بعضی وقتها برخی مردان بزرگ تاریخ حرفهایی زده اند که قرنها و سالها بعد از وفاتشان مردم به آن حرفها رسیده اند و مهر تایید بر آن زده اند . رو دیوار بزرگ دبستانمان با خط نستعلیق قشنگی نوشته شده بود : امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند (امام خمینی ) در کنارش هم یک جمله دیگه بود : امریکا از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر ... خوب تو اون روزهای جنگ و تحریم شاید این جمله ها حتی برای ما بچه هایی که نمی فهمیدیم اینها یعنی چه ، بارقه امید بود شاید هم برای برخی دیگر فقط یک دیوار نوشته ...
نمی دونم ... درسته که مردم هنوز به این جمله شهید بهشتی نرسیده اند که امریکا از عصبانیت بمیرد ولی تو این روزهای پر از اضطراب گفت و گوی های هسته ای من یکی به این حرف امام رسیده ام که امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند ! در حالیکه عده ای سخت مشغول نگراتن کننده توصیف کردن وضعیت کشور هستند . س.الاتی از این قبیل را مطرح می کنند : چرا هاشمی رفسنجانی سفرش را به مشهد زودتر از موعد مقرر به پایان رساند ؟ احمدی نژاد برای چه به اهواز نرفت ؟ در جلسه مسئولان نظام با رهبری چه گذشت ؟ آیا تیم مذاکره کننده هسته ای عوض شده و عنان پرونده کشور باز به دست حسن روحانی و کارگزاران می افتد ؟ خاتمی و یارانش در مجمع تشخیص مصلحت نظام چه می کنند ؟ آیا واقعا دو بودجه برای سال 85 در مجلس مطرح است ؟ یکی بودجه عادی و یکی بودجه بر اساس فرضیه تحریم ؟
اما صحبت با چند تن از نخبگان هسته ای کشور و همچنین مسئولانی که در این جلسات محرمانه و آشکار حضور داشتند همه چیز را در نظرم عوض کرد .
تمام این مسائل یک فرمول دارد : نزدیک شدن زمان انتخابات مجلس خبرگان رهبری و قصد خاتمی و هاشمی رفسنجانی برای شرکت در این انتخابات را به اضافه قدرت نمایی کارگزاران چه در مجلس و چه در دولت و مجمع کنید و از جلسه مسئولان نظام با مقام رهبری که باعث همدلی بیشتر مسئولین شد و احساس خطرات را کمتر کرد ، کم کنید و در نهایت نتیجه را با تلاش برای ضعیف جلوه دادن گروه مذاکرات هسته ای دولت احمدی نژاد برای بازگشتن عده ای به مسئولیتهای قبلی اضافه کنید ، و تا یادم نرفته .... جواب را از صحبتهای قاطع مسئولان در خصوص انرژی هسته ای و به بازی گرفتن روسیه در گیم نت مداکرات هسته ای کم کنید !.... اگر جواب مثبت بود بدانید گروهی درصددند با توسل به هیجانات هسته ای به اهداف خود در انتخابات خبرگان دست پیدا کنند و موفق خواهند شد و اگر جواب منفی شد ، به قول داروغه در کارتون رابین هود ، شهر در امن و امان است !
پ.ن.1: امروز رفتم جلسه سخنگوی دولت و یکی از مسئولان روابط عمومی دولت گفت آقای احمدی نژاد مطلبت را راجع به آن پیرمرد کتاب فروش در میدان بهارستان خوانده و برای من نامه فرستاده که من این مطلب را از روی وبلاگ خبرنگار موج خواندم از این خانوم آدرس یا نشونی از آن پیرمرد را برایم بگیرید .... الان حدس بزنید من چه حالی دارم !!!!
پ.ن.2: عکس بالا از شاهکارهای هنری کاریکاتوریست خبرگزاری آقای رفیعی است که به دلیل مغایرت داشتن با فرهنگ ایرانی روی سایت نرفت ! یادتان باشد تیر اندازی و دوئل یک فرهنگ امریکایی است ! هیچ وقت با هم دوئل نکنید !