ... فوقش چكار مي خوان بكنن ؟ مي خوان ايران را تحريم كنن ديگه ! خوب الانش هم كه كفش و ساعت و كوفت و زهرمار چيني را بهمون ميندازن از اين به بعد رسما همه چيزمون ميشه چيني ! گفتم : خوبه من دوران جنگ بچه بودم نمي خواستم خريد كنم شما هم كه اصلا ظاهرا مشكلي نداشتيد ! اينقدر مرفه بي درد بوديد كه نخواهيد حرص بخوريد ! رييس خونه گفت : نه مرفه بي درد نبوديم ، انقلاب كرده بوديم ،‌بعدش هم كشور را نمي خواستيم بديم دست عراقيها ، تاوان آزادي را هم مي داديم ... گفتم : حالا بايد تاوان چي را بديم ؟ گفت : تاوان داشتن فن آوري هسته اي روز ، تاوان مبارزه با استكبار جهاني !

گفتم : آخه قرار نيست ما براي داشتن فن آوري روز تاوان بديم چرا ديپلماتهاي ما نمي تونن مثل كره اي ها از داشتن فناوري هسته اي و حتي داشتن سلاح هسته اي دفاع كنند و بايد حتما كار به دعوا و جنگ و خونريزي بكشه ؟ چرا جنگ ؟ چرا هميشه جنگ ؟

شبكه خبر همون موقع يه گزارش مردمي پخش كرد كه گزارشگر از مردم مي پرسيد به نظر شما سياستمداران ما بايد زير بار جنگ تحميلي بروند يا سازش ؟

زدم تو سر خودم نشستم كف زمين و گفتم : نه !‌ چه اشتباه بزرگي ! رييس خونه گفت : واي اين كار از الان زوده !‌ گفتم : ديديد گفتم ؟ ديديد گفتم اين ديپلماتها عرضه گفتگو ندارن دارن مردم را براي جنگ آماده مي كنن؟

نمي دوني چقدر مي ترسم ... شبهايي كه كابوس مي بينم خاطرات اون روزهاي جنگ را دوباره تو خواب مي بينم ... من و ساناز (آبجي كوچيكه) داشتيم هادي و هدي مي ديديم تا آق بابا مي خواست هادي را به خاطر اينكه توپش را تند و تند پاره مي كرد ،‌ دعوا كنه ، برقها رفت ، آژير قرمز را زدند ... مامان آبجي كوچيكه را بقل كرد و دويد طرف زير زمين من هم پشت سرش رييس خونه هم دنبالمون ... تو راه پله زن همسايه منو بقل كرد و دويد طرف پايين پله ها ولي من نمي خواستم برم پايين مامان و آبجي را نمي ديدم و دنبالشون مي گشتم داد مي زدم : مامان ! بابا ! نه !منو بزار پايين . من بايد مواظب خونه باشم ... تلويزيون روشنه بايد از برق بكشمش بيرون ! يه دفعه آژير سفيد شد صداي طباطبايي مجري اي كه اون روزها من مي گفتم عشق منه ! از تلويزيون روشن خونه اومد ... بچه هاي عزيز آق بابا و هادي و هدي منتظرند ....

دوباره جنگ شده .... ولي اينبار نه از آق بابا خبريه نه از نل كه دنبال مامانش بود نه ژان والژان ، نه حنا كه روزي بيست ساعت تو مزرعه كار مي كرد .... فقط ترسه ... دارم تو خيابونهاي تاريك مي دوم دنبال چي ؟ نمي دونم ! سفيدي بال هواپيماهايي را كه اومدن رو سرمون بمب بريزن مي بينم زمين از آتيش قرمز قرمزه ... ديگه نفسم در نمياد ... نه! دارم خفه مي شم خيلي واضح بوي گوگرد و دود را حس مي كنم ... ديگه نميشه نفس كشيد ... مامان بزرگ و بابا بزرگ رو پشت بام خوابيدند ... مامان و دايي اينا همه رفتند دنبال خاله كه از حج برگشته ، فرودگاه .... هواپيماها را كه تو آسمون مي بينم مي گم : يا ضارع و يا معين رد علي .... همه خونواده .... وجعلنا من بين ايديهم سدا و من خلفهم سدا ... من به اين كوچيكي فقط اين دعا را بلدم تا همه سالم برسند خونه ....

مي گم : يعني اگر دوباره جنگ بشه مردم تو جنگ شركت مي كنن ؟ مامان با افتخار هر چه تمامتر مي گه : بله نه پس چي ؟ همه بايد از وطنشون دفاع كنن .... گفتم : ولي اينبار دفاع از وطن نيست دفاع از حكومته ... مامان ميگه : فرقي نداره دفاع از حيثيت ايرانيه دفاع از غرور ايراني بودن ... ديگه هيچ كس نمي تونه به ايراني جماعت زور بگه ... ببين احمدي نژاد چطوري تو سازمان ملل از غرور ايراني دفاع كرد .پيش خودم مي گم : كاش بتونه از جون جوانهاي ايراني هم در برابر جنگ دفاع كنه و كاري نكنه كار به جنگ بكشه ...

نماينده ها تو مجلس اصلا نگران نيستند ولي ناراحتند . تمام غير متعهدها از پشت خنجر زدند هند و روسيه از همه بدتر . بعضيهاشون مي خندند . از اون خنده هاي هيستريكي ! ولي ميگن باز هم گلي به جمال هوگو چاوز ! خوش چهره مي گه نبايد كار را به برد اين طرف و باخت طرف ديگه برسونيم تو اين بازي برنده و بازنده اي وجود نداره ايران بايد به حق خودش برسه ... خوب اين هم خودش يه جور برده ! نمايندگان عزم جزم كردند براي تحريم اقتصادي انگليس ولي اعضاي كميسيونهاي اقتصادي و برنامه و بودجه معتقدند اين كار بايد با احتياط صورت بگيره ما سالانه 12 ميليارد دلار وادات از اروپا داريم و 7 ميليارد دلار صادرات ... بايد بين اين دو توازن برقرار بشه ولي تحريم كلي عملا منتفيه ... مرتضي تمدن نماينده خوش برخورد شهر كرد هم كه اگر به خواست رسانه ها بود ،‌به جاي كوهكن حتما كارپرداز فرهنگي مي شد ،‌ مي گه براي ما ديگه فرقي بن آمريكا و اسرائيل و انگليس نيست همه شان بايد تحريم اقتصادي شوند ... پيروز اين بحران ماييم درست مثل كره جنوبي و من تمام اين حرفها را مي شنوم و پيش خودم ميگم تا كي بايد به كشورهايي مثل هند و پاكستان كه دستشون تو دست اسرائيليهاست اطمينان كنيم ؟ نكنه جنگ شه ! اگر اينبار جنگ شه جواب جوونهايي را كه همين الانش هم از بزرگتر ها مي پرسند چرا جنگيديد، چي مي خوايم بديم ؟

+ نوشته شده در دوشنبه 4 مهر1384ساعت 13:34 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: سياسي