تبليغاتX
سيـــاه مشـــق
یکی از مردمان غرب وحشی !

تو کتاب ضرب المثل های قدیم ایرانی دنبال یه ضرب المثلی می گشتم که وصف حال خودم و این وبلاگ در این بازار مکاره سیاست باشم . یک ضرب المثل بیشتر پیدا نکردم .... از این ور رونده و از اونور مونده ! خوب حکایت ما هم اینه دیگه الان میگم چرا این چوب دو سر طلا برای این وبلاگ بهترین وصف سیاسی است و این یعنی همون دلیل که از برنده نشدن در وبلاگهای انقلابی راضی بودم و خشنود !
این روزها همه گیر دادند به وبلاگ و از آنجاییکه همه کار ما ایرانیان حتی آب خوردنمان هم سیاسی است ، همه می خواهند بدانند نویسنده وبلاگ ها کدوم طرفی اند و از آنجاییکه باید یا چپ بزنی یا به راست بپیچی ، باید تکلیف خودت را هم با این قماش سیاسیون و وبلاگ نویسان دو آتیشه هر دو جناح و حتی جناح مخالف نظام روشن کنی ولی من و وبلاگم ...
یه خورده حرف زدن راجع به این موضوع برام سخته ولی باید روشنگری کرد تا کمتر فحش خورد ! من یک خبرنگارم و از قضا در خبرگزاری کار می کنم که به دعواهای سیاسی کار نداره اما با این حال در مورد مسائل سیاسی طرفدار دولته اما تا جاییکه به اقتصاد کشور ضربه نزند یعنی یه جورهایی به نقد از درون معتقده یعنی اعتقاد خود من در مورد کل جناحها نه جناح غالب فعلی حاکم بر دولت و مجلس . اما با وجود اینکه در ابتدای وبلاگ نوشتم کی هستم و چکاره ام ولی نمی خوام به نوشته هام طوری نگاه بشه انگار دبیر سرویس سیاسی موج اینها را نوشته . من در این وبلاگ نمونه ای از مردم عامی و عادی هستم که فقط به خاطر کارم ، از نزدیکتر در جریان مسائل سیاسی هستم . اگر از مردم کوچه و خیابون بپرسید طرفدار کدوم جناح هستند بهتون چی میگن ؟ مردم طرفدار کسی هستند که براشون کار کنه و اگر دولت منتخبشون بخواهد پایش را ذره ای از دایره مردم بیرون بگذارد ، همان مردم به سراغ کس دیگری می روند که اگر هم نمی تواند حداقل بخواهد در خط مردم باشد ! من هم نه طرفدار دولتم نه مخالف آن همانطور که در مورد دولت اصلاحات همین عقیده را داشتم و به شوخی هم به بعضی از همکارهام می گفتم همشون سر تا پا یه کرباسند ! ولی درست بر خلاف خیلی از سیاسیون دو جناح و خبرنگارهای دیگه که اعتقاد دارند اکثریت هم اشتباه می کند ، معتقدم هر کاری که با اراده مردم و با اراده اکثریت آنها انجام گرفته برای زمان خودش کار درستی بوده و از این به بعد هم کار درستی خواهد بود . بنابراین از انتخاب احمدی نژاد توسط مردم اعلام حمایت می کنم و معتقدم باید به دولت کمک کرد که در آزمونی که مردم از او می گیرند  ، سرفراز بیرون بیاید و همانطور معتقدم انتخاب خاتمی و هاشمی رفسنجانی در زمان خودشان هم توسط مردم اشتباه نبود ، که برخی به چنین تفکری پایبندند . ولی این دلیل نمیشه که اگر دولت به شعارهایش پایبند نبود ، باز هم از او اعلام حمایت کنم . درست مثل دوم خرداد . خوب اون موقع کی با خاتمی مخالف بود ؟ کدومیک از مردم و اکثریت آن با خاتمی مخالف بودند ؟ اما چرا در انتخابات امسال به یاران خاتمی رای ندادند ؟ دلیل واضحه ، یاران خاتمی از خط مردم خارج شدند و این درست به معنی خروج خود خاتمی از خط مردم است .
حالا باور اینکه یه نفر در خط اکثریت و عامه مردم باشه ، اونهم کسی که همه روزه و هر ثانیه در بین همین مردم است ، چقدر سخت است ؟
تو جشنواره وبلاگهای انقلابی یکی از دوستان قدیمیم که تو روز اختتامیه جشنواره پیداش کردم ، گفت : تو انتخاب نمی شی . هیچ وقت هم تو این مراسم ها شرکت نکن . گفتم چرا ؟ گفت : تو میگی دولت خوبه ولی تا جاییکه مردم را فراموش نکنه ولی این جشنواره هایی که از طرف چپ یا راست برگزار میشه ، می خواد کسانی را انتخاب کنه که در همه حال بگویند دولت خوبه . پس یا رویه وبلاگت را عوض کن یا بی خیال قضیه شو !

پ.ن.1: یکی برام پیغام داده بود تو از مردم حرف می زنی معلومه که بچه بالا شهر هستی و از اون مرفهین بی درد . می خوام بگم هیچ خبرنگاری مرفه بی درد نمیشه در ثانی خونمون هم درست وسط شهر تو محله سلسبیل است ! البته بهش غرب وحشی هم میگن !
پ.ن.2: یکی از بچه های وبلاگ نویس انقلابی بهم گفت چرا گوشی موبایلت نوکیا است ؟ گفتم : چطور مگه ، گفت : 40 درصد از سود شرکت نوکیا به حساب صهیونیست ها میره . گفتم : این را به من که نمی دونستم که نباید بگی باید به اون آقازاده هایی بگی که این گوشی را وارد می کنند !
پ.ن.3: وجود بچه تو خونه آدم نعمته . این را طی این چند روزی که پسر داییهام مهمون ما بودند فهمیدم . بچه زندگی ما آدم بزرگها را به هم میریزه . به یکی از دوستهام می گفتم دلم برای این دو تا بچه میسوزه اومدند خونه یه مشت پیرمرد ، پیرزن که خیلی مودب صبح زود می روند سر کار و شب هم بر می گردند خونه و یه فیلم می بینند و می خوابند تا فردا ! ولی الان .... فقط همینو بگم که تو این چند وقته بعد از سالها حسابی این پارک و اون پارک کردیم و مثل بچه ها فریادهای کودکانه زدیم ! جات خالی !
پ.ن.4: برای اولین بار در وبلاگ پاتوق یه مطلب زنانه نوشتم برید ببینید . با تشکر از احسانه اینا که قابل دونستند !

+ نوشته شده در جمعه 28 بهمن1384ساعت 21:55 توسط ثمانه اکوان / / موضوع: