امروز اختتامیه جشنواره وبلاگهای انقلابی برگزار شد و با وجود اینکه فکرش را هم نمی کردم با من هم تماس گرفتند که در مراسم اختتامیه شرکت کنم . اما وبلاگم برنده نشد و این اولین بار بود که از نتیجه ای بد اینقدر راضی بودم !
گذشته از مشکلات این جشنواره که با وجود مهمانان جدی ، در یک فضای کاملا قاطی پاتی و بی هماهنگ برگزار شده بود و در آخر هم معلوم نشد سرنوشت چند تا از جوایز چی شد ، صحبتهای وزیر ارشاد در این مراسم و از نزدیک دیدن وبلاگنویسان مذهبی و انقلابی و همچنین خبر تشکیل باشگاه وبلاگنویسان تهرانی برام جالب بود .
سازمان فرهنگی و هنری شهرداری اقدام به تشکیل یه جایی شبیه یه سازمان کرده که اسمش را هم گذاشته باشگاه وبلاگنویسان اما معلوم نیست اهداف تشکیل این سازمان و اقداماتی که قرار است برای وبلاگنویسان انجام شود ، چیست و رییس این باشگاه که قبل از این از خبرنگاران باشگاه خبرنگاران بوده و تا آنجایی که من می دونم هیچ وقت هم وبلاگی نداشته و بعد از گرفتن این سمت از عمو قالیباف یه وبلاگ راه انداخته ، نتوانست جوابی به سوالات به جای بچه های وبلاگ نویس بدهد و بالاخره نفهمیدیم که قرار است در این باشگاه چه کارهایی انجام شود . ولی یکی از وبلاگنویسان انقلابی سوال قشنگی پرسید و اون این بود که سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران با چه بودجه ای می خواهد این جا را راه اندازی کند و در نهایت آیا این کار فقط برای ایجاد اشتغال برای عده ای خاص در هیات مرکزی این به ظاهر NGO دولتی است ؟ و آیا قرار است منابع بیت المال برای کمک به ایجاد اشتغال عده ای خاص و کمک به تمام وبلاگ نویسان از جمله مخالفان نظام باشد ؟ بحثهای صورت گرفته برام جالب بود چون من در خیلی موارد اشاره کردم که خواهش می کنم دولت دست از سر وبلاگ و اینترنت بردارد و دیگه این یه نخود فضا را که راحت توش نفس می کشیم برامون تنگ نکنه و بیشتر بچه هایی هم که سوالاتشان را از رییس باشگاه مذکور می پرسیدند ، همه حرفشان این بود و دغدغه هایشان هم هدر رفتن بیت المال برای به ظاهر کمک به وبلاگها و در نهایت ایجاد تبعیضی دیگر برای شهرستانی ها بود . اونهایی که اینترنت را در شهرستانها هم به زور گیر می آورند بیشتر از ما تهرانی ها احتیاج به این کمک ها دارند و از کجا معلوم که در نهایت از این امکانات برای تمام وبلاگنویسان استفاده شود ؟ تا اونجایی که من میدونم دولت جدیدا خیلی به وبلاگها علاقمند شده و هر طور شده می خواد به یک نحوی تعداد وبلاگهای خودی را از غیر خودی ! بیشتر کند اما آیا به این فکر کرده که با حمایت مالی از عده ای خاص و وارد کردن وبلاگ نویسان به دعواهای سیاسی چه ضربه ای به این محیط می زند و همچنین جوونهایی که تنها دلخوشیشون شده این یه نخود جا !
از حرفهای وزیر هم سه نکته اش برام خیلی جالب بود اولیش اینکه گفت : در نهایت هویت تمام وبلاگنویسان مشخص است و احتیاجی به پنهان کاری نیست ! و بعد اینکه در جایی دیگر اضافه کرد : اینترنت نقطه ایست که ما می توانیم عقب ماندگی و جهان سومی بودن خود را حل کنیم و بر خلاف بدگمانی هایی که وجود دارد اینجا محل فرهنگ است و گسترش فرهنگ آخر الزمانی ما می تواند چنان باشد که دیگران را به واکنش های عصبی وادارد که بر خودشان لعنت بفرستند که چرا چنین محیطی را درست کردند که بر علیه خودشان استفاده شود ..... می بینید هنوز دولت به مضر بودن وبلاگ و اینترنت اعتقاد داره و اگر برخی موارد اعلام حمایت می کنه می خواد مبارزه به روش طرف مقابل را شروع کند ! نکته سوم هم اینکه آقای وزیر ارشاد فرمودند : محیط مجازی محیط آزادی و جدایی از ریا هست و سلسله مراتب مانند خبرگزاریها و روزنامه ها وجود ندارد و مثل این می ماند که بچه ای در حمام می رود می زند زیر آواز ولی در کلاس درس حتی حرف هم نمی زند ! آقای صفار هرندی دست شما درد نکنه دیگه ما وبلاگ نویسان بچه شده ایم و وبلاگ هم حموم دیگه ! حالا که اینطور شد یکی لطفا اون سنگ پا را رد کنه بیاد اینجا !
ولی با وجود عیوب و نقصهایی که این برنامه داشت دکور قشنگی داشت این عکسها را ببینید ....(1) دخیل به امامزاده رایانه ! (3)
پ . ن 1: در پست بعدی راجع به اینکه چرا از برنده نشدنم خوشحال شدم برات می گم برای امروز دیگه بسه می دونم خسته شدی !
پ . ن 2: بچه های دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه در اعتراض به اخراج استاد "نمک دوست" روز شنبه ساعت 8 در دانشکده تحصن دارند . ارتباطاتیهاش بسم الله !